روشن شب عالمی ز ماه است
و ز مهر تو روز من سیاه است
در راه تو دین و دل فکندیم
برخاک چه جای مال و جاه است
از ما همه جان و سر فشاندن
و ز جانب دوست یک نگاه است
از فتنه ی فوج غمزه دل را
در سایه ی زلف او پناه است
چون دست به فرق ما نسودی
بگذار قدم که خاک راه است
دل جویی عاشقان مسکین
در کیش شما مگر گناه است
با سرو و مه آن عذار و قد را
تشبیه کمال اشتباه است
نه مه را کس به برقبا دید
نه سروی را به سر کلاه است
از دیر سخن مران صفایی
با شیخ که ز اهل خانقاه است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف عشق و دلتنگی خود میپردازد و رویایی خیرهکننده از زیبایی معشوقش را به تصویر میکشد. او بیان میکند که روشنایی و زیبایی وجود معشوقش، روز او را تاریک میکند و او برای عشقش از جان و دل گذشته است. در مقابل سختیها و فتنهها، محبت معشوق را پناهی برای خود میداند و احساس میکند که عشق به او نوعی گناه نیست. شاعر همچنین انتقاد میکند که تشبیه معشوق به زیباییهای دیگر اشتباه است، چرا که هیچچیز نمیتواند به زیبایی او نزدیک شود. در انتها، از افرادی که در خانقاهها به تنگنظری مشغولند، میخواهد که او را از محبت و عشقش دور نکنند.
هوش مصنوعی: در شب، روشنیای که به وجود میآید، از ماه و مهر توست، اما روز من به خاطر نبود تو تاریک و بینور است.
هوش مصنوعی: در مسیر عشق و راه تو، جان و ایمان خود را به زمین سپردیم؛ دیگر مال و مقام چه ارزشی دارد؟
هوش مصنوعی: از ما تنها جان و سر ما فدای عشق میشود، اما از سوی دوست، فقط یک نگاه کافی است.
هوش مصنوعی: دل در برابر مشکلات و غمها، پناهگاهی در سایه زلف معشوق یافته است. در واقع، این زلف به عنوان منبع آرامش و امید، از آشفتگی و دردها محافظت میکند.
هوش مصنوعی: زمانی که دست تو به بالای سر ما نرسید، اجازه بده که قدم بگذاری، چون زمین راهیست که باید از آن عبور کرد.
هوش مصنوعی: آیا طلب محبت و توجه از عاشقان بیچاره در مسیر شما خطایی است؟
هوش مصنوعی: تشبیه با زیباییهای طبیعی مانند سرو و ماه به چهره و قامت فردی، کاملاً نادرست و اشتباه است.
هوش مصنوعی: هیچکس ماه را در جایگاه بلندش ندیده و هیچکس هم درخت سرو را با کلاهی بر سرش مشاهده نکرده است.
هوش مصنوعی: سخنانی که از گذشته میگویی را به کسی که در جمع اهل خانقاه است، تحمیل نکن؛ زیرا او به نوعی به این فضا عادت کرده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای مه مه مهر و مهر ماه است
بی باده نشستن از گناه است
روز و رخ دوستان سپید است
روی و دل دشمنان سیاه است
سلطان ملک ارسلان مسعود
[...]
هر مرغ که مرغ صبحگاه است
ورد نفسش دعای شاه است
شاهی و ملایکت سپاه است
خلق تو عظیم و حق گواه است
امشب شده دلبری دچارم
کز وی به اجل مرا پناه است
زنبور گزنده چون مگس نیست
می گویم و خال او گواه است
دنباله ی چشم او ز سرمه
[...]
از دوری او که هم چو ماه است
از بس شب هجر من سیاه است
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.