به ظاهر گر به چشمم ای سمن سیما نمی آیی
به خواب من چرا در پرده شبها نمی آیی؟
اگر نگرفته خار بدگمانی دامن پاکت
چرا هرگز به خلوتخانه ام تنها نمی آیی؟
ز چشم بدخطر دارند خوبان بی بلاگردان
مرا آنجا بخوان باری اگر اینجا نمی آیی
چو آید پیش ما هر جا بلایی هست در عالم
چه پیش آمد ترا جانا که پیش ما نمی آیی؟
ز شوق پای بوست بوسه بر لب می زند جانم
به بالینم چرا ای آفت جانها نمی آیی؟
ز جان بی نفس آسیب نبود شمع روشن را
به خاک من چرا ای آتشین سیما نمی آیی؟
نپیچد سر ز فرمان کمان تیر سبک جولان
چرا یک ره به آغوش من ای رعنا نمی آیی؟
به امید وفای وعده پاس زندگی دارم
بگو تا جان دهم امروز اگر فردا نمی آیی
نگاه بی ادب در چشم قربانی نمی باشد
چرا بی پرده پیش صائب شیدا نمی آیی؟



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به معشوقی مینگرد که در ظاهر به دیدارش نمیآید، اما در خوابها حضور دارد. او از معشوق میخواهد که فراتر از بدگمانیها و موانع، به خلوت او بیاید. شاعر حسرت میخورد که پس از آگاهی از چالشهای زندگی، چرا معشوق به نزد او نمیآید و در عوض، فقط در خیالهایش حضور دارد. او با جمع آرزوها و امیدها، احساس تنهایی و انتظار برای دیدار را به تصویر میکشد و از معشوق میخواهد که به وعدههایش وفا کند. در پایان، شاعر از این مینالد که معشوق حتی با وجود احساس دوستی و شیدایی، از او دوری میکند.
هوش مصنوعی: گرچه در روز به چشمم نمیآیی و نمیدانی که دلتنگ توام، چرا در شبها که همه جا تاریک است و آرام، خوابهای من پر از یاد توست؟
هوش مصنوعی: اگر تو به من اعتماد داری و به فکر بدگمانی نیستی، پس چرا هیچوقت به تنهایی به دیدنم نمیروی؟
هوش مصنوعی: خوبان از چشمهای بدخواهان در امان هستند و از من میخواهند که آنجا بروم، اگر تو اینجا نمیتوانی بیایی.
هوش مصنوعی: هر زمان که در دنیا مشکلی پیش میآید، تو چرا به ما نمیگویی و نزد ما نمیآیی، ای جانا؟
هوش مصنوعی: از شوق دیدار تو، جانم لبان خود را به بوسه نزدیک میکند. چرا ای مایه آرامش و خوشی زندگیام، به دیدن من نمیآیی؟
هوش مصنوعی: اگر روح بینفس باشد، نمیتواند به شمع روشن آسیبی بزند. چرا ای چهره آتشین، به خاک من نمیرسی؟
هوش مصنوعی: چرا تو ای زیبای محبوب، یک بار هم به آغوش من نمیآیی، در حالی که تیر کمان به راحتی در پرواز است و سر تسلیم از فرمانش نمیپیچد؟
هوش مصنوعی: من به وفای وعدهات امید دارم و برای زندگیام ارزش قائل هستم. بگو که امروز جانم را فدای تو میکنم اگر فردا نیایی.
هوش مصنوعی: نگاه بی ادب به چشمان کسی که قربانی شده، کار درستی نیست. پس چرا به راحتی و بدون هیچ پردهای، در برابر صائب شیدا ظاهر نمیشوی؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.