نگه دار از لب پیمانه آن لبهای میگون را
که با خون شسته است ای خونی شرم و حیا خون را؟
مشو غافل ز مکر دختر رز هوش اگر داری
که این مکار می گیرد رگ خواب فلاطون را
حریف زخم دندان ملامت نیست لبهایت
مکن نقل حریم میکشان آن نقل موزون را
نمی ارزد به حرف تلخ، عیش باده شیرین
پی یک قطره می بر لب منه صد کاسه خون را
حدیث توبه را با ساده لوحان در میان افکن
مکن در کار پی بر کردگان این نعل وارون را
خرام بی خودی دست طمع در آستین دارد
مده در مجلس می جلوه آن بالای موزون را
به عذر آن که نشنیدی نصیحت های صائب را
به شیرینی بگیر از دست او این کاسه خون را



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به هشدار دربارهٔ جذابیتهای فریبندهٔ عشق و شراب میپردازد. او از زیبایی و دلربایی معشوقهای سخن میگوید که میتواند انسان را به کام نابودی بکشاند. همچنین، به مخاطب توصیه میکند که نباید فریب ظاهر زیبا و شیرین می را بخورد و از عواقب تلخ آن غافل شود. در انتها، شاعر خودش را در مقام نصیحتدهندهای قرار میدهد که تجربیاتش را با دیگران در میان میگذارد تا آگاهشان کند.
هوش مصنوعی: از لیوان پر از شراب، آن لبهای خوشرنگ را دور نگهدار که با خون شسته شدهاند، ای کسی که از شرم و غیرت خون میریزی؟
هوش مصنوعی: از فریبکاری دختر زیبایی غافل نشو، اگر دانش و آگاهی داری، زیرا او به خوبی میتواند نقاط ضعف و احساسات عمیق انسانها را شناسایی کند.
هوش مصنوعی: دوست من، دشمن زخم زبان نیست. لبهایت را در نقل کردن صحبتهای دیگران باز نکن. به یاد داشته باش که آن داستان زیبا را از میکده بگویید.
هوش مصنوعی: زندگی شیرین و لذتبخش ارزش ندارد که به خاطر یک حرف تلخ خراب شود. به یاد داشته باش که برای یک قطره شراب خوشمزه نباید به خاطر آن همه درد و رنج را نادیده بگیری.
هوش مصنوعی: توبه و بازگشت به سوی خدا را با انسانهای ساده دل در میان نگذار، زیرا در کار افراد زیرک و خردمند، این موضوع به خوبی درک نمیشود و آنها نمیتوانند به درستی این مسائل را بفهمند.
هوش مصنوعی: در اینجا به موضوعی اشاره شده که کسی بدون دلیل خاصی و بیهدف به دنبال چیزهایی است که نباید به آنها دست پیدا کند. در عین حال، زیبایی و زینت خاصی در مجلس وجود دارد که بهتر است فقط مورد تماشا قرار گیرد و نه اینکه به آن طمع ورزید. به نوعی، این بیانگر این است که بعضی از زیباییها باید فقط به admire و نه به تصاحب پرداخته شوند.
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه نصیحتهای خوب و دلنشین را نشنیدی، این ظرف پر از خون را با لطافت و شیرینی از او بپذیر.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
کنون دانم که با مردم بدل میلست گردون را
که بر تخت شهی بنشاند شاهنشاه فضلون را
یکی سر بود میران را یکی تاجست شاهان را
یکی مه بود ماهان را یکی مهر است گردون را
یکی از هفت گردونست عالی همتش برتر
[...]
چو خواهی برد روزی عاقبت این جان مفتون را
گه از گاهی به من بنمای باری صنع بیچون را
تو می کن هر چه خواهی، من نیارم دم زدن زیرا
که گر چه خون کند سلطان، نیارند از پی خون را
نخواهم داد دربان ترا بهر درون زحمت
[...]
شب غم دیو باد آهم از جا برد گردون را
فرو برد اژدهای سیل اشکم ربع مسکون را
به چشم کم مبین ای کج نظر دلهای پر خون را
که ناز خیمه لیلی است در سر، داغ مجنون را
به مژگان تر من قطره خون را تماشا کن
ندیدی گر به دوش کوهکن تمثال گلگون را
نظربندست عاشق رو به هر جانب که می آرد
[...]
گرفتم در نظر، هر جا شدم، آن قد موزون را
خیابان کردم از یک سرو، بر خود کوه و هامون را
مربی گر نباشد آفتاب طلعت لیلی
که میسازد نگین حلقه اطفال مجنون را
تلاش خودشناسی، شیوه آزادگان باشد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.