نبردم زیر خاک از عجز با خود دعوی خون را
به دست زخم دندان دادم آن لبهای میگون را
ز چشم شوخ لیلی آهوان دارند فرمانی
که هر جا می رود، از چشم نگذارند مجنون را
رمیدن جست ازخاطر غزالان را ز بی جایی
شکوه عشق مجنون تنگ کرد از بس که هامون را
نکرد از دیده پنهان باده گلرنگ را مینا
نقاب از دیده چون پنهان کند آن روی گلگون را
مزن زنهار در کوی مغان لاف زبردستی
که زور می حصاری می کند در خم فلاطون را
نگردد ترک جست و جو حجاب روزی قانع
گره در بال گردد دانه این مرغ همایون را
ز زندان نیست پروا عشق را، معشوق اگر باشد
به بوی گنج در خاک است استقرار، قارون را
به خاکش نور بارد تا به دامان جزا صائب
کسی کآرد به خاک کشتگان آن جامه گلگون را



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و معشوق سخن میگوید و به بیان مشکلات و عواطف ناشی از عشق خود میپردازد. او به آسیبهای روحی ناشی از جدایی و فاصله از معشوق اشاره میکند و احساساتی مانند عجز و longing را به تصویر میکشد. همچنین از داستانهای عاشقانه لیلی و مجنون به عنوان نمادهایی از عشق واقعی و درد آن یاد میکند. شعر به ترکیب زیبایی از احساسات عاطفی و تصاویری از عشق میرسد که در آن، عشق حتی در سختیها نیز ارزشمند و دارای نور است.
هوش مصنوعی: من به خاطر ناتوانیام نتوانستم در زیر خاک به جنگ بروم و از احساس شکست، دعوی خون را به زخم دندانهایم چسباندم و آن لبهای زیبا را به یاد آوردم.
هوش مصنوعی: چشمان شاداب لیلی، حکمی دارند که هر جا لیلی میرود، آهوها نباید مجنون را از نظر دور کنند.
هوش مصنوعی: غزالان به خاطر بیجایی و مشکلاتی که دارند، از یاد رفتند و عشق مجنون را بیشتر تحت فشار قرار داد. این احساس تنگی و ناراحتی از آنقدر که هامون را درگیر کرده، به وضوح نمایان است.
هوش مصنوعی: بادهای با رنگ زیبا هرگز از چشمها پنهان نمیماند، مانند مینا که نمیتواند چهرهی گلگون را از دید پنهان کند.
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به ما هشدار میدهد که در محافل و مکانهای مخصوصی مانند محله مغان (مغها به عنوان نماد خرد و دانایی شناخته میشوند) مغرور نباشیم و درباره تواناییهایمان اغراق نکنیم. او به ما یادآوری میکند که قدرت و توانایی واقعی در دنیای عمل و واقعیت سنجیده میشود و تفاخر به خود، فقط ما را در مخمصه میاندازد. به عبارت دیگر، ممکن است در دنیای واقعی اوضاع به گونهای دیگر پیش برود و نباید خود را از دیگران برتر بدانیم.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که هر فردی باید به دنبال تحقق آرزوها و اهداف خود باشد و هرگز ناامید نشود. اگر مداومت و تلاش کافی صورت گیرد، در نهایت آن خواستهها به سرانجام خواهند رسید و چیزی میتواند به مانند دانهای برای پرندهای بزرگ، به او کمک کند تا به ارتفاعات بالاتری دست یابد.
هوش مصنوعی: در عشق، ترسی از زندان وجود ندارد، زیرا اگر معشوق واقعی وجود داشته باشد، مانند گنجی در خاک است که به رغم همه سختیها و محدودیتها، ارزش و اعتبارش همچنان باقی میماند.
هوش مصنوعی: نور به زمین ببارد تا افرادی که در راه حق قدم گذاشتهاند، به پاداش شایسته خود برسند؛ افرادی که به خاطر تلاشهایشان، مانند کسانی که در خوشیها و شادیها زیستهاند، با لباس زیبایی به جزا میرسند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
کنون دانم که با مردم بدل میلست گردون را
که بر تخت شهی بنشاند شاهنشاه فضلون را
یکی سر بود میران را یکی تاجست شاهان را
یکی مه بود ماهان را یکی مهر است گردون را
یکی از هفت گردونست عالی همتش برتر
[...]
چو خواهی برد روزی عاقبت این جان مفتون را
گه از گاهی به من بنمای باری صنع بیچون را
تو می کن هر چه خواهی، من نیارم دم زدن زیرا
که گر چه خون کند سلطان، نیارند از پی خون را
نخواهم داد دربان ترا بهر درون زحمت
[...]
شب غم دیو باد آهم از جا برد گردون را
فرو برد اژدهای سیل اشکم ربع مسکون را
به چشم کم مبین ای کج نظر دلهای پر خون را
که ناز خیمه لیلی است در سر، داغ مجنون را
به مژگان تر من قطره خون را تماشا کن
ندیدی گر به دوش کوهکن تمثال گلگون را
نظربندست عاشق رو به هر جانب که می آرد
[...]
گرفتم در نظر، هر جا شدم، آن قد موزون را
خیابان کردم از یک سرو، بر خود کوه و هامون را
مربی گر نباشد آفتاب طلعت لیلی
که میسازد نگین حلقه اطفال مجنون را
تلاش خودشناسی، شیوه آزادگان باشد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.