ما دل دوستان به جان بخریم
ور جهان دشمن است غم نخوریم
گر به شمشیر میزند معشوق
گو بزن جان من که ما سپریم
آن که صبر از جمال او نبود
به ضرورت جفای او ببریم
گر به خشم است و گر به عین رضا
نگهی باز کن که منتظریم
یک نظر بر جمال طلعت دوست
گر به جان میدهند تا بخریم
گر تو گویی خلاف عقل است این
عاقلان دیگرند و ما دگریم
باش تا خون ما همی ریزد
ما در آن دست و قبضه مینگریم
گر برانند و گر ببخشایند
ما بر این در گدای یک نظریم
دوست چندان که میکُشد ما را
ما به فضل خدای زندهتریم
سعدیا زهر قاتل از دستش
گو بیاور که چون شکر بخوریم
ای نسیم صبا ز روضهٔ انس
برگذر پیش از آن که درگذریم
تو خداوندگار باکرمی
گر چه ما بندگان بیهنریم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و فداکاری برای دوست میپردازد و ابراز میکند که حاضر است برای دلخوشی معشوق، حتی جان خود را در خطر بیندازد و به دشمنانش اهمیت ندهد. او در مواجهه با جفای معشوق صبر میکند و همچنان منتظر یک نگاه از سوی او است. عشق برای شاعر فراتر از عقل و منطق است و او از هر مصیبتی که بر سرش بیاید، شاداب و زنده میماند. در پایان، از نسیم صبا خواسته میشود که پیش از آنکه دیر شود، به نزد دوست برود و به وصف باکری و بزرگی معشوق اشاره میشود.
هوش مصنوعی: ما برای دلهای دوستان خود حاضر هستیم جان خود را فدای آنان کنیم و اگرچه در این دنیا دشمنانی وجود دارند، نگران آنها نخواهیم بود.
هوش مصنوعی: اگر عشق با شمشیر به من حمله کند، بگو که به جان من بزنی، زیرا ما سپر میان این درد هستیم.
هوش مصنوعی: اگر نتوانیم به زیبایی او صبر کنیم، ناچار باید تحمل رنج و سختی او را بپذیریم.
هوش مصنوعی: اگر خشمگین باشی یا که به رضایت نگاه کنی، فقط کافیست نگاهی بیندازی، ما در انتظاریم.
هوش مصنوعی: اگر فقط یک بار به زیبایی چهره دوست نگاه کنیم، حتی اگر جانمان را بدهیم، ارزشش را دارد تا آن را به دست آوریم.
هوش مصنوعی: اگر تو بگویی که این کار برخلاف عقل است، بدان که دیگران هستند که از ما عقل بیشتری دارند و ما راهی متفاوت را در پیش گرفتهایم.
هوش مصنوعی: بگذار تا وقتی که خون ما جاری است، ما به دست و قبضه نگاه کنیم.
هوش مصنوعی: اگر ما را طرد کنند یا ببخشند، ما همچنان در این درگاه به عنوان نیازمندی که به یک نگاه چشم دوخته است، باقی خواهیم ماند.
هوش مصنوعی: دوست هر چقدر که به ما آسیب میزند، ما به برکت خداوند زندهتریم.
هوش مصنوعی: ای سعدی، زهر کشندهای را که در دست دارد، بیاور تا مثل شکر بخوریم.
هوش مصنوعی: ای نسیم صبحگاهی، از باغ دوست عبور کن و به ما پیام خوشی برسان، پیش از آنکه ما از این دنیا برویم.
هوش مصنوعی: تو ای پروردگار پاک و وارسته، هرچند ما بندگان تو دارای هنر و فضیلت نیستیم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
خیز تا می خوریم و غم نخوریم
وانده روز نامده نبریم
تا توانیم کرد با همه کس
رادمردی و مردمی سپریم
قصد آزار دوستان نکنیم
[...]
همچو اول از او عطا ببریم
بیلب و کام قندهاش خوریم
به که نام مثال خود نبریم
وز خیال و مثال درگذریم
گر چه جای غمست، غم نخوریم
دست بر هم زنیم و در گذریم
گر گذاری که با تو در نگویم
خاک پایت به چشم ها بخریم
تا ببوسیم آستان ترا
حلقه حلقه نشسته گرد دریم
گر غرامت ستانی از انصاف
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.