ما همه چشمیم و تو نور ای صنم
چشم بد از روی تو دور ای صنم
روی مپوشان که بهشتی بود
هر که ببیند چو تو حور ای صنم
حور خطا گفتم اگر خواندمت
ترک ادب رفت و قصور ای صنم
تا به کرم خرده نگیری که من
غایبم از ذوق حضور ای صنم
روی تو بر پشت زمین خلق را
موجب فتنهست و فتور ای صنم
این همه دلبندی و خوبی تو را
موضع ناز است و غرور ای صنم
سروبنی خاسته چون قامتت
تا ننشینیم صبور ای صنم
این همه طوفان به سرم میرود
از جگری همچو تنور ای صنم
سعدی از این چشمه حیوان که خورد
سیر نگردد به مرور ای صنم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این غزل حاکی از عشق عمیق و ستایش شاعر از معشوق است. شاعر معشوق را نور و مظهر زیبایی میداند و به نقش او در زندگی آدمیان اشاره میکند. او از نیاز و اشتیاق خود به معشوق میگوید و بر تأثیرات مثبت و منفی حضور او تأکید میکند. همچنین، شاعر به ناز و غرور معشوق و زیباییهای او اشاره میکند و در نهایت، به طغیانی در دل خود که ناشی از عشق و وابستگیاش است، اشاره میکند.
هوش مصنوعی: ما همه مانند چشم هستیم و تو نور ما هستی، پس ای معشوق، نگاه بد از روی تو دور باشد.
هوش مصنوعی: چهرهات را پنهان مکن، چون هر کس تو را ببیند بهشتی میشود، ای معشوق زیبا.
هوش مصنوعی: در صورتی که از تو تعریف کردهام، ممکن است در بیان خود اشتباه کرده باشم. این کار باعث شده که ادب را زیر پا بگذارم و کمکاری کنم، ای معشوق من.
هوش مصنوعی: نکنه از اینکه من در کنار تو نیستم شکایت کنی، ای محبوب، چون دلیل غیبت من، شوق و ذوقی است که فقط در حضور تو احساس میشود.
هوش مصنوعی: وجود تو بر روی زمین باعث آشفتگی و تزلزل خلق شدهای، ای دلبند.
هوش مصنوعی: این همه محبت و زیبایی که تو داری، نشانهای از ناز و بزرگواریات است، ای معشوق.
ای زیبارو، برای این که صبر از دست بدهیم، بلندبالایی همچون تو به پای خاسته است.
ای زیبارو، این همه طوفان بلا که به سرم میآید، ناشی از جگر آتشین همچون تنورم است.
هوش مصنوعی: سعدی میگوید که کسی که از این چشمهی زنده کنندهی عشق و حیات بنوشد، هرگز از آن سیر نخواهد شد. ای معشوق، عشق تو آنقدر عمیق و خالص است که هیچگاه نمیتوان از آن دل کند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
بی تو بتان را چه سرور ای صنم
بتکده را بی تو چه شور ای صنم
یافته از موی تو و روی تو
دیر و حرم ظلمت و نور ای صنم
بتشکنی پیشه کند بتتراش
[...]
حق ز رخت کرده ظهور ای صنم
این چه ظهور است و چه نور ای صنم
قامت تو شور قیامت نمود
این چه قیام است و چه شور ای صنم
هیچ نمازی نپذیرد قبول
[...]
با تو نخواهم رخ حور ای صنم
عقل نبازم ز قصور ای صنم
دوری تو دوزخ و وصلت بهشت
عشق تو غوغای نشور ای صنم
شرم مدار از من و غایب مشو
[...]
معرفی ترانههای دیگر
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.