به من آن مه دگر امشب نسازد
گل نازک به تاب و تب نسازد
بغیر از من چنین یا رب نسوزد
بغیر از تو چنین، یا رب نسازد
از آن تار است این عالم بچشمم
که خورشید جهان با شب نسازد
نسازد زاهد ار با ما عجب نیست
که خلق تنگ با مشرب نسازد
نساز هیچکس با صاحب دل
که خود را هیچ جا صاحب نسازد
تو بیداری و عالم جمله در خواب
رضی اکنون چرا مطلب نسازد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تنهایی و ناامیدی خود اشاره میکند و به این نکته میپردازد که هیچچیز در دنیا مطابق میل او نیست. او از عدم سازگاری عشق و جذابیتهای دنیا با زیباییها و احساسات دل شکایت دارد. زاهدان و آدمهای دور از حقیقت نیز نمیتوانند با افکار و احساسات عمیق او همخوانی داشته باشند. شاعر در نهایت از بیتوجهی دنیا نسبت به صاحب دلان مینالد و بر خلسه و خواب سایرین تأکید میکند به طوری که خود را در حال بیداری میبیند.
هوش مصنوعی: امشب آن ماه زیبا دیگر مانند قبل برای من نمیدرخشد و از زیباییاش خبری نیست.
هوش مصنوعی: جز من کسی به این حال نمیسوزد و جز تو نیز کسی اینگونه نمیسازد.
هوش مصنوعی: این دنیا به نظر من تاریک و مبهم است، چرا که نور خورشید که نماد روشنی و زندگی است، با شب و تاریکی نمیتواند سازگاری داشته باشد.
هوش مصنوعی: اگر زاهد با ما رابطهای نداشته باشد، تعجبی ندارد؛ چرا که مردم تنگنظر به سلیقه ما کنار نمیآیند.
هوش مصنوعی: با هیچکس در مورد دلباختگان دشمنی نکن، زیرا آنها هیچگاه خود را برتر از دیگران نمیدانند.
هوش مصنوعی: تو در حالت بیداری هستی، اما همه مردم در خواب و غفلت به سر میبرند. حالا چرا باید از این وضعیت ناراحت باشی یا به دنبال تغییر آن باشی؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.