گر نقاب از رخ آن صنم گیرد
ماه و خورشید را عدم گیرد
ور به بتخانه پرتو اندازد
بتکده رونق حرم گیرد
گر دو دست از دو دیده بر گیرم
همه آفاق درد و غم گیرد
نیستم بوالهوس که فرمائی
هرزه دو سگ شکار کم گیرد
سگ بیچاره گر فرشته شود
نشود کاهوی حرم گیرد
دُودِ دل از قلم زبانه کشید
چون بیٰاد رضی قلم گیرد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به بررسی زیبایی و جذابیت عشق و معشوق میپردازد. شاعر توصیف میکند که اگر آن معشوق نقاب از چهره بردارد، زیباییاش باعث میشود که حتی ماه و خورشید به محو شوند. او بر این باور است که عشق و زیبایی معشوق به قدری عمیق و تاثیرگذارند که تمامی دنیا با غم و درد گره خواهد خورد. شاعر به رد سخنانی که او را به هوای نفس متهم میکنند، میپردازد و به این نکته اشاره میکند که حتی اگر موجودی نقشی مقدس داشته باشد، باز هم نمیتواند جایی در عشق و حرم او داشته باشد. در نهایت، شاعر از درد دل خود میگوید که به قلمش راه پیدا کرده است.
هوش مصنوعی: اگر آن معشوق نقاب از چهرهاش بردارد، زیبایی او به حدی است که ماه و خورشید را تحتالشعاع قرار میدهد.
هوش مصنوعی: اگر نوری به بتکده بتهای پرستش بتابد، آن مکان به زیبایی و جذابیت حرم میرسد.
هوش مصنوعی: اگر دو دستم را از دو چشمم بگیرم، تمام دنیا پر از درد و غم خواهد شد.
هوش مصنوعی: من آدم هوسرانی نیستم که به خاطر هر چیز بیارزشی دچار وسوسه شوم.
هوش مصنوعی: اگرچه یک سگ بدبخت ممکن است تبدیل به فرشته شود، اما هرگز نمیتواند جایگاه گرانبها و مقدس کاهو را در حرم به دست آورد.
هوش مصنوعی: دود دل به مانند آتشی به هوا میرود، وقتی که دل از غم و اندوه پر میشود و احساسات دردناک فرد را از درون میسوزاند. در این لحظه، احساسات و اندیشهها به شکل کلمات بر روی کاغذ میآیند و به نوعی بیانگر وضعیت روحی فرد میشوند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.