جوق قلندرانیم در ما ریا نباشد
تزویر و زرق و سالوس آیین ما نباشد
در هیچ ملک با ما کس دوستی نورزد
در هیچ شهر ما را کس آشنا نباشد
گر نام ما ندانند بگذار تا ندانند
ور هیچمان نباشد بگذار تا نباشد
شوریدگان ما را در بند زر نبینی
دیوانگان ما را باغ و سرا نباشد
در لنگری که مائیم اندوه کس نبیند
در تکیهای که مائیم غیر از صفا نباشد
از محتسب نترسیم وز شحنه غم نداریم
تسلیم گشتگان را بیم از بلا نباشد
با خار خوش برآئیم گر گل به دست ناید
بر خاک ره نشینیم گر بوریا نباشد
هرکس به هر گروهی دارد امید چیزی
ما را امیدگاهی، غیر از خدا نباشد
همچون عبید ما را دریوزه عار ناید
در مذهب قلندر عارف گدا نباشد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به معرفی صفات و ویژگیهای قلندران میپردازد. او تأکید میکند که در جمع آنان نباید ریا، تزویر و سالوس وجود داشته باشد و هیچ دوستی در دنیا ندارند. اگرچه ممکن است نام آنها ناشناخته باشد، اما این مهم نیست. این جوق از شوریدگان و دیوانگان است که به دنیا و مادیات بیاعتنا هستند و تنها به خدا امید بستهاند. شاعر احساس آزادی و راحتی را در میان خودشان میبیند و به بینیازی از زرق و برق دنیا و مادیات اشاره میکند.
هوش مصنوعی: ما گروهی از قلندران (افراد بیاعتنا به دنیا) هستیم که در میان ما نیرنگ و تزویر وجود ندارد و هیچگونه فریبی در رفتار و اصول ما نیست.
هوش مصنوعی: هیچ کس در هیچ سرزمینی با ما دوستی نمیکند و در هیچ شهری کسی با ما آشنا نیست.
هوش مصنوعی: اگر کسی نام ما را نشناسد، اشکالی ندارد و بگذار که نشناسند. اگر ما هیچکس نباشیم، باز هم اهمیتی ندارد و بگذار که نباشیم.
هوش مصنوعی: انسانهای دیوانه و شوریده ما را در زرق و برق دنیا (زر) گرفتار نمیبینی و اگر هم دیدی، هیچگونه زیبایی و شادی در زندگی آنها وجود ندارد.
هوش مصنوعی: ما در محفل و جایگاهی هستیم که کسی از اندوه و غم خبر ندارد و جز آرامش و صفا در این مکان دیده نمیشود.
هوش مصنوعی: از محتسب (دبیر یا ناظر شرع) نمیترسیم و از شحنه (نگهبان یا پلیس) ناراحت نیستیم، زیرا کسانی که تسلیم شرایط و اوضاع شدهاند، از بلا (مصیبت) ترسی ندارند.
هوش مصنوعی: اگر نتوانیم گل زیبایی را به دست آوریم، با خارهای زشت هم کنار میآییم و اگر فرش نرم و راحتی در دسترس نباشد، بر زمین سخت خواهیم نشست و تحمل خواهیم کرد.
هوش مصنوعی: هر شخصی به گروهی از مردم امید و انتظار چیزی دارد، اما امید ما فقط به خداست و غیر از او به هیچ کس نمیتوانیم امیدوار باشیم.
هوش مصنوعی: مانند عبید، ما از گدایی و درخواست کردن شرم نداریم، زیرا در مکتب قلندران (دستهای از عارفان) گدا بودن عیب نیست.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هرگز کسی به خوبی چون یار ما نباشد
مه را نظیر رویش گفتن روا نباشد
موئی چنان خمیده چشمی چنان کشیده
در چین به دست ناید و اندر ختا نباشد
با او همیشه ما را جز لاله در نگیرد
[...]
بر عاشقان رویت چندین جفا نباشد
زین بیش جور کردن بر ما روا نباشد
ما بر جفایت ای جان یکباره دل نهادیم
زان رو که دلبران را هرگز وفا نباشد
عهدی که کرد با من بشکست همچو زلفش
[...]
ما را ز آشنایان، غیر از جفا نباشد
با هیچ کس در این عهد، کس آشنا نباشد
چون چشم کس نپوشد، از روی خلق عالم؟
کامروز دستگیری، غیر از عصا نباشد!
باهم گر آشنایند خلق زمانه، اما
[...]
تا مشرب محبت ننگ وفا نباشد
باید میان یاران ما و شما نباشد
بر ما خطا گرفتن از کیش شرم دور است
کس عببکس نبیند تا بیحیا نباشد
با هرکه هرچه گویی سنجیده بایدت گفت
[...]
یا رب چون من به غربت کسی مبتلا نباشد
در پیش چشم دشمن بیاقربا نباشد
عباس من کجایی ای مهربان برادر
جای تو اندرین دشت پیاد چرا نباشد؟
ای مونس غریبان سقای غم نصیبان
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.