در آینه تا که عکس پیداست
تمثال جمال او هویداست
اسم ار چه طلسم گنج ذاتست
آئینه چهره مسماست
از شام بصبح و صبح تا شام
ما در پی یار و یار با ماست
روشن ز رخش تجلی نور
در دیده مردمان بیناست
جز باده کشان عشق او کیست
کز هستی و نیستی مبراست
دل را که غریق بحر عشق است
پیوسته نظر به در یکتاست
بر جبهه سیدم نظر کن
بین نور علی چسان هویداست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از زیبایی و جاذبه معشوقش سخن میگوید که در آینه نمایان است و عشقش را همچون نوری میبیند که در دلها میدرخشد. او تأکید میکند که در تلاش برای یافتن یار، وجود او همیشه حاضر است. همچنین، شاعر به بادهکشان عشق اشاره میکند و از غرق شدن دل در دریای عشق میگوید که توجهاش به آن یکتاست. در پایان، توجه خواننده را به شخصیت محبوبش، سید نورعلی، جلب میکند و او را تجلی نور و زیبایی معرفی مینماید.
هوش مصنوعی: وقتی که به آینه نگاه میکنیم و تصویر خود را میبینیم، در واقع نشان از زیبایی و وجود او نیز در آن تصویر نمایان است.
هوش مصنوعی: هر چند که نام، جادو و افسون خاص خودش را دارد، اما در واقع، تصویر چهره، نمایانگر حقیقت و ماهیت آن نام است.
هوش مصنوعی: ما از صبح تا شب و از شب تا صبح در جستجوی محبوب خود هستیم و او همیشه با ماست.
هوش مصنوعی: روشنایی که از چهره او میتابد، باعث روشنی چشم مردم شده است.
هوش مصنوعی: غیر از کسانی که در می عشق او غوطهورند، چه کسی وجود و عدم را فراتر از خود میداند؟
هوش مصنوعی: دل کسی که در دریای عشق غرق شده، همواره نگران و امیدوار به دروازهای الهی و یکتا است.
هوش مصنوعی: به چهره سید نگاه کن که چطور نور علی در آن نمایان است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا نقش خیال دوست با ماست
ما را همه عمر خود تماشاست
آنجا که جمال دلبر آمد
والله که میان خانه صحراست
وانجا که مراد دل برآمد
[...]
برخیز که موسم تماشاست
بخرام که روز باغ و صحراست
امروز بنقد عیش خوشدار
آن کیست کش اعتماد فرد است
می هست و سماع و آن دگر نیز
[...]
شوری ز دو عشق در سر ماست
میدان دل، از دو لشکر آراست
از یک نظرم دو دلبر افتاد
وز یک جهتم دو قبه برخاست
خورشیدپرست بودم اول
[...]
زین چار خلیفه مُلک شد راست
خانه به چهار حد مهیاست
این خاک ز لطف نور برخاست
وانگاه روان شد از چپ و راست
شد جانوری که آشیانش
برتر ز ضمیر و وهم داناست
هر لحظه ز فیض و فضل آن نور
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.