اکنون که چمن بساط آراست
شد گردش چرخ کج روش راست
مطرب بدف و ترانه بنشست
ساقی به نشاط و عیش برخاست
اسرار غمش که هست پنهان
در مخزن دل مرا هویدا است
هر صبحدمی طلوع مهری
از مشرق کوی یار پیدا است
بر پای دلم که هست مجنون
زنجیر جنون ز زلف لیلی است
بی پا و سران دشت غم را
درسینه کجا غم سر و پا است
نوری ز علی چه تافت در دل
دل آینه سان از آن مصفاست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به شادی و خوشی بهاری میپردازد و بیان میکند که چمن آراسته و زمان عیش و نشاط فرارسیده است. او با اشاره به زیباییهای عشق و محبت، رازهای دلش را که در آن پنهان است، به خود یادآوری میکند. هر صبح، چهره محبوبش از مشرق طلوع میکند و دل او در درد و شوق مجنون است. در نهایت، شاعر به نور الهی اشاره میکند که دلی پاک و مصفا به او بخشیده است.
هوش مصنوعی: حال که چمن به زیبایی تزئین شده و آماده است، زمان آن فرا رسیده که کارها سر جای خود قرار گیرد و همه چیز به حالت درست و طبیعی خود بازگردد.
هوش مصنوعی: موسیقیدان با داف و آوازش نواخت، در حالی که ساقی با شادی و لذت به خدمت مشغول بود.
هوش مصنوعی: غم و رازهای درونم که در دل پنهان است، برای دیگران آشکار شده است.
هوش مصنوعی: هر روز صبح، طلوع خورشیدی جدید از سمت مشرق خانه محبوبم دیده میشود.
هوش مصنوعی: دل من تحتفشار عشق مجنون است و این زنجیر جنون به خاطر زلفهای لیلی است.
هوش مصنوعی: شخصی که در دشت غم زندگی میکند، چگونه میتواند در دل خود احساس غم کند وقتی که نه پای دارد و نه سر؟
هوش مصنوعی: نور علی در دل مانند نوری در آینه میدرخشد و از پاکیزگی و خلوص آن حکایت میکند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا نقش خیال دوست با ماست
ما را همه عمر خود تماشاست
آنجا که جمال دلبر آمد
والله که میان خانه صحراست
وانجا که مراد دل برآمد
[...]
برخیز که موسم تماشاست
بخرام که روز باغ و صحراست
امروز بنقد عیش خوشدار
آن کیست کش اعتماد فرد است
می هست و سماع و آن دگر نیز
[...]
شوری ز دو عشق در سر ماست
میدان دل، از دو لشکر آراست
از یک نظرم دو دلبر افتاد
وز یک جهتم دو قبه برخاست
خورشیدپرست بودم اول
[...]
زین چار خلیفه مُلک شد راست
خانه به چهار حد مهیاست
این خاک ز لطف نور برخاست
وانگاه روان شد از چپ و راست
شد جانوری که آشیانش
برتر ز ضمیر و وهم داناست
هر لحظه ز فیض و فضل آن نور
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.