کُشتی ز بس انتظار تا کی
ای یار فریب یار تا کی
رخساره به خونِ دیده رنگین
از دستِ تو ای نگار تا کی
با ما نه قرار داده بودی
صبرِ دل بی قرار تا کی
فریاد ز روزگارِ هجران
بیدادیِ روزگار تا کی
من تا به میان فتاده در خون
نا بوده تو در کنار تا کی
من مست چو بلبلان و محروم
زان نرگس پر خمار تا کی
ای نور دو دیده ی نزاری
تا چند ز انتظار تا کی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل با احساس عمیق دلشکستگی و انتظار از معشوق صحبت میکند. او به شدت از فراق یار رنج میبرد و ناتوانی خود را در تحمل دوری ابراز میکند. چهرهاش به دلیل اشکها رنگین شده و بیقراریش همچنان ادامه دارد. وی از روزگار غمانگیز جدایی شکایت میکند و میپرسد که این وضعیت تا کی ادامه خواهد داشت. در نهایت، او خود را چون بلبل محزون میبیند که از دوری یار در رنج است و از شدت انتظار دردمند و بیقرار است.
هوش مصنوعی: ای دوست، از بس در انتظار ماندهام، تا کی باید به فریب تو ادامه دهم؟
هوش مصنوعی: چهرهام به خاطر اشکهایم از عشق تو رنگین شده است، تا کی باید این وضعیت را تحمل کنم ای معشوق؟
هوش مصنوعی: تو هیچ قولی به ما نداده بودی که این دل بیقرار را تا کی باید تحمل کنم.
هوش مصنوعی: فریاد میزنم از غم روزهای دوری و بیعدالتی زمان، وای که تا کی باید این وضعیت ادامه پیدا کند؟
هوش مصنوعی: من درگیر مشکلات و دردهایم هستم و تو هنوز در کنار من نیستی. تا چه زمانی باید این وضعیت ادامه داشته باشد؟
هوش مصنوعی: من مانند بلبلان مست و شیدا هستم و از جاذبههای آن نرگس افسونگر محروم ماندهام. این وضعیت کِی به پایان خواهد رسید؟
هوش مصنوعی: ای نور چشمم، ای عزیزم، تا چند وقت باید منتظرت بمانم؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.