دلا یک رنگ شو با ما مپوش از زرق زراقی
مکن تر دامنی بر خشک و بستان ساغر از ساقی
مخور با خویش وگر خوردی به یاد دوست خور باری
که ناید از سموم بادیه جلاب پَر آقی
سقاک الله قدح بستان ز دست ترک یغمایی
عفاک الله تفرج کن به روی حور ییلاقی
شراب تلخ با شیرین دهانان خوش توان خوردن
که با پاکیزه رویی هستِشان پاکیزه اخلاقی
گر از قامت سخن گوید بر آن سیمین بران باری
نیارد کرد سروِ باغ دعوی سمن ساقی
اگر پروانهیی خود را زند بر شعله شمعی
مکن عیب ای ملامت گر که می سوزد ز مشتاقی
مهلهل کی ستم کردی اگر بیچاره دانستی
که نام ازهر و مزهر بماند در وفا باقی
نوایی برکش و عشاق را در سر فکن شوری
نزاری کی رسد افسرده را نسبت به عشاقی
ز قلاشان و رندان گونه از خامان و خود بینان
به رندی و به قلاشی تو خود مشهور آفاقی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به دعوت به نزدیکی و ارتباط با دوستان و همنشینی با عشق میپردازد. شاعر از دیگران میخواهد که دلی یکرنگ و صمیمی داشته باشند و زرق و برق دنیوی را کنار بگذارند. او بر اهمیت یاد دوست و بهیادگار کردن لحظات با او تاکید میکند و شیوههای مختلف لذات زندگی را میآشامد. در عین حال، به زیباییهای اخلاقی و تلطیف روحی نیز اشاره میکند و به عشق و شور و شوق عاشقانه میپردازد. شاعر در نهایت، از جامعهای که در آن رند و قلاش وجود دارند، صحبت کرده و خود را در میان آنها مشهور میبیند.
هوش مصنوعی: ای دل، با ما یکدل و صمیمی شو و از ظاهر فریبنده و زرق و برق دوری کن. لباس کهنه و بیحالی را کنار بگذار و از خوشی و نوشیدن شراب با ساقی لذت ببر.
هوش مصنوعی: اگر با خودت تنها نشینی و خود را بخوری، بهتر است که اگر میخواهی بخوری به یاد دوستت باشد. زیرا طعم آن خوارکی که در بیابان بر اثر گرما و باد به دست میآید، هرگز به آن لذتی نیست که در کنار دوست خود تجربه میکنی.
هوش مصنوعی: خداوند به تو نوشیدنی بنوشاند، ای کسی که در باغ گل زندگی میکنی و دستت از غارت ترکها در امان مانده است. خداوند تو را از گزند محفوظ بدارد و به زیباییات مانند حورهای بهشتی، تبسم کن.
هوش مصنوعی: شراب تلخ را میتوان با افرادی که دهانشان شیرین است نوشید، چون اخلاق و رفتار پاکی دارند.
هوش مصنوعی: اگر کسی بخواهد درباره زیبایی آن دختر با قامت نارنجی صحبت کند، نمیتواند به ویژگیهای سرو باغ، مانند ادعای گل سمن، اشاره کند.
هوش مصنوعی: اگر پروانهای خود را به شمع نزدیک کند و در آتش آن بسوزد، نباید او را سرزنش کرد، چرا که او از عشق و شوق به شمع این کار را میکند.
هوش مصنوعی: اگر میدانستی که نام نیک و وفاداری همیشه بر جا خواهد ماند، چرا به این بیچاره ستم کردی؟
هوش مصنوعی: آوایی برپا کن و دل عاشقان را به شوق بیاور، زیرا دلهای غمگین به عشق نیاز دارند.
هوش مصنوعی: تو به خاطر رندی و شیطنتت در میان اهل دنیا مشهور هستی و این شهرت تو را از دیگران، چه افراد راستگو و چه خودخواه، متمایز کرده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
اگر سوزد درون تو چو عود خام، ای ساقی
بیابی بوی عودی را که بوی او بود باقی
یکی ساعت بسوزانی، شوی از نار نورانی
بگیری خلق ربانی، به رسم خوب اخلاقی
چو آتش در درونت زد، دو دیدهٔ حس بردوزد
[...]
به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقی
به صد دفتر نشاید گفت حسبالحال مشتاقی
کِتابٌ بالِغٌ مِنّی حَبیباً مُعْرِضاً عَنّی
اِنِ افْعَلْ ما تَری اِنّی عَلی عَهْدی وَ میثاقی
نگویم نسبتی دارم به نزدیکان درگاهت
[...]
گراز دور الستت هست جامی باقی ای ساقی
بیا بشکن که مخمورم، خمارم زان می باقی
من از عشق تو میمیرم، بگو: کاخر چه تدبیرم؟
که زد مار غمم بر دل نه تریاق است و نه راقی
ز تاب لعل و آب می، فکندی آتشی بر ما
[...]
مضی فی غفلة عمری، کذلک یذهب الباقی
ادر کأسا و ناولها، الا یا ایها الساقی
شراب عشق، میسازد تو را از سر کار آگه
نه تدقیقات مشائی، نه تحقیقات اشراقی
الا یاریح! ان تمرر علی وادی أخلائی
[...]
شد آخر روز بر ناییی و میل دل همان باقی
بلا گردید ضعف پیری و طغیان مشتاقی
ز بی باکی و رندی منفعل بودم چه دانستم
که در پیری کشد کارم به سالوسی و زراقی
فقیهان شاهد عادل نویسندم صلاح آنست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.