قند بگشا ای صنم تا عیش را شیرین کند
هین که آمد دود غم تا خلق را غمگین کند
ای تو رنگ عافیت زیرا که ماه از خاصیت
سنگها را لعل سازد میوه را رنگین کند
پرده بردار ای قمر پنهان مکن تنگ شکر
تا بر سیمین تو احوال ما زرین کند
عشق تو حیران کند دیدار تو خندان کند
زانک دریا آن کند زیرا که گوهر این کند
از میان دل صبوحی کآفتابت تیغ زد
گردن جان را بزن گر چرخ را تمکین کند
چشم تو در چشمها ریزد شرابی کز صفا
زان سوی هفتاد پرده دیده را ره بین کند
گر شبی خلوت کنی گویم من اندر گوش تو
لطفهایی را که با ما شه صلاح الدین کند


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف شوق و عشق میپردازد و از محبوب خود میخواهد که با زیباییهایش غم و اندوه را دور کند. او به قدرت عشق اشاره میکند که میتواند شادی و طراوت را به زندگی بیاورد و دلها را رنگین سازد. شاعر از محبوبش میخواهد که پردهها را کنار بزند و به روشنایی عشق اجازه دهد تا بر دلها تأثیر بگذارد. او همچنین به تأثیر نگاه و حضور محبوب بر دل و جان میپردازد و از رازهایی سخن میگوید که در خلوت عاشقانه فاش خواهد شد.
هوش مصنوعی: ای معشوق، قند را باز کن تا شادی و لذت را شیرینتر کند؛ ببین که غم مانند دود به سمت ما آمده و مردم را غمگین کرده است.
هوش مصنوعی: ای تو که موجب سلامت و خوشبختی هستی، زیرا که ماه میتواند سنگها را به لعل (جواهر قرمز) تبدیل کند و میوهها را زیبا و رنگارنگ کند.
هوش مصنوعی: ای ماه، پرده را کنار بزن و خودت را نشان بده، پنهان نمان. اگر تو در این نزدیکی بدانی که ما چه حال و روزی داریم، قلبمان پر از شادی و سرور میشود.
هوش مصنوعی: عشق تو آدم را غافل و حیران میکند و دیدار تو او را خوشحال و شاد میسازد؛ چون دریا به خاطر گوهرش (مروارید) خود را اینگونه میسازد.
هوش مصنوعی: از دل شاداب و سرزندهای که مانند صبحگاه میدرخشد، گلوی جان را با تیغ محبتت بزن، زیرا اگر تو کائنات را به فرمان خود درآوری، این عشق قابل تحمل نیست.
هوش مصنوعی: چشم تو مانند شرابی است که در چشمها میریزد و از پاکیزگیاش، پردههای هفتادگانهٔ دیده را کنار میزند و باعث میشود واقعیات را بهتر ببینیم.
هوش مصنوعی: اگر شبی تنها باشی، میگویم در گوشت، محبتهایی را بگویم که صلاحالدین، شخصیت مشهور، با ما کرده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
ترک من چون زلف بگشاید جهان مشکین کند
هرکه بویش بشنودگوید که آن مشک این کند
ور نسیم خط و رخسارش رسد بر آسمان
سنبله پرسنبل و نثره پر از نسرین کند
ورگذر یابد زمانی بر لبش باد صبا
[...]
ترک من چون طره عنبر شکن پرچین کند
عرصه چین را ز چین طره مشگ آگین کند
مهر ما رافسای را بر نارون جولان دهد
مار مهرانگیز را بر نسترن پرچین کند
نرگس سیرابش اندر باغ حسن از میل کفر
[...]
چون دعای دولتت گویم ملک آمین کند
چون مدیحت گسترم پیر فلک تحسین کند
هر که فکر از برق آه عاشق مسکین کند
تکیه کی بر بیستون چون صورت شیرین کند
گر ز ناکامی بپای شمع خود پروانه سوخت
کام او این بس که شمعش گریه بر بالین کند
کی دعا فریادرس گردد چو دشمن گشت دوست
[...]
نازنینان را شکوه حسن با تمکین کند
جوش زینت در پرش طاؤس را رنگین کند
پیرتر هر چند گردد خصم دشمن تر شود
حلقه گردیدن کمان را بیشتر زورین کند
چشم لیلی از نگه سازی حباب باده را
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.