سیمرغ و کیمیا و مقام قلندری
وصف قلندرست و قلندر از او بری
گویی قلندرم من و این دل پذیر نیست
زیرا که آفریده نباشد قلندری
دام و دم قلندر بیچون بود مقیم
خالیست از کفایت و معنی داوری
از خود به خود چه جویی چون سر به سر توی
چون آب در سبویی کلّی ز کلّ پری
از خود به خود سفر کن در راه عاشقی
وین قصه مختصر کن ای دوست یک سری
نی بیم و نی امید نه طاعت نه معصیت
نی بنده نی خدای نه وصف مجاوری
عجزست و قدرتست و خدایی و بندگی
بیرون ز جمله آمد این ره چو بنگری
راه قلندری ز خدایی برون بود
در بندگی نیاید و نه در پیمبری
زینهار تا نلافد هر عاشق از گزاف
کس را نشد مسلم این راه و ره بری


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر دربارهٔ مقام و ویژگیهای قلندری است و به کیفیت عشق و عرفان اشاره دارد. شاعر به بیان این موضوع میپردازد که قلندر از تعلقات دنیوی آزاد است و نیازی به اثبات خود ندارد. او عاشق را به سفری بیهزینه و مملو از آزادی دعوت میکند و میگوید که در این مسیر نه به طاعت و نه به معصیت نیازی است؛ بلکه این راه فراتر از وصف و قضاوتهای عرفی است. در انتها، شاعر هشدار میدهد که در این مسیر هیچ کس نمیتواند از پیش برای دیگری راهنمایی کند، چون این راه تنها به تجربهٔ بیواسطه و شخصی مرتبط میشود.
هوش مصنوعی: سیمرغ، کیمیا و مقام قلندری، ویژگیهای قلندری هستند و خود قلندر از این ویژگیها جداست. به عبارتی دیگر، آنچه دربارهٔ قلندر گفته میشود، فقط توصیف اوست و خود او فراتر از این توصیفها است.
هوش مصنوعی: من احساس میکنم که من خودم را قلندر (آدمی آزاد و رها) میدانم، اما این دل (احساسات و امور دنیوی) هیچگونه سازگاری و پذیرشی با این وضعیت ندارد، زیرا در حقیقت، به من این قابلیت و حالت قلندری داده نشده است.
هوش مصنوعی: زندگی قلندری (عاشق و بیخود) خالی از معنا و ارزش است، چرا که اگر بیچون و تکیهگاهی باشد، هیچگاه به رضایت و شناخت واقعی نمیرسد.
هوش مصنوعی: در این مصرع، مولانا میگوید که چرا به دنبال چیزی هستی که خودت را نمیشناسی و به حقیقت وجودیات توجهی نمیکنی. تو مانند آبی در سبویی هستی که هیچ چیزی از خودت کم ندارید و همه چیز در وجود تو به صورت کامل است.
هوش مصنوعی: بدون هیچ تلاشی برای جستجوی خودت، در مسیر عشق سفر کن و این داستان را کوتاه و مختصر بگو، ای دوست.
هوش مصنوعی: نه ترسی وجود دارد و نه امیدی، نه عبادت و نه گناهی، نه بندهای هست و نه خدایی، و نه حالتی از نزدیکی به خداوند در اینجا دیده میشود.
هوش مصنوعی: عجز و قدرت و خدایی و بندگی، همه اینها در این راه خارج از تمام مفاهیم متعارف قرار دارند، اگر به حقیقت آن بنگری.
هوش مصنوعی: راه قلندری (زندگی بیقید و شرط) به چیزی فراتر از خدا شناسی و بندگی است، زیرا در این مسیر نه باید به محدودیتهای عبادی اعتنا کرد و نه به مقام پیامبری.
هوش مصنوعی: هشدار که هیچ عاشق واقعی نباید از روی بیدقتی و سهلانگاری از این راه خارج شود، زیرا کسی در این مسیر، به درستی به ایمان نرسیده است و هدایت را درک نکرده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
زلفین برشکسته و قد صنوبری
زیر دو زلف جعدش دو خط عنبری
دو لب عقیق و زیر عقیقش دو رسته در
نرگس دو چشم و زیر دو نرگس گل طری
چشم و دو زلف و دو رخ، جمله مشعبدند
[...]
ای اَبر بهمنی که به چشم من اندری
تن زن زمانکی و بیاسای و کم گری
این روز و شب گریستن زاروار چیست
نه چون منی غریب و غم عشق برسری
بر حال من گری که بباید گریستن
[...]
برگ گل سپید به مانند عبقری
برگ گل دو رنگ به کردار جعفری
برگ گل مُوَرَّدِ بشکفتهٔ طری
چون روی دلربای من، آن ماه سعتری
پوشیده مشگ ز ابر سیه چرخ چنبری
کافور بر گرفت ز که باد عنبری
از گل زمین شده چو تذروان هندوی
وز ابر آسمان چو پلنگان بربری
از سنگ خاره گشت گلاب و عرق روان
[...]
ای فال گیر کودک فالم ز روی تو
با روشنایی مه و با سعد مشتری
هستت زنخ، بلور گُویّ و در آن بلور
پیدا خیال حسن لطیفی و دلبری
دارند صورت پری اندر بلور و تو
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.