بر یکی بوسه حقستت که چنان میلرزی
ز آنک جان است و پی دادن جان میلرزی
از دم و دمدمه آیینه دل تیره شود
جهت آینه بر آینه دان میلرزی
این جهان روز و شب از خوف و رجا لرزان است
چونک تو جان جهانی تو جهان میلرزی
چون قماشات تو اندر همه بازار که راست
سزدت گر جهت سود و زیان میلرزی
تا که نخجیر تو از بیم تو خود چون لرزد
که تو صیادی و با تیر و کمان میلرزی
تو به صورت مهی اما به نظر مریخی
قاصد کشتن خلقی چو سنان میلرزی
گه پی فتنه گری چون می خم میجوشی
گه چو اعضای غضوب از غلیان میلرزی
دل چو ماه از پی خورشید رخت دق دارد
تو چرا همچو دل اندر خفقان میلرزی
به لطف جان بهاری تو و سرسبزی باغ
باز چون برگ تو از باد خزان میلرزی
خلق چون برگ و تو باد و همه لرزان تواند
ظاهرا صف شکنی و به نهان میلرزی
قصر شکری که به تو هر کی رسد شکر کند
سقف صبری تو که از بار گران میلرزی
چون که قاف یقین راسخ و بیلرزه بود
در گمانی تو مگر که چو کمان میلرزی
دم فروکش هله ای ناطق ظنی و خمش
کز دم فال زنان همچو زنان میلرزی


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف حال و وضعیت انسانی میپردازد که در آغوش عشق و تمایلاتش دچار لرزش و تزلزل است. او از خطر و امید در دنیا صحبت میکند و میگوید که این جهان پر از خوف و رجاست. با اشاره به ناپایداری زندگی، شاعر به عشق و شخصیت محبوب اشاره میکند که چون نور و حرارت زندگیبخش است، اما همچنان در معرض لرزشهای ناشی از دنیای مادی قرار دارد. شاعر همچنین نسبت به نقش انسان بهعنوان صیاد و مُخاطب ستمها و فتنهها هشدار میدهد و شرح میدهد که دل انسان، با وجود زیبایی و جاذبه، در خفقان و تردید به سر میبرد. در نهایت، او به ناپایندگی ظاهری و باطنی انسانها و توجیه لرزیدن آنها از بار مشکلات اشاره میکند.
هوش مصنوعی: بوسهای که بر تو میزنند از سوی حق، چنان تو را میلرزاند که این لرزش به خاطر جان تو است و پیوندی که با جان داری.
هوش مصنوعی: از لحظه و وزش نسیم، آینه دل تاریک میشود؛ زیرا تو که آینهها را میشناسی، از این تحولات در آینه میلرزی.
هوش مصنوعی: این جهان به خاطر ترس و امید در حال نوسان و بیثباتی است، زیرا تو، جان و روح این جهان، در حال حرکت و لرزشی.
هوش مصنوعی: وجود تو مانند اجناس و کالاهایی در بازار است که برای خرید و فروش آمادهاند و این درست است که تو به خاطر منفعت و ضررها نگران و مضطرب هستی.
هوش مصنوعی: تا زمانی که شکار تو از ترس تو بلرزد، چون تو خود بهعنوان صیاد با تیر و کمان میلرزی.
هوش مصنوعی: تو به ظاهر زیبا و مانند ماه هستی، اما به نظر میرسد که چون یک مرد جنگی در حال آماده شدن برای کشتن دیگران، میلرزی.
هوش مصنوعی: گاهی به خاطر فتنهگری مانند شراب که درون ظرف میجوشد، به حرکت درمیآیی، و گاهی مانند اعضای بدن که از خشم و عصبانیت میلرزند، دچار لرزش میشوی.
هوش مصنوعی: دل، مانند ماه که به دنبال خورشید است، بیقرار و در تب و تاب زندگی میگذرد، اما تو چرا مثل دل در این حالت ساکن و بیتحرک هستی و احساس ناآرامی نمیکنی؟
هوش مصنوعی: به خاطر لطف و سرسبزی تو، همچون شکوفههای بهاری، در حال حاضر تو نیز از وزش باد خزان میلرزی، یعنی تحت تأثیر شرایط ناخوشایند و ناپایدار قرار داری.
هوش مصنوعی: مردم مانند برگها هستند و تو به منزله باد. به ظاهر میتوانی قدرت برتری نشان دهی، ولی در باطن از ناامیدی و اضطراب میلرزی.
هوش مصنوعی: هر کسی که به تو میرسد، تو را مانند کاخی از شکر ستایش میکند، اما تو چون سقفی از صبر هستی که به خاطر بار سنگین مشکلات و دردهایت، نماز میلرزی.
هوش مصنوعی: وقتی که یقین و باور راسخ و بدون تردید است، در تو چه گمانی میتواند باشد که همچون کمان بلرزی و ناپایدار شوی؟
هوش مصنوعی: ای کسی که به گمان و ظن سخن میگویی، کمی آرام باش و خاموش شو، زیرا تو مانند زنانی هستی که با دم خود فال میزنند و از ترس و تردید میلرزند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
چه بر این آتش هستی چو دخان می لرزی؟
چون شرر بر سر این خرده جان می لرزی؟
دانه قابل نه مزرع سبز فلکی
نیستی برگ، چه از باد خزان می لرزی؟
آفتاب از تو و چرخ تو فراغت دارد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.