|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
|
پیشخان کاربر
|
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف زیبایی و معنویت محبوبش میپردازد و با تشبیهات گوناگون، عشق و شگفتی خود را از معشوق بیان میکند. او به این موضوع اشاره دارد که معشوق نه تنها ظاهری زیبا و دلنشین دارد، بلکه ویژگیهای درونی و روحانیاش نیز هرگونه معیاری را تحت تأثیر قرار میدهد. شاعر به تصویر کشیدن منظرهای دلنشین و سرسبز پرداخته و میگوید که حتی زیباییهای طبیعی نیز در برابر آن معشوق محو میشوند. در نهایت، او اعتراف میکند که حتی فکر کردن به عظمت و زیبایی معشوق برای عقل نیز دشوار است و این نکته اوج عشق و حیرتزدگی او را نشان میدهد.
هوش مصنوعی: تو شکل و شمایل دیگری داری و مانند سنگ نیستی، بلکه همچون جواهری زیبا و دلانگیزی که بوی خوشی نیز دارد.
هوش مصنوعی: من تصمیم گرفتم که در کنار تو زندگی کنم و در همسایگیات باشم، زیرا وجود تو بسیار خاص و سرشار از زیبایی و طراوت است.
هوش مصنوعی: همهٔ سبزهها در سبزی تو ناپدید میشوند، و من چه بگویم از این که حتی تری و رطوبت تو هم به رطوبت خودت نمانده است.
هوش مصنوعی: هرچند تو با همه در لطافت و شیرینی آمیختهای، هیچ عقل و فهمی نمیتواند بپذیرد که تو از این مردم عادی هستی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
دل من خواهی و اندوه دل من نبری
اینْت بیرحمی و بیمهری و بیدادگری
تو بر آنی که دل من ببری دل ندهی
من بدین پرده نیم، گر تو بدین پرده دری
غم تو چند خورم و انده تو چند برم
[...]
چون به هم کردی بسیار بنفشهٔ طبری
باز برگرد به بستان در چون کبک دری
تا کجا بیش بود نرگس خوشبوی طری
که به چشم تو چنان آید، چون درنگری
آلت کشتن داری صنما غمزه و کارد
زین دو ناکشته ز دستت نرهد جانوری
تو مرا جانی و چون با تو بوم جانوری
زنده گردم که ز دیدار تو یابم نظری
می بترسم که مرا روزی بکشی تو از آنک
[...]
گشت تابنده ز گردون معالی قَمَری
گشت تابنده ز دریای معانی گهری
سال تو فرخ و فرخنده شد از شادی آنک
ملکالعرش عطا داد ملک را پسری
ملک باغ است و در آن باغ ملک سنجر هست
[...]
برهٔ بریان هر جا که بود چاکر تست
طبق حلوا داماد و تو او را خسری
خوردنیهای جهان گر به شکم جمع شدند
همه گفتند که ای خواجه تو ما را پدری
ای همه نزهت و شادی و همه راحت و روح
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.