|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
|
پیشخان کاربر
|
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به دل و رازهای پنهان آن اشاره میکند و از شنیدن نکتههایی میگوید که فراتر از کلمات هستند. او تصریح میکند که در دل انسان همچون سنگ، آتش عشق وجود دارد که میتواند پردهها را بسوزاند و در نتیجه، معرفت و حکمت تازهای بر انسان آشکار کند. این آتش عشق، حقیقتهای قدیمی را به شکل نو و تازهای نمایان میسازد و در نهایت، شاعری به عوالم نورانی و روشنایی، همچون خورشید، دست پیدا میکند.
هوش مصنوعی: به صدای دل گوش کن و رازهایی را که بیکلام هستند بشنو، و آنچه که درک نمیشود را درک کن.
هوش مصنوعی: در دل انسان، آتشی وجود دارد که مانند سنگ سخت است، و این آتش میتواند به قدری قوی باشد که پردهها و موانع را از ریشه بسوزاند و برطرف کند.
هوش مصنوعی: زمانی که آتش در دل انسان بهوجود میآید و پردههای موجود را میسوزاند، تمام داستانهای خضر (نماد دانش و معرفت) و علم باطنی که از سوی خداوند به انسان الهام شده، برای او روشن و قابل درک میشود.
هوش مصنوعی: میان روح و قلب انسان، جلوهای جدید و تازه از عشق باستانی ظاهر میشود.
هوش مصنوعی: زمانی که تو آیه "والضحی" را بخوانی، خورشید درخشانی برای تو نمایان میشود که گویی زرد و طلایی است؛ و زمانی که بگویی "لم یکن"، آن چیز در درون تو وجود ندارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
کشتیی بر آب و کشتیبانش باد
رفتن اندر وادیی یکسان نهاد
نه خله باید، نه باد انگیختن
نه ز کشتی بیم و نه ز آویختن
چرخ پنداری بخواهد شیفتن
زان همی پوشد لباس پر دَرَن
شاخ را بنگر چو پشت دل شده
برگ را بنگر چو روی ممتحن
ابر آشفته برآمد وز دمن
[...]
این دل و جان طبیعت سنج را
یک زمان از می طریقت سنج کن
دوستان را بند گردان از وفا
ورنه باری از جفا دشمن من
چون نکردی یک زبانی لاله وار
ده زبانی نیز چون سوسن مکن
بد خوئی با هیچ کس هرگز مکن
[...]
آب بنمایم ز وهم خویشتن
رازها دانم بسی زین بیش من
معرفی ترانههای دیگر
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.