می رسد بوی جگر از دو لبم
می برآید دودها از یاربم
می بنالد آسمان از آه من
جان سپردن هر دمی شد مذهبم
اندکی دانستیی از حال من
گر خبر بودی شبت را از شبم
مکتب تعلیم عشاق آتش است
من شب و روز اندرون مکتبم
روی خود بر روی زرد من بنه
دست نه بر سینهام کاندر تبم
گفتمش گویم به گوشت یک سخن
گفت ترسم تا نسوزد غبغبم
گفتمش دور از جمالت چشم بد
چشم من نزدیک اگر چه معجبم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد و رنج عشق و شوق آتشین خود سخن میگوید. او احساس میکند که هر لحظه از زندگیاش تحت تأثیر این عشق است و آه و نالهاش حتی آسمان را نیز به گریه وا میدارد. شاعری که در مکتب عشق آموخته است، میخواهد معشوقش حال او را دریابد، اما ترس معشوق از آسیب دیدن و سوختن وجودش مانع از نزدیک شدن به او میشود. در نهایت، شاعر در حالی که به عشقش اشاره میکند، از زیبایی معشوق و تأثیر آن بر خود میگوید.
هوش مصنوعی: از لبانم بوی جگر به مشام میرسد و دودی از آن برمیخیزد.
هوش مصنوعی: آسمان از درد من ناله میکند و هر لحظه جان دادن برای من به یک عادت تبدیل شده است.
هوش مصنوعی: اگر کمی از حال من آگاه بودی، احتمالاً شبهای تو هم با شبهای من متفاوت میگذشت.
هوش مصنوعی: مکانی که عاشقان در آن آموزش میبینند، جایی پر از شور و اشتیاق است. من همیشه و در هر زمان، در این مکان مشغول یادگیری هستم.
هوش مصنوعی: دستت را بر روی چهره زرد من بگذار و نه بر سینهام، زیرا در حالت تب و بیماری به سر میبرم.
هوش مصنوعی: به او گفتم که میخواهم چیزی به تو بگویم، اما از این میترسم که اگر بگویم، مبادا چیزی برایم به خطر بیفتد یا از دست برود.
هوش مصنوعی: به او گفتم که دوری از زیبایی تو برای من خوب است، اما چشم حسد به من نزدیک است، با اینکه از این وضعیت شگفتزدهام.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
احمق ار حلوا نهد اندر لبم
من از آن حلوای او اندر تبم
غیر ازین دیگر نباشد مذهبم
بر همین مذهب بداری یا ربم
دور دار ای آب، لب را از لبم
ترسمت دریا بجوشد از تبم
نالم این را کامشب است افزون تبم
ای طبیب از حال دل پرس امشبم
زیر خاک ای مونس روز و شبم
در غم کلثوم و فکر زینبم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.