در عشق قدیم سال خوردیم
وز گفت حسود برنگردیم
زین دمدمهها زنان بترسند
بر ما تو مخوان که مرد مردیم
مردانه کنیم کار مردان
پنهان نکنیم آنچ کردیم
ما را تو به زرد و سرخ مفریب
کز خنجر عشق روی زردیم
بر درد هزار آفرین باد
باقی بر ما که یار دردیم
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
در عشق قدیم سال خوردیم
وز گفت حسود برنگردیم
زین دمدمهها زنان بترسند
بر ما تو مخوان که مرد مردیم
مردانه کنیم کار مردان
پنهان نکنیم آنچ کردیم
ما را تو به زرد و سرخ مفریب
کز خنجر عشق روی زردیم
بر درد هزار آفرین باد
باقی بر ما که یار دردیم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر به یاد عشق قدیم و تاثیر آن بر زندگیاش میپردازد و با جرأت از حسودان میگوید که هرگز به سخنان آنان توجه نخواهد کرد. او تاکید میکند که در دنیا باید با مردانگی رفتار کرد و از درونیات خود سخن گفت. همچنین، به زهر عشق و احساساتی که بر چهرهاش اثر گذاشته اشاره میکند و از درد و مشکلاتی که با آن مواجه است، تقدیر میکند. در پایان، از اینکه با تمام این چالشها هنوز هم یار درد است، ابراز خوشحالی میکند.
هوش مصنوعی: در عشق قدیمی تجربههای زیادی کسب کردیم و به خاطر حرفهای حسودان به عقب بازنگشتیم.
هوش مصنوعی: از این سر و صداها و جنجالها بترسید. بر ما نندازید که ما مردانی هستیم که در مقابل سختیها ایستادهایم.
هوش مصنوعی: باید کارهای مردانه و شجاعانهامان را با افتخار انجام دهیم و آنها را پنهان نکنیم.
هوش مصنوعی: ما را به رنگهای زرد و قرمز فریب نده؛ زیرا دلمشغولی عشق باعث شده که رنگ چهرهمان دگرگون شود.
هوش مصنوعی: بر مشکلات و رنجهای فراوان، درود باد بر ما که با هم در این دردها شریکیم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
تا ما ره عشق تو سپردیم
صد بار به زندگی بمردیم
ما را ز دو کون نیم جان بود
در عشق تو هم به تو سپردیم
بس روز که در هوای رویت
[...]
اکنون از هم نشسته فردیم
بی یکدیگر زبون دردیم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.