ای محو عشق گشته جانی و چیز دیگر
ای آنک آن تو داری آنی و چیز دیگر
اسرار آسمان را و احوال این و آن را
از لوح نانبشته خوانی و چیز دیگر
هر دم ز خلق پرسی احوال عرش و کرسی
آن را و صد چنان را دانی و چیز دیگر
لعلیست بینهایت در روشنی به غایت
آن لعل بیبها را کانی و چیز دیگر
حکمی که راند فرمان روز الست بر جان
آن جمله حکمها را رانی و چیز دیگر
چشمی که دید آن رو گر عشق راند این سو
آن چشم نیست والله زانی و چیز دیگر
آن چشم احول آمد در گام اول آمد
کو گفت اولی را ثانی و چیز دیگر
هر کو بقا نیابد از شمس حق تبریز
او هست در حقایق فانی و چیز دیگر


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و راز و رموز آسمانی سخن میگوید و بر اهمیت ارتباط با حقیقت عالی تأکید میکند. او به ویژگیهای ویژهای که عشق به انسانها عطا میکند، اشاره میکند و از شناخت اسرار عالم و حکمتهای پنهان صحبت میکند. همچنین، به اشخاصی که از عشق حقیقی دورند و به حقایق فانی تعلق دارند، انتقاد میکند. در پایان، با ذکر شمس تبریزی به معنای عمیق و ماندگاری عشق اشاره دارد که فراتر از عالم مادی است.
هوش مصنوعی: تو در عشق محو شدهای و به جز این حالتی نداری. ای کسی که آنچه را که هستی، به عشق نسبت میدهی و به جز این، حقیقت دیگری نداری.
هوش مصنوعی: اسرار آسمان و وضعیت اشخاص را از لوحی که نوشته نشده است، میخوانی و چیزهای دیگری هم داری که فراتر از اینهاست.
هوش مصنوعی: هر لحظه از آفریدگان میپرسی دربارهٔ حال عرش و کرسی و چیزهای دیگر از این دست را میدانی.
هوش مصنوعی: شاید منظور این است که در روشنی و نور بیانتهای وجود، یک لعل (جواهر) بیقیمت و ارزش وجود دارد که در عمق این جاودانگی نهفته است.
هوش مصنوعی: حکمی که در روز الست (روز پیش از آفرینش) بر جان همه موجودات صادر شد، تو را از دیگر احکام جدا میکند و به کمال میرساند و به مفهومی عمیقتر میکشاند.
هوش مصنوعی: چشمی که آن چهره را دید و عشق او را به این سمت کشاند، این چشم عفیف و پاک نیست، به خدا قسم که زناکار و ناپاک است.
هوش مصنوعی: چشم احول (دارای نارسایی یا نقص) در ابتدا به دنیا آمده است، او به کسی اشاره میکند که میگوید کسی که در آغاز متولد شده، کسی است که در انتهای کار چیز دیگری شده است.
هوش مصنوعی: هر کسی که نتواند از شمس تبریز بهطور حقیقی و پایدار بهرهمند شود، او در واقع در حقیقتهای زودگذر و فانی به سر میبرد و چیز دیگری نیست.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
ای جان جان جانها جانی و چیز دیگر
وی کیمیای کانها کانی و چیز دیگر
ای آفتاب باقی وی ساقی سواقی
وی مشرب مذاقی آنی و چیز دیگر
ای مشعله یقین را وی پرورش زمین را
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.