معده را پر کردهای دوش از خمیر و از فطیر
خواب آمد چشم پر شد کآنچ میجُستی بگیر
بعد پرخوردن چه آید؟ خواب غفلت یا حدث
یار بادنجان چه باشد؟ سرکه باشد یا که سیر
سوز اگر از روح خواهی، خواجه کم کن لقمه را
گوز اگر مفتوح خواهی، کاسه را در پیش گیر
ای خدا جان را پذیرا کن ز رزق پاک خویش
تا نماند چون سگان مردار هر لقمه پذیر
وقت روزه از میان دل برآید ناله زار
بعد خوردن از ره زیرین گشاید پرده زیر



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تأمل در پرخوری و تبعات آن میپردازد. او تأکید میکند که پرخوردن منجر به خواب و غفلت میشود و در پی آن، انسان را از حقیقت وجود دور میکند. همچنین به استغفار و طلب رزق پاک از خداوند اشاره دارد و نگران این است که انسان به مانند سگها، لقمهها را بیمقدار و بیفکر مصرف کند. شاعر به نوعی دعوت میکند که با کمخوری و پرهیز از زیادهروی در غذا، روح و جان را از سوز و آتش پرخوری آزاد کنیم.
فطیر: نانی که در خمیرش مایه نزده باشند و نرسیده باشد.
هوش مصنوعی: بعد از پرخوری چه میشود؟ آیا خواب غفلت میرسد یا پیامد آن این است که یار بادنجان به چه صورت خواهد بود؟ آیا مانند سرکه میباشد یا شبیه سیر؟
هوش مصنوعی: اگر میخواهی روحی پرشور و سوزناک داشته باشی، باید کمکم از خوردن لقمههای بزرگ بپرهیزی. و اگر میخواهی به چیزهای با ارزش و خوب دسترسی پیدا کنی، باید آمادگی و پذیرش داشته باشی و ظرف خود را برای دریافت آماده کنی.
هوش مصنوعی: ای خدا، جانم را با روزی پاک و حلال پرورش ده تا مانند سگان به لقمههای مردار نیازمند نشوم.
«از ره زیرین گشاید پرده زیر» یعنی باد رها میکند با صدای نازک
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
تا سپاه گل هزیمت شد ز خیل ماه تیر
از ترنج افروخت بستان چون سپهر از ماه تیر
با مُنَقّط سیب گوئی نارِ کفته کرده جنگ
این بخست آنرا به تیغ و آن بخست این را به تیر
کان به تن بر، کفته دارد زخمها از تیغ مهر
[...]
مهرگان مهربان باز آمد و عصر عصیر
کنج باغ و بوستان را کرد غارت ماه تیر
بدره بدره زریابی زیر پای هر درخت
توده توده سیم بینی در کنار هر غدیر
از فراق نوبهاران در دل نارست نار
[...]
پیر شد طبع جهان از گردش گردون پیر
تیر زد بر خیل گرما لشکر سرمای تیر
تا هوا سنجاب پوشید و حواصل کوهسار
گلبن از دیبا برهنه است و گلستان از حریر
حُلّه بافان را برون کردند گویی از چمن
[...]
ای سنایی جهد کن تا پیش سلطان ضمیر
از گریبان تاج سازی وز بن دامن سریر
تا بدین تاج و سریر از بهر مهرویان غیب
هر زمانی نوعروسی عقد بندی بر ضمیر
با چنین تاج و سریر از بهر دارالمُلکِ سِرّ
[...]
ای مجیر دین ایزد ، کایزدت بادا مجیر
در معالی بی عدیلی ، در مکارم بی نظیر
داعی اعمال را کف جواد تو مجیب
خایف ایام را سعی جمیل تو مجیر
بدسگالان را خلاف امر تو بئس القرین
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.