مدعی که آتش اعراض فروزندهٔ توست
مدعای دل او سوختن بندهٔ توست
گر کنی پرسش و بی جرم بود چون باشد
تهمت آلود گنه کاین همه شرمندهٔ توست
آن که افکنده به همت دو جهان را ز نظر
این گمان میکندش کز نظر افکندهٔ توست
کم مبادا که طراوت ده باغ طربست
گریهٔ بنده که آب چمن خندهٔ توست
محتشم کز چمن وصل تواش رانده فلک
بندهٔ ریشهٔ امید ز دل کندهٔ توست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر به عشق و محبت خود نسبت به معشوق اشاره میکند و از سوز دل و آتش عشق سخن میگوید. او به تهمتهایی که به او زده میشود، انتقاد میکند و میگوید که این ادعاها بیاساس و نادرستند. شاعر همچنین از زیباییهای عشق و تأثیر آن بر زندگی خود یاد میکند و نارضایتی از جدایی و دوری را ابراز میکند، بهطوریکه زندگی بدون معشوقش بیفایده و ناامیدکننده به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: مدعی (شکایتکننده) میگوید که آتش بیتوجهی و دوری تو به شدت شعلهور است و در حقیقت، ادعای او این است که بنده (عاشق) تو به خاطر این بیاعتنایی و دوری، دچار آتش و سوختگی عاطفی شده است.
هوش مصنوعی: اگر تو سوال کنی و شخص بیگناه باشد، پس چطور ممکن است تهمت به او زده شود و او نیز شرمندهات باشد؟
هوش مصنوعی: آن کس که به خاطر تلاش و ارادهاش دو عالم را از نظر دور کرده، گمان میکند که این دوری از نظر به خاطر تو است.
هوش مصنوعی: گریهٔ من نباید کم شود، زیرا این اشک مثل آبی است که باغ طرب(شادابی) را سرسبز میکند، و شادی من از خندهٔ تو نشأت میگیرد.
هوش مصنوعی: محتشم میگوید که من، که از چمن وصالت دور افتادهام، در واقع بندهای هستم که امید قلبم به خاطر دوری از تو از ریشه کنده شده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.