نمیدانم ز خود افتادگان داری خبر یا نه
ز دور این نالهٔ ما در دلت دارد اثر یا نه
یقین داری که دارم از خیالت پیکری با خود
که شب تا صبح دم میگردمش بر گرد سر یانه
به گوشت هیچ میگوید که اینک میرسد از پی
چو باد صرصر آن دیوانهٔ صحرا سپر یا نه
به خاطر میرسانی هیچ گه کان دشت پیما را
به زور انداختم از پا من بیدادگر یا نه
برای آزمایش بار من بر کوه نه یک دم
ببین خواهد شکستن کوه را صد جا کمر یا نه
چو جان را نیست در رفتن توقف هیچ میگوئی
که باید بازگشتن بیتوقف زین سفر یا نه
نوشتم نامه وز گمراهی طالع نمیدانم
که خواهد ره به آن مه برد مرغ نامهبر یا نه
بیا و محتشم از بهر من دیوان خود بگشا
به بین بر لشگر غم میکنم آخر ظفر یا نه



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به احساس تنهایی و بیخبری از وضع خود و دیگران اشاره میکند و از غم و اندوهی که او را دربر گرفته سخن میگوید. او به خیالات و یاد معشوقش اشاره میکند و در دل خود درپی نشانههایی از حضور اوست. همچنین، به آزمایشهای گوناگون زندگی اشاره میکند و میپرسد که آیا توانایی تحمل این مشکلات را دارد یا خیر. این شعر بیانگر جستوجوی درونی شاعر و تلاش او برای یافتن پاسخ به سوالات وجودی است. در نهایت، او از معشوقش میخواهد که با بازگشت، امیدی به زندگی و پیروزی به او ببخشد.
هوش مصنوعی: نمیدانم آیا از حال افرادی که در غم و اندوه به سر میبرند باخبری یا نه، و آیا این ناله و شکایت ما بر دل تو تأثیر گذاشته است یا نه.
هوش مصنوعی: مطمئن هستی که من در خیال تو، جسمی دارم که شب تا صبح دور سرم میچرخد یا نه؟
هوش مصنوعی: به گوشت نمیرسد که اینک دلدادهٔ بیخود صحرا، مانند باد تند و سهمگین، به سراغت میآید یا نه.
هوش مصنوعی: تو به خاطر من و درِ بندگیام، هیچ و بهجز خودم، بر آن دشتنشین (مجنون) یادآور میشوی که من با زور او (مجنون) را به زمین انداختم، آیا من جبار و ستمگر هستم یا نه؟
هوش مصنوعی: اگر بار من را که بر دوش دارم، بر کوه بچشانید، آیا کوه میتواند در یک لحظه از روی فشار آن شکسته شود یا نه؟
هوش مصنوعی: وقتی جان انسان امکان حرکت و رفتن ندارد، آیا میتوان گفت که باید بدون توقف از این سفر برگردد یا نه؟
هوش مصنوعی: نامهای نوشتم، اما نمیدانم به خاطر بدبیاریام آیا آن مرغ حامل نامه، به آن معشوق (که در اینجا به «مه» تشبیه شده) خواهد رسید یا نه.
هوش مصنوعی: محتشم از معشوقش میخواهد که به خاطر او، دیوان اشعارش را باز کند تا ببیند آیا در نبرد با غم و اندوه پیروز خواهد شد یا نه.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شب هجران، نمیدانم ز پی دارد سحر یا نه؟!
وگر دارد سحر، آه سحر دارد اثر یا نه؟!
به روز بد مرا ز آغاز کار افگند عشق، اما
نمیدانم که خواهد داشت روزی زین بتر یا نه؟!
اگر بیتابی خود در فراق آن سفر کرده
[...]
نمیدانم کسی در کوی او دارد گذر یا نه
اگر دارد گذر از حال دل دارد خبر یا نه
اثر در سنگ خارا دارد افغانم نمیدانم
که او را دل بود از سنگ خارا سختتر یا نه
به کویش جرأت فریادم ار باشد ز بیدادش
[...]
نمیدانم شب هجر تو را باشد سحر یا نه
دل گمگشتهام آخر وطین بیند دگر یا نه
ز جوی دیده دادم آب شمشاد قد سروت
که تا یک روز از رفتار او بینتم ثمر یا نه
نه اشک است و نه خون جانان کو بر دیدهام بنگر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.