محمد بن منور
»
اسرار التوحید
»
باب دوم - در وسط حالت شیخ
»
فصل اول - حکایات کرامات شیخ
»
حکایت شمارهٔ ۶۳
خواجه بوالفتوح عیاضی گفت از خواجه حسین عباد ویشی، شنیدم که گفت در نشابور در مجلس شیخ بودم مرا اندیشۀ والده و سرخس به خاطر آمد، شیخ در حال روی بمن کرد و گفت:
لِتَعْجَلْعَلی اُمٍّ عَلَیْکَ حَفِیَّة
تَنُوحُ وَ تَبْکِی مِنْفراقِکَ دائِباً
من از مجلس، بیرون آمدم و روی به سرخس نهادم، والده را در بیماری وفات یافتم، تنگ درآمده، من برسیدم و او را دریافتم، دیگر روز او را وفات رسید. دانستم که آنچ شیخ فرموده بود، سبب آن تعجیل بوده است.



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: خواجه بوالفتوح عیاضی در مجلس شیخ حسین عباد ویشی در نشابور حضور داشت و ناگهان یاد والدهاش و حال او به ذهنش خطور کرد. در این لحظه شیخ به او نگاهی کرد و گفت که مادرش در حال سپری کردن زمانی دشوار است و باید به سرعت به او برسد. بوالفتوح بلافاصله از مجلس خارج شده و به سرخس رفت، اما زمانی که به آنجا رسید، والدش را در حالت بیماری شدید یافت. او متوجه شد که پیشبینی شیخ حقیقت داشته و تعجیل او در بازگشت، به خاطر درگذشت والدش بوده است.
هوش مصنوعی: خواجه بوالفتوح عیاضی میگوید: از خواجه حسین عباد ویشی شنیدم که در نشابور در محفل شیخ بود. در آن هنگام، فکر مادرش و سرخس به یادش آمد. شیخ به او نگاه کرد و گفت:
هوش مصنوعی: به زودی برگرد که مادری که همیشه برای تو نگران است، به خاطر جداییات دائماً میگرید و ناله میکند.
هوش مصنوعی: از مجلس بیرون آمدم و به سمت سرخس رفتم. هنگامی که به آنجا رسیدم، مادرم را در حال بیماری یافتم. حالش بسیار بد بود و وقتی من رسیدم، فقط چند روز تا وفاتش زمان باقی مانده بود. به خوبی متوجه شدم که آنچه شیخ گفته بود، باعث شد تا این اتفاق زودتر بیفتد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.