گنجور

 
 
نسکبان اندروید
رباعی شمارۀ ۱۵۹ به خوانش فاطمه زندی
می‌خواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
فعال یا غیرفعال‌سازی قفل متن روی خوانش من بخوانم
ابوسعید ابوالخیر

ای دل چو فراق یار دیدی خون شو

وی دیده موافقت بکن جیحون شو

ای جان، تو عزیزتر نه‌ای از یارم

بی یار نخواهمت ز تن بیرون شو

خواجه عبدالله انصاری

ای عقل اگر چند شریفی دون شو

وی دل زدلی بگرد و خون شو خون شو

در پرده آن نگار روز افزون شو

بی چشم درآو بی زبان بیرون شو

سنایی

ای عقل اگر چند شریفی دون شو

وی دل زدگی به گرد و خون در خون شو

در پردهٔ آن نگار دیگرگون شو

با دیده درآی و بی زبان بیرون شو

مهستی گنجوی

چون نیست پدید در غمم بیرون شو

ای دیده تو خون گری و، ای دل خون شو

ای دل تو نوآموز نه‌ای در ره عشق

حاجت نبُود مرا که گویم چون شو!

میبدی

ای عقل اگر چند شریفی دون شو

وی دل ز دلی بگرد و خون شو خون شو

در پرده آن نگار روز افزون شو

بی چشم در آ و بی زبان بیرون شو!!

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه