گنجور

 
 
نسکبان اندروید
ابوسعید ابوالخیر

ای دل چو فراق یار دیدی خون شو

وی دیده موافقت بکن جیحون شو

ای جان، تو عزیزتر نه‌ای از یارم

بی یار نخواهمت ز تن بیرون شو

سنایی

ای عقل اگر چند شریفی دون شو

وی دل زدگی به گرد و خون در خون شو

در پردهٔ آن نگار دیگرگون شو

با دیده درآی و بی زبان بیرون شو

مهستی گنجوی

چون نیست پدید در غمم بیرون شو

ای دیده تو خون گری و ای دل خون شو

ای دل تو نوآموز نه‌ای در غم عشق

حاجت نبود مرا که گویم چون شو

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از مهستی گنجوی
میبدی

ای عقل اگر چند شریفی دون شو

وی دل ز دلی بگرد و خون شو خون شو

در پرده آن نگار روز افزون شو

بی چشم در آ و بی زبان بیرون شو!!

باباافضل کاشانی

ای دل ز غم جهان که گفتت خون شو

یا ساکن عشوه خانهٔ گردون شو

دانی چه کنی چو نیست سامان مُقام

انگار درون نیامدی، بیرون شو

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه