گنجور

 
خیالی بخارایی

با رخت صورت چین چند کند دعوی را

پیش رویت چه محل دعوی بی معنی را

گر به چین نسخهٔ تصویر ز روی تو برند

تا چه ها روی دهد در فن خود، مانی را

باد آوازهٔ سروِ قدِ تو سوی بهشت

می برد تا که بدین برشکند طوبی را

گر نداری خبر از سیل سرشکم چه عجب

بر تو هیچ است اگر آب برد دنیی را

مدّعی فهم خیالات خیالی نکند

خر چه داند صفتِ معجزهٔ عیسی را

 
 
صائب

چند بر کوردلان جلوه دهم معنی را؟

پیش دجال کشم مایده عیسی را

در دیاری که ز ارباب تمیزست ز کام

غنچه آن به که کند مهر، لب دعوی را

سوزنی گر نکشد سرمه بینش در چشم

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از صائب
یوسف خوسفی

خواستم کنم صبر و شکیبیایی را

رهم از خلق و گیرم گوشۀ تنهایی را

این غلط بود که دل پیش تو و در سر عشق

دل بر تو چه تحمّل سر سودایی را

دود آهم به ثریا رود هر دم ز آن حسن

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه