گنجور

 
 
نسکبان اندروید
رباعی شمارهٔ ۳۰ به خوانش داوود ملک زاده
می‌خواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
رباعی شمارهٔ ۳۰ به خوانش فاطمه زندی
فعال یا غیرفعال‌سازی قفل متن روی خوانش من بخوانم
خیام

هر خاک که زیرِ پایِ هر نادانی است

زُلفینِ بُتی و عارض جانانی است

هر خشت که بر کنگرۀ ایوانی است

انگشتِ وزیری و سرِ سلطانی است

عطار

چندان که نگاه میکنم حیرانی است

سرگشتگی و بی سر و بی سامانی است

در بادیهای که دانشش نادانی است

گردون را بین که جمله سرگردانی است

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از عطار
اوحدالدین کرمانی

درمان غمت امید بی درمانی است

راه طلبت بی سر و بی سامانی است

سرمایهٔ جمله پای داران ارزد

آن سر که در او مایهٔ سرگردانی است

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از اوحدالدین کرمانی
واعظ قزوینی

عمر تو خس و، زر آتش سوزانی است

افزونی هر درم از آن، نقصانی است

برباد رود ز مال این عمر عزیز

در خوردن رشته هر دری دندانی است

واقف لاهوری

آن طفل که مست سلفر نادانی است

حالم ز غمش خراب و سرگردانی است

می‌نالم و رحم نایدش بر من زانکه

او ترک‌زبان ناله‌ام افغانی است

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه