گنجور

 
 
نسکبان اندروید
هر خاک که زیرِ پایِ هر نادانی است به خوانش حامد بوطیقا
می‌خواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
فعال یا غیرفعال‌سازی قفل متن روی خوانش من بخوانم
خیام

خاکی که به زیر پای هر نادانی‌ست

کفّ صنمیّ و چهرهٔ جانانی‌ست

هر خشت که بر کنگرهٔ ایوانی‌ست

انگشت وزیر یا سر سلطانی‌ست

عطار

چندان که نگاه میکنم حیرانی است

سرگشتگی و بی سر و بی سامانی است

در بادیهای که دانشش نادانی است

گردون را بین که جمله سرگردانی است

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از عطار
اوحدالدین کرمانی

درمان غمت امید بی درمانی است

راه طلبت بی سر و بی سامانی است

سرمایهٔ جمله پای داران ارزد

آن سر که در او مایهٔ سرگردانی است

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از اوحدالدین کرمانی
واعظ قزوینی

عمر تو خس و، زر آتش سوزانی است

افزونی هر درم از آن، نقصانی است

برباد رود ز مال این عمر عزیز

در خوردن رشته هر دری دندانی است

واقف لاهوری

آن طفل که مست سلفر نادانی است

حالم ز غمش خراب و سرگردانی است

می‌نالم و رحم نایدش بر من زانکه

او ترک‌زبان ناله‌ام افغانی است

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه