پایم که ز آزار نبودی اثرش
گردی نرسیدی بکس از رهگذرش
بس مالش ازو ز خرده گیران دیدم
آری چه توان کرد که گشتست سرش
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
پایم که ز آزار نبودی اثرش
گردی نرسیدی بکس از رهگذرش
بس مالش ازو ز خرده گیران دیدم
آری چه توان کرد که گشتست سرش



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این بیت شعر، شاعر از آزار و درد ناشی از یک مشکل یا بدبختی سخن میگوید. او به این نکته اشاره میکند که اگر پای او از آسیبها و زخمها رنج نمیبرد، دیگران هم به او آسیب نمیزدند. او شاهد مشکلات و سختیهایی است که بر سر دیگران آمده و احساس ناچاری و ناتوانی در تغییر سرنوشت را بیان میکند. به طور کلی، این ابیات نشاندهنده حس درد و ناگزیری از پذیرفتن سهم خود در این بدبختیهاست.
هوش مصنوعی: اگر پای من از آزار و زخمها بیاثر بود، به این نتیجه میرسیدم که تو از مسیر خودت به من نزدیک نشدی.
هوش مصنوعی: من بارها مشاهده کردهام که از افراد ظاهراً کوچک و کماهمیت، آسیب و آزار دیده است. بله، چه میتوان کرد که او به این وضعیت دچار شده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مسعود که بود سعد سلمان پدرش
اندر سمجی است چون سنگ درش
در حبس بیفزود بر آتش خطرش
عودی است که پیدا شد از آتش هنرش
بر طرف قمر نهاده مشک و شکرش
چکند که فقاع خوش نبندد به درش
در کعبهٔ حسن گشت و در پیش درش
عشاق همه بوسهزنان بر حجرش
گفتم که گهی چند نپرسم خبرش
تا بوک برون شود تکبر ز سرش
خود هست کرشمه هر زمان بیشترش
اکنون من و زاری و شفیعان درش
شاهی که برون بام چرخ است درش
خاطر نرسد ؟ خطرش
جایی است کله گوشه قدرش که فلک
گر ؟ کله بیفتد ز سرش
او رفت و دلم باز نیامد ز برش
من چشم به ره، گوش به در بر اثرش
چشم آید زی گوش که داری خبرش
گوش آید زی چشم که دیدی دگرش
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.