هر خشک و تر که داشتم از غم بسوختم
هر بال و پر که داشتم از دم بسوختم
از ناله هفت خیمهٔ گردون شکافتم
وز آه چار گوشهٔ عالم بسوختم
چندین هزار نافهٔ مشک امید را
بر مجمر نیاز به یکدم بسوختم
بنگاه صبر و خرمن دل را به جملگی
کردم به جهد با هم و در هم بسوختم
هر جوهری که بود بر این سقف لاجورد
از شعلههای آه دمادم بسوختم
گر چتر روز سوختم از دم عجب مدار
منجوق صبح و پرچم شب هم بسوختم
از تف دل شرار به صحرا چنان زدم
کز دود مهره در سر ارقم بسوختم
نیمی بسوختم دل خاقانی از عنا
نیمی دگر که ماند به ماتم بسوختم
دوش از بخار سینه بخوری بساختم
بر خاک فیلسوف معظم بسوختم
هر ساعت این خروش برآید مرا ز دل
کهای عم بسوختم ز غم ای عم بسوختم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر احساسات شدید غم و سوختن را با تصاویری vivid بیان میکند. او از عذابی سخن میگوید که در اثر غم و ناامیدی به جانش میافتد و همه چیز را تحت تأثیر قرار میدهد. در این راستا، او از سوختن دل و نالههایش در آسمان و زمین یاد میکند و نشان میدهد که چقدر تلاش کرده است تا بر این دردها غلبه کند. او همچنین به سوختن امید و آرزوهایش اشاره میکند و در نهایت ابراز میکند که از این حال گریزناپذیر نمیتواند رهایی یابد. شاعر در پایان این درد و رنج را به شدت حس میکند و از آن شکایت میکند، بیانگر تنهایی و اندوه عمیقش است.
هوش مصنوعی: هر چیزی که داشتم، چه خوب بود چه بد، از شدت غم سوختم. هر نیرویی که داشتم، از فشار و ناراحتی سوخت.
هوش مصنوعی: من از نالهها و گریههای خود، آسمان را شکافتم و با آههایم چهار گوشهٔ دنیا را سوزاندم.
هوش مصنوعی: من چندین هزار خامهٔ مشکی که نماد امید بود را در آتش درخواست، به یکباره سوزاندم.
هوش مصنوعی: من با تمام تلاش و کوشش، قلبم را که همچون مزرعهای از صبر است، در کنار همدیگر به آتش کشیدم.
هوش مصنوعی: هر چه گوهری وجود دارد، من به خاطر آتشهای مداوم و بیوقفه، در این آسمان آبی سوختم.
هوش مصنوعی: اگر روز من در آتش بسوزد، تعجب نکن؛ چرا که منجوق صبح و پرچم شب نیز همگی در آتش سوختهاند.
هوش مصنوعی: از شدت عشق و احساسات درونم، به صحرا گریختم و چنان شعلهور شدم که مانند دودی در سرم در حال سوختن بودم.
هوش مصنوعی: نصفی از دل خاقانی به خاطر غم و اندوه سوخته است و نیمی دیگر هنوز در حالت عزاداری باقی مانده است.
هوش مصنوعی: دیشب از بخار دل عاشقانهام، جایی را به یاد فیلسوف بزرگ سوزاندم.
هوش مصنوعی: هر لحظه این صدای ناله و گریه از دل من بلند میشود که ای عم، من از غم و درد در حال سوختن هستم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههای دیگر
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.