جانا ز سر مهر تو گشتن نتوانم
وز راه هوای تو گذشتن نتوانم
درجان من اندیشهٔ تو آتشی افکند
کانرا به دو صد طوفان کشتن نتوانم
صد رنگ بیامیزم چه سود که در تو
مهری که نبوده است سرشتن نتوانم
تا بودم بر قاعدهٔ مهر تو بودم
تا باشم ازین قاعده گشتن نتوانم
چون نامه نویسم به تو از درد دل خویش
جان تو که از ضعف نوشتن نتوانم
حال دل خاقانی اگر شرح پذیرد
حقا که به صد نامه نوشتن نتوانم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق عمیق و سردرگمیاش سخن میگوید. او به این نکته اشاره میکند که هرگز نمیتواند از محبت و الهام معشوق خود جدا شود و در رفتار و اندیشهاش تاثیر عمیق او همیشه وجود دارد. هر تلاشی برای بیان احساسات و دردهایش از طریق نوشتن، در نظرش ناکافی و ناتوانی به نظر میرسد. در نهایت، شاعر میگوید که اگر بخواهد حال دلش را توضیح دهد، حتی صد نامه نیز نمیتواند کافی باشد و در این رابطه با ناامیدی مواجه است.
هوش مصنوعی: عزیزم، به خاطر محبت و عشق تو نمیتوانم از تو دور شوم و نمیتوانم از راهی که تو مرا به آن میکشانی، عبور کنم.
هوش مصنوعی: در دل من فکر تو مانند آتشی روشن شده است که هیچ طوفانی نمیتواند آن را خاموش کند، حتی اگر بخواهم، نمیتوانم آن را از بین ببرم.
هوش مصنوعی: چه فایده دارد که از صد رنگ مختلف استفاده کنم، در حالی که مهر و عشقی که در تو وجود ندارد، نمیتوانم بسازم؟
هوش مصنوعی: تا زمانی که در عشق تو بودم، بر اساس و قواعد آن زندگی میکردم. اما حالا که از آن قاعده خارج شدم، نمیتوانم به آن وضعیت برگردم.
هوش مصنوعی: وقتی که برای تو از درد و دل خود مینویسم، جان تو را میخواهم که به خاطر ضعف در نوشتن نمیتوانم به خوبی احساساتم را منتقل کنم.
هوش مصنوعی: اگر بخواهم حال و روز دل خاقانی را شرح دهم، حقیقتاً حتی با نوشتن صد نامه هم نمیتوانم احساسات و وضعیت او را منتقل کنم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.