تا مرا عشق یار غار افتاد
پای من در دهان مار افتاد
چه کنم چون ز گلستان امید
دیدهام را نصیب خار افتاد
کشتی صبر من چو از غرقاب
نتوانست بر کنار افتاد
سود نکند نصیحتم که مرا
این مصیبت هزار بار افتاد
گفتی از صبر ساز دست آویز
که تو را عشق پایدار افتاد
بیمن است این سخن تو دانی و دل
که تو را با من این قرار افتاد
رفت در شهر، آب خاقانی
کار با لطف کردگار افتاد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان درد و رنج ناشی از عشق و ناکامی میپردازد. او به تضاد عشق و مشکلات اشاره میکند و بیان میکند که با وجود امید و زیبایی، در نهایت به خار و رنج دچار شده است. شاعر از بیفایده بودن نصیحتها و صبر در مواجهه با این عشق بیپایان سخن میگوید. او همچنین به یک قرار درونی اشاره میکند که میان خودش و محبوبش وجود دارد، اما میداند که این ارتباط که به لطف خدا نیز بستگی دارد، غیرممکن است. در پایان، این دلمشغولیها و چالشها در زندگی شاعر را از احساس خوبش دور کردهاند.
هوش مصنوعی: زمانی که عشق محبوبم به من رسید، به شدت تحت تاثیر قرار گرفتم و به مانند کسی شدم که در خطر افتاده است.
هوش مصنوعی: چه کار کنم که به جای زیباییها و امیدها، به من فقط تلخی و ناامیدی رسیده است؟
هوش مصنوعی: کشتی صبر من نتوانست از عمق دریا نجات پیدا کند و به ساحل برسد.
هوش مصنوعی: نصیحت من هیچ فایدهای ندارد، چون این درد و رنج بارها بر من گذشته است.
هوش مصنوعی: تو به من گفتی که از صبر کمک بگیر، چرا که عشق واقعی و ماندگار به تو روی آورده است.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که صحبتهای تو، بدون من هیچ ارزشی ندارد و همواره دلت به من وابسته است، چون بین ما توافق و عهدی وجود دارد.
هوش مصنوعی: خاقانی به شهر رفت و در آنجا با کمک و لطف خداوند کارهایش به سامان رسید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کار ازین صعبتر، که بار افتاد؟
وارهان وارهان که کار افتاد
کشتی عمر ما کنار افتاد
رخت در آب رفت و کار افتاد
موی همرنگ کفک دریا شد
وز دهان در شاهوار افتاد
روز عمری که بیخ بر باد است
[...]
تا نهایت بران قرار افتاد
که بباید شدن چو کار افتاد
روزی اندر میان نقار افتاد
هر دو را زان نقار کار افتاد
تا به هجر تو کار زار افتاد
کار با گریههای زار افتاد
دست من گیر و دلدهی فرما
که مرا دست و دل ز کار افتاد
از میانش کسی که یافت خبر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.