ماییم ز مشرب مغانه
در کوی مغان گرفته خانه
همواره می مغانه نوشیم
بر نغمه چنگ یا چغانه
عشق است ترانه گو درین بزم
غافل منشین ازین ترانه
زاهد که ز زهد خشک خواند
این تازه ترانه را فسانه
از سبحه مقید عدد ماند
کی راه برد به آن یگانه
جامی که ز دیدن حجب بود
در رفع حجاب جاودانه
چون دید که آن حجب جز او نیست
برخاست حجابش از میانه



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وصف حال و هوای عاشقانه و بزمهای مغانه میپردازد. او از لذت نوشیدن می و نغمههای موسیقی در جمع دوستان سخن میگوید و تأکید میکند که عشق اصلیترین ترانه این بزم است. زاهدانی که به زهد خشک چسبیدهاند، عشق و شوق را به فسانهای بیاهمیت مینگرند. در پایان، شاعر به وضعیت خود اشاره میکند که پس از برطرف شدن حجابها، به حقیقتی پیبرده و درک میکند که جز او چیز دیگری وجود ندارد.
هوش مصنوعی: ما از شرابخانهها سرشاریم و در محلهی مغان، جایی را برای سکونت گرفتهایم.
هوش مصنوعی: ما همیشه در کنار می نوشی، بر نغمههای چنگ یا چغانه میرقصیم و لذت میبریم.
هوش مصنوعی: در این محفل شاداب، عشق همانند ترانهای است که باید آن را سر داد، اما در این میان نباید از این ترانه غافل شد.
هوش مصنوعی: دوری از دنیا و ظواهر آن، انسانها را به اشتباه میاندازد و زیباییها و تازگیهایی را که در زندگی وجود دارد، نادیده میگیرد. این نوع نگرش نمیتواند به درستی واقعیات زندگی را درک کند.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که اگر کسی به تعداد معینی پایبند باشد و خود را محدود کند، نمیتواند به حقیقت یا وحدت اصلی دست یابد. تنها در آزادگی و رهایی از قید و بندهاست که میتوان به یکتایی و اصل نائل شد.
هوش مصنوعی: جامی که به خاطر مشاهده حجابها به وجود آمده، برای از بین بردن حجابهای جاودانه است.
هوش مصنوعی: زمانی که دید آن حجاب دیگر وجود ندارد، از میان برخواست و آن پرده را کنار زد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گویند که نیکبخت و بدبخت
هست از همه چیز در فسانه
یک جای دو خشت پخته بینی
پخته به تنور در میانه
این بر شرف مناره افتد
[...]
بادا همه ساله ذخرة الدین
آسوده ز فتنه زمانه
شهزاده شیر دل فریدون
آن چون پدر از جهان یگانه
میری که ز قدر درگهش را
[...]
ای دست تو جود را بهانه
پای تو وجود را نشانه
عبدالصمد اکرم الخلایق
سرمایه بخت جاودانه
آنی که به همت تو آراست
[...]
ز آمیزش این چهارگانه
شد خوشنمک این چهارخانه
ای راه تو بحر بی کرانه
عشق تو ندیم جاودانه
از عشق تو صد هزار آتش
در سینه همی زند زبانه
گر بنماید زبانهای روی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.