گنجور

 
عمادی شهریاری

ای دست تو جود را بهانه

پای تو وجود را نشانه

عبدالصمد اکرم الخلایق

سرمایه بخت جاودانه

آنی که به همت تو آراست

سیمرغ مکارم آشیانه

چون آتش عرم تو برآید

گیرم دو جهان به یک زبانه

خصمت به حیات نیست لایق

زآن گونه که سنگ در مثانه

تا دست مبارکت ببوسم

دست من و دامن زمانه

 
 
نسکبان اندروید
مسعود سعد سلمان

گویند که نیکبخت و بدبخت

هست از همه چیز در فسانه

یک جای دو خشت پخته بینی

پخته به تنور در میانه

این بر شرف مناره افتد

[...]

فلکی شروانی

بادا همه ساله ذخرة الدین

آسوده ز فتنه زمانه

شهزاده شیر دل فریدون

آن چون پدر از جهان یگانه

میری که ز قدر درگهش را

[...]

عطار

ای راه تو بحر بی کرانه

عشق تو ندیم جاودانه

از عشق تو صد هزار آتش

در سینه همی زند زبانه

گر بنماید زبانه‌ای روی

[...]

عراقی

آن بحر محیط بی‌کرانه

و آن نور بسیط جاودانه

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه