زنی بر دل ز مژگان زخم و داری ابروان پنهان
زهی شوخی که تیر اندازی و سازی کمان پنهان
تو مست خواب و من نظاره گر دزدیده در رویت
چو آن دزدی که گل چیند به باغ از باغبان پنهان
میان مردمان رسوا شدم از اشک خویش آری
نماند راز عاشق با دو چشم خون فشان پنهان
تنم از گریه غرق آب و دل پر شعله آتش
که دیده ست آب را زینگونه آتش در میان پنهان
به عشقت پیش دشمن داستان گشتم چه خوش بودی
اگر ماندی میان دوستان این داستان پنهان
چو گویم غنچه باغ لطافت آن دهان خواهم
نباشد این معما بر ضمیر نکته دان پنهان
نه خاک جامی است این بلکه در زیر زمین کرده
سگ کویت برای طعمه مشتی استخوان پنهان



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و رازهای پنهان آن میگوید. او به زنی اشاره میکند که با جذابیتهایش دل او را جریحهدار کرده و او را در حالی وصف میکند که در حال تماشا و انتظار است. احساسات او به شدت پیچیده و متناقض است؛ هم از عشق شاد است و هم از درد و اشک. او از مشکلاتی که راز عشقش به بار آورده، سخن میگوید و به این نکته اشاره میکند که محبت واقعی نیاز به دلیری دارد. در نهایت، شاعر میخواهد به عمق معانی عشق و رازهای نهفته آن بپردازد.
هوش مصنوعی: زنی با مژگانش دل را زخم میزند و ابروانش را پنهان کرده است. او با شوخی و ناز، مانند یک تیرانداز به هدف میزند و کمانش را هم مخفی کرده است.
هوش مصنوعی: تو در حال خواب هستی و من به آرامی تو را تماشا میکنم، انگار که دزدی در باغ گلها بهدور از چشم باغبان، گل میچیند.
هوش مصنوعی: در بین مردم، به خاطر اشکهای خود مشهور و رسوا شدم. دیگر نمیتوانم راز عشق را با دو چشمی که خون میبارد، پنهان نگهدارم.
هوش مصنوعی: بدن من از گریه خیس و پر از آب است، در حالی که دل من مانند شعلهای آتشین میسوزد. چشمانم، آب را دیدهاند، اما در درونم این آتش پنهان است.
هوش مصنوعی: به خاطر عشق تو، حتی جلوی دشمنان هم به سخن آمدم و داستان عشق را گفتم. چقدر خوب بود اگر تو در میان دوستان بودی تا این داستان را پنهان نگه میداشتیم.
هوش مصنوعی: وقتی از نعمت و زیبایی دهان لطیف او سخن میگویم، دیگر نبایستی این رمز و راز برای کسانی که آگاهی دارند، پنهان بماند.
هوش مصنوعی: این خاک، چیزی بیشتر از یک جام نیست، بلکه مانند جایی است که سگ در زیر زمین برای پیدا کردن غذا، مشتی استخوان پنهان کرده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مکن آزادگان را جستجو از این و آن پنهان
که باشد از سبکباری پی این کاروان پنهان
ز دشمن روی می کردند پنهان پیش ازین مردم
شوند اکنون ز وحشت دوستان از دوستان پنهان
به من در پره حرف سخت می گوید ملامتگر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.