آگه ز بی وفایی اغیار گشته ای
از جام حسن مستی و هشیار گشته ای
چون گل شده ست دامن پاک تو غرق خون
گویا سراسری به دل زار گشته ای
مشکین شده ست رنگ تو ای خطّ سبزفام
از بس در آفتابِ رخ یار گشته ای
فتوا ز رشک کرده هدر خون آینه
از ما زیاده تشنهٔ دیدار گشته ای
سرگشتگی بس است حزین ، آسمان نیی
بنشین به کوی عشق، که بسیار گشته ای


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیوفایی دیگران اشاره میکند و بیان میکند که محبوبش تحت تأثیر آن قرار گرفته است. او از حال خوش و سرمستی که در نتیجه عشق به یارش به دست آورده، صحبت میکند و همزمان از درد و رنجی که دل او را آزار میدهد، یاد میکند. شاعر به زیبایی و جذابیت چهره محبوب اشاره کرده و نشان میدهد که این زیبایی به خاطر عشق و محبت به یار حاصل شده است. همچنین، او از سرگشتگی احساسی خود میگوید و بر لزوم بازگشت به کوی عشق تأکید میکند.
هوش مصنوعی: تو از خیانت دیگران آگاه شدهای و حالا که از سر مستی عشق، به هشیاری رسیدهای.
هوش مصنوعی: دامن پاک تو به گونهای به خون آغشته شده که گویی تمام دل را غم فراگرفته است.
هوش مصنوعی: رنگ سبز تو به خاطر تابش آفتاب چهره محبوب، به زیبایی زیبا شده است.
هوش مصنوعی: به خاطر حسادت، آبرویم را در مقابل دیگران به خطر انداختهای و از این رو، به شدت تشنهی دیدار من شدهای.
هوش مصنوعی: دیگر بس است که سردرگم باشی، آسمان را رها کن و در دل کوی عشق آرام بگیر، زیرا خیلی در دنیا پرسه زدهای.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خوش بیخبر ز حال دل زار گشتهای
معلوم میوشد که خبردار گشتهای
بیداری شکستهدلان ضعف طالعست
پیداست بخت خفته که بیدار گشتهای
هر قطره اشکم آینة جلوههای تست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.