برده ست غمت، دست و دل ازکار، کجایی؟
ای مونس دلهای گرفتار کجایی؟
هر غنچه ز بویت به شکرخند بهار است
ای چشم و چراغ دل بیدارکجایی؟
تا چند سرآریم به تاریکی هجران
ای شمع فروزان شب تار، کجایی؟
نی بی من ونه با منی ازناز، چه حال است
ای عهدشکن یار وفادار کجایی؟
گل های گلستان، همه پروردهٔ خارند
عارض بنما، ای گل بی خار کجایی؟
از قدّ و رخت، بلبل و قمری به سرودند
ای جلوه طراز گل و گلزار کجایی؟
با آنکه بود جلوه گهت، کوچه و بازار
ای یار نه در کوچه و بازار، کجایی؟
بر هم زده ام خانه ی دل را به سراغت
چون نیست کسی غیر تو در دار، کجایی؟
بگشا گره از کار فروبستهٔ دل ها
ای عقده گشایندهٔ هر کار کجایی؟
ای نور یقین، چشم جهان بین دو عالم
ای جان حزین ، ای دل و دلدار کجایی؟


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به دلتنگی و غم ناشی از دوری معشوق میپردازد و از او میخواهد که برگردد. او احساس میکند که غم معشوق، دست و دلش را از کار کرده و در جستجوی او در تاریکی هجران به سر میبرد. شاعر به زیبایی و ویژگیهای مثبت معشوق اشاره کرده و از جایگاهش در زندگیاش میگوید، در حالی که دیگران در اطرافش فقط ظاهری از گل دارند و او را به عنوان گل بیخار توصیف میکند. نهایتاً، او از معشوق میخواهد که مشکلات و گرههای زندگیاش را بگشاید و دوباره در کنار او باشد، زیرا او تنها دلیل زندگی و روشنایی چشمهایش است.
هوش مصنوعی: غمت مرا به شدت درگیر کرده و باعث شده که نتوانم کار کنم و آرامش نداشته باشم. کجایی؟ ای همراه و همدرد دلهای پریشان، تو کجایی؟
هوش مصنوعی: هر غنچه که به یاد بوی تو شکوفه میدهد، بهاری شیرین و زیباست. تو همچون چراغ روشنگر دل و جان من هستی. کجایی که با وجودت دنیا را روشن کنی؟
هوش مصنوعی: تا کی باید در تاریکی دوری از تو زندگی کنم، ای شمعی که روشنیام میدهی، کجایی؟
هوش مصنوعی: نی تو بدون من هستی و نی من بدون تو، از ناز و دلبری تو چه احوالی دارم؟ ای یار بیوفا که عهد و پیمان شکستی، کجایی؟
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به زیبایی و نایابی یک گل خاص اشاره میکند که از میان سایر گلها که به دلیل وجود خارها آسیبپذیرترند، باید خودش را نشان دهد. او میخواهد بگوید که گل بیخار که نماد زیبایی و کمال است، کجاست و جلب توجه میکند که در این میان، گلها معمولاً با مشکلات و چالشها (خارها) روبهرو هستند.
هوش مصنوعی: بلبل و قمری به زیبایی تو میپردازند و از قامت و زیباییات میسرایند. ای زیباترین جلوهی گل و باغ، تو کجا هستی؟
هوش مصنوعی: با اینکه تو در کوچه و بازار به زیبایی شناخته میشدی، اما حالا در این مکانها نیستی، کجایی؟
هوش مصنوعی: برای دیدن تو، همه چیز را در دل و زندگیام به هم ریختهام، چرا که هیچ کس دیگری غیر از تو در این دنیا برایم اهمیت ندارد. حالا کجایی؟
هوش مصنوعی: ای کسی که میتوانی مشکلات و سختیهای دلها را باز کنی، به من کمک کن تا از مشکلاتم رهایی یابم. کجایی که بتوانی گرهها را باز کنی؟
هوش مصنوعی: ای نور یقین، روشنیدهنده در دو جهان، ای جان غمگین، ای دل و محبوب؛ تو کجایی؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بگذشت ز حد کار دل زار کجایی
مردم ز غم ای مونس غمخوار کجایی
بسیار دلم تیره شد از زنگ کدورت
روشنگر این آینه تار کجایی
بیخار، گلی در چمن دهر نچیدیم
[...]
بر ستر غم میکشم آزار کجایی
ای داروی درد من بیمار کجایی
گفتی چو دهی جان به تو دیدار نمایم
من جان میدهم از حسرت دیدار کجایی
اغیار به پرسیدنم آیند و من از درد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.