ز مرد کار، دل روزگار می لرزد
کمر چو راست کنم، کوهسار می لرزد
خروش بحر هماغوش اضطراب کف است
ز ناله ام فلک بی وقار می لرزد
به سرد مهری ایام تکیه نتوان کرد
برون ز سنگ چو آید شرار، می لرزد
شود چو ریگ روان کوه غم سبک تمکین
به سینه ای که دل بی قرار می لرزد
ز آمد آمد ساقی مرا نلرزد دل
به حالتی که سرم از خمار می لرزد
غرور و عجز من و یار روبرو شده اند
دل سپهر درین کارزار می لرزد
شود ز غیرت همکار، کارها مشکل
ز خامه ام کف گوهر نثار می لرزد
کسی مباد ز مهر و وفای خویش خجل
تو رفتی و دل امّیدوار می لرزد
به کوهکن ننمایی قیاس، کار مرا
ز بستن کمرم کوهسار می لرزد
مباد زلف رقم راکنی شکسته، حزین
تو را قلم به کف رعشه دار می لرزد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به احساسات عمیق و ناپایدار خود نسبت به عشق و زندگی میپردازد. او میگوید که در دل مردی، روزگار دستخوش لرزش و تغییر است و این نشانهای از اضطراب و بیقراری اوست. در خیالاتش، دنیا و زمانه تحت تأثیر احساسات او قرار دارند و نفسها و نالههایش به آسمان میلرزد. او به سردی و عدم ثبات روزگار اشاره میکند و میگوید نمیتوان بر آن تکیه کرد، چرا که حتی سنگها نیز از آتش دل او متاثرند. در پایان، شاعر به جدال عواطف خود با معشوق میپردازد و بیان میکند که عشق و وفا هرگز نباید باعث خجالت انسان شود.
هوش مصنوعی: هنگامی که فردی از تلاش و کوشش بخواهد، جهان در مقابلش به لرزه درمیآید. وقتی که من به کارم مثل کوهی استوار و محکم میافزایم، تمام موانع و سختیها نیز به اهتزاز درمیآیند.
هوش مصنوعی: خروش دریا به خاطر اضطراب و آشفتگی حاصل از ناله من است و به همین دلیل آسمان بیثبات و لرزان به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: در روزگار سرد و بیمحبتی نمیتوان تکیه کرد؛ چون وقتی آتش از دل سنگی بیرون میآید، آن سنگ هم لرزان میشود.
هوش مصنوعی: وقتی کوه غم به آرامی و سبکی به شکل ریگ در میآید، دل بیقرار در سینهای که مثل یک سرسنگین است، به لرزه درمیآید.
هوش مصنوعی: ساقی، به خاطر حضور تو نباید دل من بترسد، در حالی که سرم به خاطر نشئگی میلرزد.
هوش مصنوعی: غرور من و ناتوانی یار در برابر یکدیگر قرار گرفتهاند و دل آسمان در این نبرد به لرزش افتاده است.
هوش مصنوعی: کارها با همکاری و غیرت دشوار میشود، و از قلمم، گوهرهایی نثار میشود که میلرزد.
هوش مصنوعی: هرگز کسی از محبت و وفای خود شرمنده نشود. تو رفتی و دل امیدوار من در اضطراب است.
هوش مصنوعی: من را با کسی که در کار کوهکنی است مقایسه نکن، زیرا برای من بستن کمرم به سختی است و کوهها از این کار میلرزند.
هوش مصنوعی: اگر زلفِ پیچیده و زیبای تو را بگسلی، دلِ حزین من نگاهم را میلرزانَد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ز آه من دل سنگین یار می لرزد
ز برق تیشه من کوهسار می لرزد
به راز عشق دل بیقرار می لرزد
محیط بر گهر شاهوار می لرزد
در آب آینه لنگر فکند پرتو مهر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.