خورشید به حسن یار من نیست
مه را نمک نگار من نیست
محروم بود همیشه عاشق
این است که در کنار من نیست
نومیدی عاشقان قدیم است
مخصوص به روزگار من نیست
جز لخت دل به غم سرشته
در دیدهٔ اشکبار من نیست
خاصیت عشق خاکساریست
زان پیش تو اعتبار من نیست
هر چند ز عشق خاکسارم
کس نیست که خاکسار من نیست
زلف تو بود به سجدهٔ شکر
که آشفته چو روزگار من نیست
منعم چه کنی ز عشق ناصح؟
غم دارم و غمگسار من نیست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از ناکامی در عشق و احساس تنهایی و غم خود میگوید. او به زیبایی محبوب خود اشاره میکند و میگوید که هیچ چیز عاطفی و دلپذیر در زندگیاش وجود ندارد. عاشق بودن را تجربهای دشوار و خاص میداند و میگوید که در دنیایش هیچ کسی همچون او خاکسار و افسرده نیست. او از محبوبش به عنوان دلیل شادیهایش یاد میکند و به سنگینی درد و غم ناشی از عشق اشاره دارد. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که هیچ کس نمیتواند غم او را کم کند.
هوش مصنوعی: خورشید زیبایی یار من را ندارد و ماه هم به اندازه نمک در چهره محبوب من زیبا نیست.
هوش مصنوعی: کسی که همیشه عاشق است و از من دور است، همیشه احساس کمبود میکند.
هوش مصنوعی: ناامیدی از عشق، خاص زمانه من نیست و همیشه وجود داشته است.
هوش مصنوعی: جز احساس درد و غم که در چشمان پر از اشک من وجود دارد، هیچ چیز دیگری نیست.
هوش مصنوعی: عشق باعث فروتنی و خضوع میشود، بنابراین در مقابل تو هیچ جایگاهی برای من وجود ندارد.
هوش مصنوعی: هرچند که من در عشق خود را خوار و کوچک میبینم، اما هیچکس نیست که من را چنین خوار بشمارد.
هوش مصنوعی: زلف تو باعث سجده شکر من است، چون مثل اوضاع آشفته و بینظم من نیست.
هوش مصنوعی: ای کسی که نعمت میدهی، عشق ناصح چگونه کمکی به من میکند؟ من غم دارم و کسی نیست که غمم را کم کند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون عشق به اختیار من نیست
جز سوز و گداز کار من نیست
ترک غم عشق کار من نیست
وین کار به اختیار من نیست
یکدل چو دل فکار من نیست
یک خسته بحال زار من نیست
هر ابر گزین محیط خیزد
چون دیده اشکبار من نیست
هر لاله گزین حدیقه روید
[...]
رحمش به دل فگار من نیست
افسوس که یار یار من نیست
در عشق نصیحتم مگویید
این کار دل است کار من نیست
دیدم شب زلف دلبران را
[...]
جز ناله و گریه کار من نیست
زآن روی که یار، یار من نیست
جز جور و ستم به بیگناهان
آیین ستمشعار من نیست
جز زخمی و جز تپیده در خون
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.