گنجور

حاشیه‌ها

رضا صیادی در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۵۷ دربارهٔ حکیم سبزواری » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۳:

 

به به درود بر حکیم سبزواری

داغ او لاله صفت

زفغانم همه شب . . . 

 

چه زیبا موارد هم آهنگ مرتب شده‌اند.

علی احمدی در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۱۰ دربارهٔ جمال‌الدین عبدالرزاق » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۶:

به چند ویرایش نیازمند است:

بیت اول: هیچ کس را هوس عشق تو ....

بیت دوم: .... به چنین جرمی کافر نشود

بیت سوم: بوسه می‌خواهم و دانم ....

بیت چهارم: .... از دوست به داور نشود

بیت ششم: به چنان رخ که تو داری چه کند گر نشود

علی احمدی در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۴۵ دربارهٔ اثیر اخسیکتی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۹:

بیت ششم بدین گونه درست می‌باشد:

«روزی کس نبود .....»

Habib در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۲۷ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۱۱:

تا دیده نباشد که این شعر را بخواند، کلماتش حائز هیچ ارزشی نیستند: تا آدمی از خویش رها نشده و دل ادراک نکند، نشانه‌ها ارزشی ندارند؛ گرچه عمری متولی کعبه باشیم و چشم جز دیر و حرم نبیند

جهن یزداد در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۰۰ دربارهٔ نظامی عروضی » چهارمقاله » مقالت دوم: در ماهیت علم شعر و صلاحیت شاعر » بخش ۶ - حکایت چهار - فرخی سیستانی:

هر که را اندر کمند شصت بازی در فکند

باز چون گز و ارش و بدست  و متر است شصت بازی یعنی شصت گزی

جهن یزداد در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۵۰ دربارهٔ نظامی عروضی » چهارمقاله » مقالت دوم: در ماهیت علم شعر و صلاحیت شاعر » بخش ۶ - حکایت چهار - فرخی سیستانی:

باد گویی مشک سوده دارد اندر آستین
باغ گویی لعبتان  ساده دارد بر کنار

ادیب ترکمن در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۱۸ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » مسمط:

انوار و ظلمت را مکان بر جای و دائم تازنان 

تازنان: یعنی کسی که می‌تازد. میدود .

مهر و ماه در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۳۴ در پاسخ به آیینه دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۰:

درود

بله

بیت اول اصلاح شده

بیت ۱۲ هم باید اولْیان خوانده بشه

اما در خواندن بیت ۶ هنوز روش مناسبی پیدا نکردم

علی راز در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۴۹ در پاسخ به سیدعلی (رضا) ساقی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷:

رضای گرامی

درود بر تو ای پهلوان 

خردمندوهشیارو روشن روان

سودازده در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۴۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ترجیع بند:

چه خوب می‌شد که ترجمه‌ی بیت‌های عربی مثل این بیت سعدی » دیوان اشعار » ترجیع بند » أَسْتَقْبِلُهُ وَ ... برای عموم گذاشته می‌شد.

نگین بزرگ‌پناه در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۳۲ دربارهٔ رضاقلی خان هدایت » تذکرهٔ ریاض العارفین » روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین » بخش ۱۴۴ - مجذوب تبریزی:

آتشی شب در نیستانی فتاد

سوخت چون عشقی که بر جانی فتاد

 

شعله تا مشغول کار خویش شد

هر نی‌ای شمع مزار خویش شد

 

شمع‌سان آتش زبانی زان گروه

با دل پر از شکایت کوه کوه

 

بانگ زد بر شعله کای بیدادگر

آفت دوران بلای خشک و تر

 

بی‌گناهی را جفا کردن چراست

بندبند از هم جدا کردن چراست

 

نی به آتش گفت کاین آشوب چیست

مر ترا زین سوختن مطلوب چیست

 

گفت آتش بی سبب نفروختم

دعوی بی معنی‌ات را سوختم

 

هر کجا ‌گفتی نی‌ام با صد نمود

همچنان دربند خود بودی که بود

 

با چنین دعوی چرا ای کم عیار

برگ خود می‌ساختی هر نوبهار

 

سایه‌سان دایم به پستی مانده‌ای

در پس دیوار هستی مانده‌ای

 

از فنا گر نشئه‌ای می‌داشتی

از شرر تخمی به دل می‌کاشتی

 

گرچه خاکستر نشینت کرده‌ام

برتر از چرخ برینت کرده‌ام

 

کار من نیکی‌ست کی بس می‌کنم

ناکسی گر هست من کس می‌کنم

 

چون نی مجذوبْ برگ خود مساز

چون حریفان زبانی کج مباز

 

اهل دل مایل به پستی نیستند

همچو نی در بند هستی نیستند

 

مرد را دردی اگر باشد خوش است

درد بی دردی علاجش آتش است

 

شاعر:

شرف‌الدین میرزا محمد، فرزند محمدرضا  میرزا محمد، متخلص به «مجذوب تبریزی» - مجذوب علیشاه کبودرآهنگی

برآتش در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۲۹ دربارهٔ فرخی سیستانی » دیوان اشعار » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۲۳:

دهخدا ذیل واژه ی ختنبر اینگونه آورده است:

مزن هرزه لاف و...

بنظر با توجه به معنا "مزن" درست تر می نماید

سودازده در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۲۷ در پاسخ به سمانه دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ترجیع بند:

حذف همزه اتفاق افتاده، از اختیارات شاعری هست

وَندوه خونده میشه‌.

سفید در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۱۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اردشیر » بخش ۱۴ - بیماری و مرگ اردشیر، اندرز به شاپور در پیوند دین و شهریاری:

 

جوانی به سال و به دانش کهن...!

 

جهن یزداد در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۵۱ در پاسخ به امین کیخا دربارهٔ فرخی سیستانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱ - در مدح یمین الدوله سلطان محمود بن ناصر الدین سبکتگین غزنوی:

باد در پارسی بچم  هوا است باد اگر نوزد(وز در پهلوی یعنی حرکت) هوا است اگر بوزد باد وزان است  امدن  واژه هوا  واژگان پارسی را  از معانی تهی کرده اند  - برای همینست که گوید

چو گردان گردباد تندگردی تیره اندروا


اندروا، اندروای است  وای گویه دگر باد  است و باد بچم هوا است  اندروای یعنی اندرباد پای در باد-پا در هوا -

جهن یزداد در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۳۴ در پاسخ به پوریا دربارهٔ فرخی سیستانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱ - در مدح یمین الدوله سلطان محمود بن ناصر الدین سبکتگین غزنوی:

 پیدا نیست چی گفتید   اگر سخن تنها درباره ابر است  سخن بر سر  قیرگون ابر و پیلگون ابر  است  و درباره دریا تنها   نیلگون دریا درست است

جهن یزداد در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۳۲ دربارهٔ فرخی سیستانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱ - در مدح یمین الدوله سلطان محمود بن ناصر الدین سبکتگین غزنوی:

خواستم بگویم این چه چهره ایست که از فرخی نهاده اید فرخی  سگزیی بود بی اندام جبه‌ای پیش و پس چاک پوشیده، دستاری بزرگ سگزی‌وار در سر و پای  و شعری در آسمان هفتم!

فرخی روی  و اندام سیستانی داشته و انام  تناسب است و  اندامهای تن  ، این عکس که نهاده اید  رخ چینیان است که رخت ایرانی پوشیده اند

بابک نعمتی در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۲۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۰:

سلام به همه.

من سالها این شعر حضرت را جزو اشعاری می دانستم که وجه مثبت از یار و عشق و لذت عاشقی ها دارد. ولی مدتی ست که دریافتی متضاد دارم. حضرت حافظ در این شعر ، بر سه شخص اشاره دارد. ۱- من ، که خود شاعر است. ۲- مخاطب ، که در حال درد دل با اوست و از غم و رنج عشق می گوید.۳- او ، که همان معشوق است.

بنابراین در این شعر ، عاشق در حال گفتگو با مخاطبی درباره ی یار است. و جایی که می فرماید:

« سوی من لب چه می گزی که مگوی » ، اشاره به مخاطب خود دارد که با گزیدن لب خود ، به گوینده نهیب می زند که خاموش باشد و با مخاطب حاضر سخن می گوید و در ادامه ، « لب لعلی گزیده ام که مپرس » ، نکته اینجاست؛؛؛ لب لعل و فریبنده ای مرا آزار داده و مورد گزند و ناراحتی قرار گرفته ام و که مپرس.

با همین نکته ، که شخص اول ، خود فرد و شخص دوم ، مخاطب ، و شخص سوم یار است و این نکته که لب لعلی گزیده مرا ، نه اینکه من لب لعلی را گزیده ام ؛ کل شعر را در ذهن مرور کنید.

درست است که لب ، نمی گزد . ولی کنایه از لب یار و سختی های عاشق دارد

ارادتمند 🤝🤝🤝🤝

Erfun naderi در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۵۸ در پاسخ به امید دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳:

خیام عقلگرا نیست، دلیل و نشانه؟ فقط لغت عقل رو تو رباعیاتش جستجو کنید به نتایج جالبی میرسید

مبین نوری در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۰۱ در پاسخ به مدعي ٢ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۸:

درود

 

۱
…
۸۲۳
۸۲۴
۸۲۵
۸۲۶
۸۲۷
…
۵۸۴۲