پرویز شیخی در ۲ سال قبل، جمعه ۲۷ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۰۵:۵۴ در پاسخ به صادقی دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۲۱:
دوست محترم ....
هم در قرآن و هم در کتاب مقدس بارها فقط از موسی بعنوان مصطفی و برگزیده نام برده شده:
فرمود:ای موسی ، تو مصطفی و برگزیده من برای انسان هایی...
قَالَ یَا مُوسَیٰ إِنِّی اصْطَفَیْتُکَ عَلَی النَّاسِ [سوره اعراف: 144]
مزامیر ۱۰۶:۲۳ - آنگاه خداوند خواست ایشان را هلاک کند ، ولی« برگزیده او موسی » به شفاعت برخاست تاغضب او را از هلاکت ایشان برگرداند
پرویز شیخی در ۲ سال قبل، جمعه ۲۷ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۰۴:۴۷ در پاسخ به معصومه دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۲۱:
درود برشما.... قطعأ اشتباهی در این مصرع رخ داده و بجای «عمر دراز»
نوشته اند «دنب دراز» ؟... چون مولانا در جای دیگر می گوید:
.
بازآمد و بازآمد آن عمر دراز آمد
ن خوبی و ناز آمد تا داغ نهد ما را
.
پس این بیت باید بدین شکل تصحیح شود:
.
زهی سلام که دارد ز نور عمر دراز
چنین بود چو کند کبریا سلام علیک
.
سلام به معنی :صلح و نوعی خرید و فروش است
نور به معنی: خداست و خداوند بوسیله نور خود در جهان تجلی می کند
.
پس معنی بیت می شود :خوشا صلحی که در پی خود «نور» و عمر ابدی دارد....
اینگونه به زندگی جاودانه میرسی اگر خداوند ، صلح تو را بپذیرد
.
درواقع اگر ما خودمان را در ازای نور به خداوند بفروشیم و او خریدار ما شود ، به ما از نور خودش ، نوری عطا می کند ، در این صورت ما هرگز نمی میریم بلکه در هنگام مرگ ، جسم خاکی خود را ترک کرده و در «نور» به حیات جاودانه می رسیم.... ولی آنکه با خداوند صلح نکند ، مرگ برای او پایان همه چیز است و وارد گور می شود ، همچنانکه مولانا می گوید:
.
مرگ تبدیلیست که در نوری روی
نه چنان مرگی که در گوری روی
.
وحید نجف آبادی در ۲ سال قبل، جمعه ۲۷ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۰۳:۵۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۱:
پرسید یکی که عاشقی چیست
گفتم که مپرس ازین معانی
انگه که چو من شوی ببینی
وانگه که بخواندت بخوانی
رضا ابراهیمی در ۲ سال قبل، جمعه ۲۷ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۳۰ دربارهٔ قاآنی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۳:
استاد زنده یاد جلال تاج اصفهانی همراه با تار استاد لطفی و نی استاد کسایی چند بیت از این سروده را به آواز خوانده اند که حقیقتا به دل چنگ میزند.
جلال ارغوانی در ۲ سال قبل، جمعه ۲۷ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۳۶ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲۰۶ - این مرثیه را از زبان قرة العین امیر رشید فرزند خود گوید:
عجب شعر سوزناکی از زبانوپسرش گفته
من کنون روزه جاوید گرفتم زجهان
جلال ارغوانی در ۲ سال قبل، جمعه ۲۷ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۲۸ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۷۶ - در شکایت و عزلت و حبس و تخلص به نعت پیغمبر اکرم:
جان فشانم عقل پاشم فیض رانم دل دهم
به راستی به زیبایی تمام خاقانی خود را معرفی کرده است
جلال ارغوانی در ۲ سال قبل، جمعه ۲۷ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۰۹ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۶۴ - مطلع سوم:
حور شود دست بریده زمن
یوسف خاطر چو نمایم عیان
جلال ارغوانی در ۲ سال قبل، جمعه ۲۷ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۰۱ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۵۰ - در شکایت و عزلت:
نیاز عطا داشتم یعنی اینکه نیازمند بودم که چیزی به من ببخشند.
جلال ارغوانی در ۲ سال قبل، جمعه ۲۷ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۵۷ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۴۶ - در شکایت از روزگار و دوستان و ستایش تهمتن پهلوان:
شعر با وزن دوری بر اساس تکرار است
ووزن مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن است
جلال ارغوانی در ۲ سال قبل، جمعه ۲۷ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۲۱ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۹۹ - مطلع دوم:
پیش مادر سر تابوت پسر بگشایید
کفن از روی پسر پیش پدر بگشایید
تصور این درخواستهای خاقانی چقدر دردناک وجانکاه است.
چنین سوزی چنین مرثیه ای را اثر بخش کرده است
جلال ارغوانی در ۲ سال قبل، جمعه ۲۷ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۱۴ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۹۸ - خاقانی این قصیده را در مرثیهٔ فرزند خویش امیر رشید الدین سروده و آن را ترنم المصائب گویند.:
خبر مرگ جگر گوشه من گوش کنید
شد جگر چشمه خون چشم عبر باز کنید
در حیرتم که شاعر با چنین داغ دلی که داشته چطور اینگونه غرا داغ دل خود را بیان کرده.
در زبان فارسی مرثیه ای چنین جانسوز در مرگ فرزند سروده نشده است
جلال ارغوانی در ۲ سال قبل، جمعه ۲۷ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۰۱ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۸۲ - این قصیدهٔ به نام کنز الرکاز است و خاقانی آن را در ستایش پیغمبر اکرم و در جوار تربت مقدس آن حضرت سروده است:
هیچ اگر سایه پذیرد منم آن سایه هیچ
شاعر میگوید اگر هیچ سایه داشت ( که ندارد) من سایه آن هستم.مسلم است چیزی که وجود ندارد سایه ندارد
تواضع شاعر را نشان می دهد
جلال ارغوانی در ۲ سال قبل، پنجشنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۴۹ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۳۶ - قصیده:
تا دل من دل به قناعت بداد
ملک جهان را به جهان باز داد
عجب نقش ونگارس با کلمات دل داد و جهان ساخته
جلال ارغوانی در ۲ سال قبل، پنجشنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۳۵ دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۱ - آغاز سخن:
در بیت اول هیچ مشکلی از لحاظ وزن وجود ندارد
بایدتمام کلمات بسم الله رحمن الرحیم با کسره خوانده شود
جلال ارغوانی در ۲ سال قبل، پنجشنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۳۰ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۱ - به نام ایزد بخشاینده:
وزن شعر
مفعول مفعاعلن فعولن
پرویز شیخی در ۲ سال قبل، پنجشنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۲۲ در پاسخ به کوروش گرامی دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۴۷ - تشبیه کردن قرآن مجید را به عصای موسی و وفات مصطفی را علیه السلام نمودن بخواب موسی و قاصدان تغییر قرآن را با آن دو ساحر بچه کی قصد بردن عصا کردند چو موسی را خفته یافتند:
دوست محترم ... در اشعار مولانا منظور از مصطفی حضرت موسی است... چون در قرآن و در کتاب مقدس تنها کسی که از او بعنوان مصطفی و برگزیده برای تمام انسانها نام برده شده ... حضرت موسی روح القدس میباشد که خلیفه خدا در این دنیاست
سوره اعراف آیه ۱۴۴
سفرمزامیر باب ۱۰۶-۲۳
محمد صادق ترجمان در ۲ سال قبل، پنجشنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۰۶ در پاسخ به محمد رضا حمزه دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۲:
شیعه از دل اهل سنت در نیامده
کتابهایی مثل کافی و من لا یحضره الفقیه که از کتب اصلی حدیثی ما است مال بیش از هزار سال پیش هستند
در کتاب های خود اهل سنت هم به این مطلب اشاره شده که شیعه از اول اسلام بوده و با سنی ها مخالفت داشته
می توانید به کتاب های جاحظ یا فخر رازی و طبری که سنی هستند مراجعه کنید
و البته می توانید مقداری به این حدیث پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم، فکر کنید که بهترین انسان ها را، علی و شیعیان آن حضرت معرفی کرده
قَالَ عَلِیٌّ عَلَیْهِ السَّلاَمُ حَدَّثَنِی رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ أَنَا مُسْنِدُهُ إِلَی صَدْرِی قَالَ أَیْ عَلِیُّ أَ لَمْ تَسْمَعْ قَوْلَ اَللَّهِ تَعَالَی: إِنَّ اَلَّذِینَ آمَنُوا اَلْآیَةَ أَنْتَ وَ شِیعَتُکَ وَ مَوْعِدِی وَ مَوْعِدُکُمُ اَلْحَوْضُ إِذَا جَثَتِ اَلْأُمَمُ لِلْحِسَابِ تُدْعَوْنَ غُرّاً مُحَجَّلِینَ .
آصف در ۲ سال قبل، پنجشنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۲۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶:
پس از سلام
من بسیار دیدم که در میان عزیزان بحثهایی در خصوص برداشت مذهبی از شعر. سعدی شده و برخی با تعصب آنچه که خود از آن استدراک میکنند را حتمی و یقینی قلمداد میکنند که چنین است و غیر ازین صحیح نیست و برخی که بر ایشان میتازند امکان هر نوع برداشت مذهبی از شعر حضرت شیخ اجل را منتفی دانسته نظیر شخصی که گفته بود دیگر مذهب را به سعدی ربط ندهید.البته من شخصاً به این شخص حق میدهم چرا که از بس با ما به دین حداکثری رفتار کردهاند که مردم به حق خسته شدهاند که از هر امری برداشتی مذهبی شود و یا دین را در تمام شئون زندگی مردم وارد کنند در حالیکه مقصود شارع خود این نبوده ، ازین مطلب بگذریم که البته بحث بسیار مهمی است در جای خود و در جایی که مناسب باشد باید هرچه بیشتر در این مورد سخن گفت. اما اولا در دنیای امروز امورات یقینی آنقدر کم هستند که واقعاً تعداد آنها شاید از تعداد انگشتان دست فراتر نرود چه رسد به اینکه برداشت من از غزل سعدی حتما همانی است که مراد حضرت شیخ اجل بوده ، نخیر اینطور نیست و البته من میتوانم داوری خود را و نظر خود را ارائه دهم و من شخصاً در این غزل خوانشی بدان معنا برداشت نمیکنم ولیکن اینکه چنین امری که اشاره به واقعه کربلا کرده باشد از سعدی بعید است ، نخیر نه اینکه در پس پرده الفاظ به کنایه بگوید بلکه در سرآغاز قصاید فارسی شیخ پس از نعت و مدح پیامبر اکرم و خلیفه اول و دوم و سوم وقتی به مدح امیرالمومنین میرسد چنین گفتهاست که :
کس را چه زور و زهره که وصف علی کند
جبار در مناقب او گفته هل اتی
زورآزمای قلعهٔ خیبر که بند او
در یکدگر شکست به بازوی لافتی
مردی که در مصاف، زره پیش بسته بود
تا پیش دشمنان ندهد پشت بر غزا
شیر خدای و صفدر میدان و بحر جود
جانبخش در نماز و جهانسوز در وغا
دیباچهٔ مروت و سلطان معرفت
لشکر کش فتوت و سردار اتقیا
فردا که هر کسی به شفیعی زنند دست
ماییم و دست و دامن معصوم مرتضی
پیغمبر، آفتاب منیر است در جهان
وینان ستارگان بزرگند و مقتدا
یارب به نسل طاهر اولاد فاطمه
یارب به خون پاک شهیدان کربلا
اینجا به صراحت تمام هم شفاعت و هم عصمت را برای امیرالمومنین ذکر میکند و هم خداوند را به امامان از نسل طاهر اولاد فاطمه قسم داده است و اینها هم الحاقیات و اینطور چیزها نیست.
البته برخی هم این اشعار را دلیل بر شیعه بودن شیخ گرفتهاند که از نظر من آن ادعا هم باطل است ، چرا که اینها دلیل نمیشود خصوصاً در مورد اندیشمندان طراز یک این سرزمین که سپهر اندیشه و افق فکری آنها بسیار بالاتر از این دعواها بوده است. البته که اینها هم نظرات این بی بضاعت است و الزاما و قطعاً صحیح نیست و امکان خطا در آن وجود دارد
امین قلی بیگیان در ۲ سال قبل، پنجشنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۱۰ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۵:
مضمون این شعر این است که از آنجا که ما به دنبال مهر و محبت هستیم برخی بر آن قیمت گذاشتند و بازاری براه انداختند که نتیجه ای بجز رنج و محنت برای دل ما نداشت
Erfun naderi در ۲ سال قبل، جمعه ۲۷ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۳۰ در پاسخ به سعید اسکندری دربارهٔ ازرقی هروی » رباعیات » شمارهٔ ۲۶: