محمد عینی زاده موحد در ۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۷ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۴:۰۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۳:
این غزل عرض ارادت حافظ به امیر مؤمنان علی علیه السلام است.
منظور از وادی الاراک، بیابان نجف است و من علیها، امیرالمؤمنین.
دار باللوی فوق الرمال، مرقد مطهر امام است که بر تپهای در شنزار نجف بوده.
غریبان جهان کنایه از امیر سلام الله علیه است که غریبانه و شبانه و مخفیانه در این مکان دفن شد و تا نیمه اول قرن دوم، مرقد مطهرش مخفی و بینشان بود تا آنکه امام صادق علیه السلام آن را آشکار ساخت.
احتمالا آغاز غزل با ذکر شب، اشاره به همین معنی است.
علی اوتیس در ۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۷ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۳:۲۷ در پاسخ به ناشناس دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۸:
هنوز به یادشی بعد از نه سال و هفت ماه؟ اصلا پاسخی میگیرم ازت و حالت خوبه؟ چقدر این سایت عجیبه که از ۱۰ سال پیش کسی هنوز ازش نوشته ای مونده
برمک در ۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۷ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۳:۲۰ در پاسخ به Chro سلیمانی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۸:
دوست گرامی هر زبانی گویش است و هر گویشی زبان زبان انگلیسی گویشی از ژرمنی است و زبان فرانسه و اسپانیا و پرتقال و ایتالیا همگی گویش لاتین است پارسی دری(همین که با ان مینویسیم ) گویشی از پارسی پهلوی است اینکه برخی نادانان انرا به جنگی برای خودبرتر بینی کرده اند از نادانیست چه انکه این زبانها را از هم جدا میشمارد و چه انکه این زبانها را هیچ میپندارد در همان المان ۱۵ زبان المانی رواج دارد و همه انها را شاخه یکزبان میشمارند در ایتالیا نیز چهارده زبان ایتالیایی رواج دارد که همه را شاخه های یک زبان میشمارند. در ایران نادانی بر سر کارند که زبان شیراز و سپاهان و کرج هم زبان عوام میشمارند چه رسد به زبان یاسوج و سمنان و کرمانشاه و خواش و جاسک
از سوی دگر نیز برخی خود را تافته جدا بافته می پندارند این هردو مایه از میان رفتن این فرهنگ بزرگ است
ایوار و پگاه و روز و شب میپویم
افتاده دراین جهان ترا میجویم
دلداده روی خوب و بالای توام
با گویش پارسی ترا میگویم
برمک در ۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۷ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۵۱ در پاسخ به حامد دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۸:
نشا دی هیچ یک از انچه گفتید نیست دی که دیدن است و نشا بچم نشاید است (و نه شایسته یا نشایسته)
در سروده پهلوی دیگر هم از شیراز ان زمان امده
هر بی سر و پاش سر نشا کرد
گربه ش کر شیر نر نشا کرد
هر بی سر و پا سر(سرور) نشاید کرد
گربه کار شیر نر نتواند کرد
-
گوید: غم این دل ببایدت خورد ناچار وگرنه بینی انچه ات نشاید دید
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۷ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۵۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۶:
نشنید پی سعدی کسی سخن گوید
که بلبلان زاین دیار رخت بربستند
آرام در ۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۷ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۵۳ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » گلشن راز » بخش ۴۰ - تمثیل در بیان ماهیت صورت و معنی:
با سلام و احترام،
امروز بطور اتفاقی متوجه شدم هوش مصنوعی در وبسایت گنجور فعال شده است، البته که واقعه مبارکی است اما به نظر این حقیر؛
- مکانی که متن اضافه شده هوش مصنوعی در صفحه شعر قرار گرفته چون از لحاظ اهمیت و اصالت تفسیر ، تعبیر یا معنی شعر در حد بزرگان ادبیات که در حال حاظر در وبسایت شما فعالیت دارند نیست و شاید در آینده نیز نباشد! ، بنابراین قاعدتا باید در انتهای اظهار نظرات قرار بگیرد.
- در صفحه ای که بنده مشغول مطالعه و اصلاح متن آن بودم متنی از هوش مصنوعی قرار داشت که هیچ نسبتی با موضوع شعر ثبت شده در صفحه مورد نظر نداشت!
لینک صفحه:
- آیا به نظر شما کمی زود نیست که پای هوش مصنوعی به دنیای پر رمز و راز عرفان و اشعار و متون معنوی باز شود و البته با تفسیرهای سطحی و گاهی گنگ خواننده را گیج کند؟!
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۷ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۴۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۷:
چون سخن گفتن سعدی به گلستان ماند
واله وادی این دشت وبیابان تا چند؟
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۷ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۴۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۸:
عندلیبان چو گل گفته سعدی بینند
به گل رسته به گلزار چرا دل بندند؟
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۷ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۳۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۰:
خوش شده گفته سعدی به خیال رخ تو
جمله عالم همگی دل به خیالش دارند
ساده در ۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۷ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۳۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۴:
ساده
دوتائی به معنی خم شدن و دولا شدن صوفی ست هنگام سماع
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۷ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۲۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۲:
به هر زمان ومکان شعر سعدی ارگویند
به پیش گفته او شاعران زجای برخیزند
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۷ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۱۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۳:
گل است گفته سعدی وگل رویان
زشوق اوگلاب بیارند وگل ریزند
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۷ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۰۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۵:
سعدی خوش گوی می داند فلک
هر زمان ساز جدایی می زند
زین سبب از لفظ شیرین دری
ساز شادی ورهایی می زند
پادشاه شاعران باشد ولی
پیش او دم از گدایی می زند
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۷ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۰۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۶:
هزار ملک سخن اگر چه شد سعدی
هزار هزار چواوزغمزه ات جگر ریشند
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۷ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۵۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۷:
نه عجب زشعر تو سعدی
که زیک گل بهار کند
صد هزار بلبل مست
به سخنت افتخار کند
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۷ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۵۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۸:
سعدی چو می گوید سخن گویند جمله انجمن
حوری چو بیند این سخن باید که زیور برکند
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۷ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۳۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۹:
به عشق قسم که کس چو سعدی نیست
که عشق در دل ودیده وسخن بگنجاند
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۷ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۳۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۰:
بخنده گفت به سعدی چوما کس نیست
که قدر من وشعرت خدای می داند
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۷ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۲۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۱:
شده حیران زرخت سعدی خوش گوی وبگفت
شارح عشق عجب نیست که حیران ماند
برمک در ۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۷ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۴:۵۹ در پاسخ به Chro سلیمانی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۸: