گنجور

حاشیه‌ها

پرهام در ‫۱۴ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۹ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۲۳:۲۱ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۳۵۷:

با درود بسیار
خواستم تأکیدی بر آواز بسیار زیبای این چکامه توسط زنده یاد ایرج بسطامی داشته باشم
واقعا جانگداز و دل انگیز خوندند
حتما گوش بدید

هادی رسولی فر در ‫۱۴ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۹ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۲۰:۰۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۱:

دوست عزیز دیر فنا درسته
خود دیر اینجا معنی کهن رو هم میده

میثم نصرالهی در ‫۱۴ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۹ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۱۹:۰۵ دربارهٔ سعدی » گلستان » دیباچه:

با سلام
در پاراگراف:
کسی از متعلقان منش بر حسب ... دم بر نیارم قدم بر ندارم مگر آنگه که سخن گفته شود به عادت مألوف و طریق معروف که آزردن دوستان جهلست وکفّارت
1- دم بر نیارم و قدم برندارم ("و" نوشته نشده)
2- و کفّارت (بعد از "و" یک فاصله لازم است)

در پارگراف:
بامدادان که خاطر باز آمدن ... برای نزهتناظران و فسحت ... بطیش خریف مبدل نکند
1- نزهت ناظران
2- به طیش خریف

محمد در ‫۱۴ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۹ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۱۷:۵۵ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹ - حالا چرا:

من عاشق شهریارم

حسن زاده در ‫۱۴ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۹ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۱۵:۲۷ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۱ - شکایت از دگرگونی حال روزگار:

مصرع اول را بهتر است اینگونه نوشت :
بس کنید آخر محال، ای جملگی اصحاب قال
زیرا آنچه بعد از بیت اول می آید به وسیه «قال» معنای بهتری می گیرد

محمدرضا در ‫۱۴ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۹ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۱۲:۱۲ دربارهٔ شیخ بهایی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵:

نسخه ی چاپی را نمیدانم ولی در کتاب سوم دبیرستان(نمیدانم از کجا بود) بیت اول ساقیا بده جامی زان شراب روحانی تا دمی براسایم زین حجاب ظلمانی نوشته شده بود نه جسمانی

سید هادی در ‫۱۴ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۸ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۱۳:۴۸ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸:

تفاوت قافیه در بیت مگر آدمی نبودی که اسیر دیو ماندی
که فرشته ره ندارد به مقام آدمیت
چه توجیهی دارد از نظر ادبی همه ابیات الف ونون است واین بیت الف و میم

سید رضا اریامهر در ‫۱۴ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۷ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۱۸:۵۰ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » ترکیب‌بندها » شمارهٔ ۱ : باز این چه شورش است که در خلق عالم است:

به نظرم این ابیات دو گزینه خیلی مهم در ان هست یکی این که شاعر خلوص نیت بسیار بالایی داشته. و دوم اینکه اقای محتشم از منابع معنوی استفاده کرده یعنی به او الهام شده.

حسینی در ‫۱۴ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۷ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۱۸:۰۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۱:

سلام
وزن شعر فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن بحر رمل مثمن مخبون محذوف است.
لطفا دقت فرمائید.با تشکر

کرم قلاوند در ‫۱۴ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۷ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۱۶:۱۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۲:

با درود و سپاس به پیشگاه سخت کوشان گنجور
در بیت نخست بهتر است «یکبارگی» جداجدا نوشته نشود چرا که دریافت معنا را با خلل پذیر می کند .
این ترکیب در گویشه لری بسیار به کار گرفته می شود «یِیبارکی» به سکون دوم و پنجم / ناگهانی / به یکباره / انجام کاری که انتظار میرود در چند مرحله انجام شود اما در یک مرحله انجام شده است/ بطور کامل

فاطمه در ‫۱۴ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۷ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۰۸:۴۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۲:

به نظر من این شعر یکی از بی نظیر ترین شعرهای استاد بزرگوار خیامه.
گاهی برای ساکت کردن این عقل استدلال گر که فقط باعث دردسر میشه. نیاز به می ناب شدیدا احساس میشه

فاطمه در ‫۱۴ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۷ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۰۸:۴۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۲:

سلام
من تو نسخه های دیگه تو بیت سوم
من بنده آن دمم یا من عاشق آن دمم و خوندم که به نظرم زیبا تر و فصیح تر از من مرده آن دمم باشه

Ahmad در ‫۱۴ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۶ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۲۲:۴۹ دربارهٔ قاآنی » قطعات » شمارهٔ ۱۰۶:

بیت دوم اینجوری هست:
کای ز زلفت صصصبحم چو شاشاشامم تاریک
وی ز چهرت شاشاشامم چو صصصبحم روشن
مصرع دوم بیت هفتم :
گگگنگ و لالالالم به‌خخلاق زمن
زمن فکر کنم مخفف زمان باشه معنی از من نمی ده

حسین غلا می نسب در ‫۱۴ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۶ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۲۲:۴۵ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۲:

سلام همان امشب درست است مقدمه . استاد نفیسی چاپ بهار 1363

رضا ببری در ‫۱۴ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۶ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۲۱:۳۹ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۳:

«چارپایی» اشتباها «چارپاپیی» نوشته شده.
نه محقق بود نه دانشمند
چارپاپیی برو کتابی چند
حرف پ حذف شود.

سامی در ‫۱۴ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۶ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۱۹:۳۰ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۳ - فی مرثیه امام حسین علیه‌السلام:

شعر بسیار زیبایی بود ،من رو بدوره دبیرستان برد...

کاف کاف در ‫۱۴ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۶ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۱۳:۵۷ دربارهٔ عبید زاکانی » موش و گربه:

ما از ظلم یک مدیری به مدیر دیگری شکایت بردیم مدیر دوم از اولی کلی تعریف کرد و به تدین او پافشاری میکرد.بعدا فهمیدیم این دو همکارند و به هم نون قرض میدهند. یاد این بیت عبید افتادم:
این زمان پنج پنج میگیرد
چون شده تائب و مسلمانا
روحش شاد

مازیار معمر در ‫۱۴ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۶ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۱۳:۳۹ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب پنجم در عشق و جوانی » حکایت شمارهٔ ۱۴:

بعد از بیت سوم یک بیت جا افتاده:
به یک بار از جهان دل در تو بستم/ندانستم که برگردی به زودی
کلیات سعدی به تصحیح محمدعلی فروغی

بهرام مشهور در ‫۱۴ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۶ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۱۱:۳۲ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۲۵ - دیدن خسرو شیرین را در چشمه‌سار:

در بیت 17 ، بباید رفت بباید زفت نوشته شده که باید اصلاح شود .
در بیت 20 مشکو ( بمعنای خلوتگاه ) مشگو نوشته شده و در ادامۀ بیت مشک مویان ( یعنی کسانی که موهایشان بوی خوش مشک که از مواد خوشبو هست را دارد ) مشگ مویان نوشته شده که بازهم غلط است و باید اصلاح شود اصولاً در ادبیات پارسی واژه ای بصورت مشگ با گاف وجود ندارد
در بیت 38 کلمۀ من افتاده که باید اصلاح شود به این ترتیب: گر این بت جان من بودی چه بودی ...
در بیت 54 پستانبان بستانبان آمده و ز پستان زبستان نوشته شده که هردو باید درست شود
در بیت 62 ابر مشکین ابر مشگین آمده که باید اصلاح شوددر بیت 64مصرع دوّم اشتباه دارد ، درست آن چنین است :همی لرزیدچون درچشم مهتاب در بیت 109 سرشگش آمده که باید بصورت سرشکش اصلاح کردد در بیت 131 درمصرع دوّم تنور آتشم لختی شود سرد صحیح است

بهرام مشهور در ‫۱۴ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۶ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۱۰:۰۲ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۹۷ - گذشتن از جهان:

بنام دانای جهان ، برقرار باشید و پروردگار یارتان برای این کار عظیم بایسته وشایسته ای که به انجامش پیروز آمده اید .و امّا دربارۀ این بخش : نظامی در ابتدای شعر دو صفت غیرهمساز را از دریا و محصول آن درّ صاف می گوید دریا ( یا اقیانوس ) بعنوان موجود عظیم که در درون خودش بیشمار عجایب و غرایب دارد ( دریای عجب کار )و متناقض با آن درّ صاف که در پیش دیدگان بی غل و غش و صاف و یکدست است و او این هردو وصف را نثار کسی که مورد خطاب دارد می نماید سپس با ایهام قشنگی ، خفتن ( مردن ) و خواب دیده شده را باز نگفتن ( از دنیای مردگان برنگشتن و برای مردم دنیا ماوقع را شرح ندادن ) که این را در بیت بعد هم توصیف می کند البته او در صورتی که در زمانه ما در چهل سال اخیر می توانست در دنیای مادی تفحص کند مسئلۀ گزارشهای تجربۀ نزدیک مرگ (NDE) که بواسطه بسط رسانه های توانمند کنونی دیگر جای کتمان برای منکران انحصارگر باقی نمی گذاشت را ببیند و از خود سخنان تازه تری را بگوید .در ابیات بعدی ازقول دانای نهانی می گوید اگر با دیده و ابزار این جهانی بخواهیم در کار آخرت بررسی کنیم مانند این است که در یک دستگاه موسیقی که یک سیستم ( سامانه ) را تشکیل می دهد بخواهیم یک ساز ناساز و ناهماهنگ بزنیم که کل اثر را ضایع می کند یعنی مانند شخص ناواردی که از سامانۀ موسیقی چیزی نمی داند به صرف این که می تواند یک ساز را به صدا در آورد و با این توانستن فکر می کند که می تواند در کار موسیقی وارد شود کار را خراب می کند و در بیت آخر هم این دخالت های ناموجه از سر ناآگاهی به این موضوع تشبیه گردیده که اثر هر مداخله ناآگاه خودش کار خویش را تباه می کند ( وگر آتش در آب آری بمیرد )

۱
…
۵۵۷۷
۵۵۷۸
۵۵۷۹
۵۵۸۰
۵۵۸۱
…
۵۸۱۹