گنجور

حاشیه‌ها

همایی از قروه در جزین در ‫۱۴ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۰۰:۳۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۰:

...................................................................................................................................
وشعر با مطلع : سحر با باد می‌گفتم حدیث آرزومندی
...................................................................................................................................
سحر با باد می‌گفتم حدیث آرزومندی
خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی
سحر داستان عشق وشوق خودرا برای باد حکایت می کردم-تا پیام مرابه محبوب برسانددر جواب ندا آمد که به لطف خداوند امیدوار باش وبه آن اعتماد کن
واثق :مطمئن
.........................................................................................................................................
دعای صبح و آه شب کلید گنج مقصود است
بدین راه و روش می‌رو که با دلدار پیوندی
دعای صبح وراز ونیاز شبانه کلیدی است که گنج مقصود با آن گشوده می شود پس این راه روش را
انتخاب کن تا به محبوب برسی.
..................................................................................................................................
قلم را آن زبان نبود که سر عشق گوید باز
ورای حد تقریر است شرح آرزومندی
قلم چنان زبانی ندارد که سر عشق را شرح دهد،شرح عشق وآرزومندی از قدرت بیان بیرون است.
ورای:آن سوی ،بالاتراست
...........................................................................................................................
الا ای یوسف مصری که کردت سلطنت مغرور
پدر را بازپرس آخر کجا شد مهر فرزندی
هان ای یوسف مصری که سلطنت مغرورت ساخته ،حال پدر را بپرس ،آخرمهر فرزنی کجا رفته؟
تلمیح ویا اشاره به داستان حضرت یوسف دارد.چو ن وقتی عزیز مصر شد بخاطر مشغولیت امور مملکت
از خبر دادن به پدر غافل شد.
جهان پیر رعنا را ترحم در جبلت نیست
ز مهر او چه می‌پرسی در او همت چه می‌بندی
درفطرت وسرشت جهان پیر خوش ظاهر رحم عطوفت نیست،از علاقه به جهان چه می خواه
و چرا همت وتلاش خودرا صرف کارهای آن می کنی؟
رعنا: خود پسند ،خوش صورت جبلت :فطرت ،سرشت
....................................................................................................................................

همایی چون تو عالی قدر حرص استخوان تا کی
دریغ آن سایه همت که بر نااهل افکندی
جای تاسف دارد که همای مثل تو که مقام عالی وبلند مرتبه داری که خود را به تکه استخوانی قانع
کرده ای - حیف بر آن ساسه ی همت که بر نا اهل انداخته ای .منظور حافظ شاید این باشد که
دنیا را یک جیفه ی پست می داند و خود را مرغ همای که به استخوان نا چیز دنیا قانع کرده است.
...........................................................................................................................
در این بازار اگر سودیست با درویش خرسند است
خدایا منعمم گردان به درویشی و خرسندی
اگر در این دنیای پست اگر فایده و سودی دارد مال آن درویش قانع و راضی به روزی حق ات
خدایا نعمت درویشی به من عطا کن تا احساس توانگری کنم
اشاره به حدیث حضرت رسول که فرمود:دوست ترین بندگان نزد حق تعالی درویشی است که به آنچه
حق تعالی داده است قانع می باشد وخدای تعالی روزی که می دهدقانع است.
..............................................................................................................................
به شعر حافظ شیراز می‌رقصند و می‌نازند
سیه چشمان کشمیری و ترکان سمرقندی
سیاه چشمان کشمیری وترکان سمرقندی به شعر حافظ می رقصند و می نازند .
......................................................................................................

بدیع الزمان فروزانفر در ‫۱۴ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۲۲:۴۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۴۸ - باز ترجیح نهادن نخچیران توکل را بر جهد:

khodavand har kari bekhad mikonad...va asbab ghatE nistand...pas kasb v amal b fayede ast...ma sabr mikonim ta khoda har kar mikhahad bokonad.

کوثر در ‫۱۴ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۲۱:۴۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۷:

عالی بود

رسول در ‫۱۴ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۲۰:۳۰ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵:

در مصراع سوم وزن شعر رعایت نشده و در مصراع چهارم "خیالی" به جای "خیال" باید قرار بگیرد.

سید معین در ‫۱۴ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۲۰:۲۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۳:

با سلام
طبق دیوان حافظ نسخه قزوینی-غنی به اهتمام جهانگیر منصور در بیت 4 این گونه آمده است:
به هوای لب شیرین دهنان چندکنی
در سایر نسخه های دیوان هم کلمه شیرین دهنان مورد تایید است
با تشکر

هستی در ‫۱۴ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۱۳:۲۷ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » خان ننه:

با سلام
من این شعر را از حفظ هستم و همیشه زیر لب زمزمه می‌کنم. واقعاً آن قدر دلنشین و واقعی سروده‌اند که گویی خاطرات کودکی و حال و هوای خودم است. حقا که شاعری مردمی با احساساتی پاک بودند. روحشان شاد.

میلاد در ‫۱۴ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۱۱:۲۰ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » ترکیب‌بندها » شمارهٔ ۱ : باز این چه شورش است که در خلق عالم است:

سلام. گویند پسر جوان محتشم می میرد. وی برای ختم فرزندش شعری می سراید. در شب پیامبر اسلام، حضرت محمد(ص)، به خواب وی می آید و می گوید:«ای محتشم،
تو برای مرگ پسر خود شعر سرودی. اما چرا برای پسر من، حسین فاطمه، شعری نسرودی؟»
محتشم لز خواب برمی خیزد و . . .
«باز این چه شورش است که در خلق آدم است...»

داود در ‫۱۴ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۰۸:۰۶ دربارهٔ شیخ بهایی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵:

هر دو گزینه میتونه صحیح باشه اما عرفا بیشتر ظلمات رو مربوط به عالم جسمیت میدونن واونو سر منشاء همه ظلمات پس همون جسمانی درسته

همیرضا در ‫۱۴ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۰۷:۵۶ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۱:

غزل بسیار قوی و مستانه‌ایست.

نازیلا در ‫۱۴ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۰۱:۰۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۵۰:

می در ده و از دام جهانم بجهان
امشب چو به روز من شکارت بودم

فائز باقری در ‫۱۴ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۱۶:۴۰ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » خان ننه:

در مصرع دوم بیت 3 به جای گه تدی، گتدی صحیح است. در مصرع دوم بیت 17 به جای بلکی ، بلکه درست است. ضمن اینکه در ادامه همین بخش یه مصرع افتاده:سن اونی چیخینجا بلکه گله خان ننه سفردن
در مصرع دوم بیت یکی مونده به آخر هم به جای اولورس، اولورسا صحیح است.
با تشکر

صدرا در ‫۱۴ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۰۳:۱۱ دربارهٔ عبید زاکانی » موش و گربه:

با سلام
یادش بخیر
این اولین شعری بود که در زمان کودکی پدرم کتاب مصورش را واسم خرید
اون موقع 5 ساله بودم و تنها عکسهای اون کتاب را ورق میزدم ولی همون موقع داستانش تو ذهنم حک شد

سیامک در ‫۱۴ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۸ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۲۳:۱۱ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۸۲۵:

تاریخ امیر خسرو و منتخب کلام خسرو - مارچ 1925
در بیت دوم :
هرگز نیاید در نظر نقشی ز رویت خوبتر شمسی ندانم یا قمر حوری ندانم یا پری

نازیلا در ‫۱۴ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۸ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۲۳:۰۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۲۷:

یابی‌ تو ولیک در خراب دل من

امین در ‫۱۴ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۸ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۲۲:۵۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶:

سلام، بیت یکی به آخر مونده، قدح نیست، درستش قدحم هست که وزن شعر سکته نکنه، یه میم اضافه کنید لطفا

مهدی سلمانی در ‫۱۴ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۸ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۱۹:۱۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷:

شاید اینطور زیباتر باشه:
هر که به جور رقیب یا به جفای حبیب
عهد فراموش کرد مدعی بی‌وفاست

هانی در ‫۱۴ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۸ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۱۷:۱۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۹:

در پاسخ به عباس مشرف:
مصراع اول پیشنهادی شما نمی/تواند درست باشد چون معنی ندارد که ما از نیستی ها بر دستانمان چیزی احساس کنیم مثلا ما پر پرواز نداریم و هرگز احساسی از آن هم نداشتیم اما مصراعی را که شما مردود میدانید از نظر معنی درست است چون ما از چیزهایی که هست با وجود اینکه وجود دارد بهره/ای نمی/بریم گویی از هرچیزی نسیمی بر ما می/وزد و از دست می/رود..

سانیا در ‫۱۴ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۸ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۱۴:۱۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۲ - عاشق شدن پادشاه بر کنیزک رنجور و تدبیر کردن در صحت او:

من عاشق این شعر مولانام+

ساسان کمالی در ‫۱۴ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۸ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۰۵:۱۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۶:

آیا در سطر هشتم نباید حجیز باشد بجای حجاز ؟

نازیلا در ‫۱۴ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۸ آذر ۱۳۹۰، ساعت ۰۱:۵۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۸۳:

گفتی که چو دل رود روم زود آیم

۱
…
۵۵۷۳
۵۵۷۴
۵۵۷۵
۵۵۷۶
۵۵۷۷
…
۵۸۱۹