گنجور

حاشیه‌ها

امین کیخا در ‫۱۳ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۵۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۴ - کام‌جویی سودابه از سیاوش، تهمت ناروا و گذر بی‌گزند او از کوه آتش:

قفیز همان کویز است نوعی پیمانه و قفیزش سر امد یعنی پیمانه سر رفت و مرد

امین کیخا در ‫۱۳ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۵۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۴ - کام‌جویی سودابه از سیاوش، تهمت ناروا و گذر بی‌گزند او از کوه آتش:

حمید تازه فردوسی قیر را هم نوشته انهم به ریخت اصلی أش قار

امین کیخا در ‫۱۳ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۴۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » رزم کاووس با شاه هاماوران » بخش ۱۲ - گریختن افراسیاب از کمند رستم، پیروزی هفت یل و بازگشت به دربار کاووس:

سستی معنی کیار هم میدهد و بی کیار یعنی فورا و بی سستی و بی درنگ

امین کیخا در ‫۱۳ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۴۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۱۲ - زاده شدن منوچهر:

پور یعنی پسر پیشتر پوهر بوده و همچنین پوس همه یعنی پسر و بهبهانی ها در خوزستان پسر را پوس می گویند

امین کیخا در ‫۱۳ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۳۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۱۲ - زاده شدن منوچهر:

کنیز از فارسی میانه کنیچک امده یعنی دختر و کیژ در کردی و قیز ترکی همریشه ان هستند

امین کیخا در ‫۱۳ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۲۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۴ - گفتار اَندر آفرینشِ مَردُم:

میانجی انکس که به میان اید و کرانجی انکس که کناره گیری کند ، زهی شکر پارسی

امین کیخا در ‫۱۳ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۱۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۶ - کینهٔ سلم و تور ایرج را:

قار فارسیست یعنی قیر

امین کیخا در ‫۱۳ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۱۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کی‌کاووس و رفتن او به مازندران » بخش ۶ - خان دوم رستم: تشنگی در بیابان، هدایت توسط میش و یافتن چشمه:

غرم با پیش اول یعنی اهو و فارسیست و اهو خود از آسو یعنی تیزپوی است

امین کیخا در ‫۱۳ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۵۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۱۲ - ستایش سلطان محمود:

فرش را به فارسی گستردنی و نهالین و شادورد می گویند شادورد در شاهنامه امده است و نهالین را لرها امروزه به کار می برند ولی نهالی می گویند نازک را تنک و ضخیم را هنگفت می گفته اند

امین کیخا در ‫۱۳ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۴۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۶:

قلیل را به فارسی اندک و سوتام می گفته اند
انچه کردست و انچه خواهد کرد. سختم اندک نماید و سوتام
لغت فرس اسدی

امین کیخا در ‫۱۳ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۲۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۱۷ - انجام شاهنامه: از رنج شصت‌وپنج تا هفتادویک، یاری دیلمی و قتیب، ستایش محمود و تخم سخن:

أحسنت به فارسی زه می شود و زها زه یعنی افرین افرین

امین کیخا در ‫۱۳ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۲۵ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۱۷ - انجام شاهنامه: از رنج شصت‌وپنج تا هفتادویک، یاری دیلمی و قتیب، ستایش محمود و تخم سخن:

به عرب ها نباید بی احترامی کرد که پاره ای از ملت ما عرب هستند و چه مردم مهر بانی هستند و من از ته قلبم انها را دوست دارم . ایرانی یعنی با شرف و همه ملت ما را در بر میگیرد با هر دینی و هر نژادی نباید نژاد پرستی کرد که هیتلر و صدام انجامش خوبی نداشتند و نباید بیگانه پرست بود که مردم و زبان خود را فراموش کرد ، با اسان گیری همه ایرانیها کنار هم هستند وگر نه برمنشی و تفاخر بیراهگی پیش می اورد ببینید که حافظ کتابش بر خوان نوروز امد چون همه اورا همکیش می بینند ، درود به فردوسی پاک که پارسی را رهانید و بزرگی پیامبر اکرم را نپوشانید و زردشت را بی أرج نکرد ومیهن را بزرگ داشت گاهی که همه به ان نمی اندیشیدند ویژگی بزرگان بلند نظری است باید به هم مهر بورزیم

امین کیخا در ‫۱۳ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۰۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳:

بدیع را نوآیین فردوسی می نوشته است

امین کیخا در ‫۱۳ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۵۹ دربارهٔ حافظ » قطعات » قطعه شمارهٔ ۸:

ظفر معنی پیروزی و پرویزی میدهد اما به همین خوانش ولی نگارش زفر یعنی زبر اول و دوم پوزه جانور باشد و فارسیست

امین کیخا در ‫۱۳ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۵۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۷:

قول دادن در شاهنامه زبان دادن امده است مثلا
زبان داد سیندخت را نامجوی که رودابه را بد نیارد به روی

امین کیخا در ‫۱۳ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۵۳ دربارهٔ حافظ » قطعات » قطعه شمارهٔ ۲۱:

نسل به فارسی رست با پیش اول است یعنی بر وزن سست و کلمه زیباییست در شاهنامه امده است

امین کیخا در ‫۱۳ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۴۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹:

نیت به فارسی رای است برای نمونه
چون شب تیره شد رای خواب امدش. از اندیشه دل شتاب امدش
اما معنی فکر و اندیشه هم میدهد و راییدن مشاوره کردن است و انرا در رایانه و رایزنی داریم

امین کیخا در ‫۱۳ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۳۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸:

به پارسی اوستایی ناترا میشود نخست و اناترا میشود ازل و خود ازل پهلویست از اسر یعنی سر ندارد و ازل گردیده به عربیست

علیرضا در ‫۱۳ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۰۸ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۹:

کم زن به معن متواضع است یعنی کسی که خود را وقعی ننهد و همچنین به معنی سهل انگار و ساده گیر وهمین طور به معنی کسی که در قمار همیشه میبازد

مسعود نیکپور در ‫۱۳ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۲۲ دربارهٔ منوچهری » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۳:

شفیعی کدکنی بااستقبال ازاین شعر منوچهری شعری باعنوان سنجابهاسروده اشت. سحرگه که رنگین شدند آبها برافتاد برچهرشان تابها/شدازبادبیداردل سبزه زار همه مخملی سربه سر خوابها/نمودند دربرکه طرح افق چوتصویرهادردل قابها....والی آخر.

۱
…
۵۳۱۵
۵۳۱۶
۵۳۱۷
۵۳۱۸
۵۳۱۹
…
۵۸۲۵