عارف جان سوخته در ۱ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۱۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۴۹:
درود فراوان
این غزل را حضرت مولانا در مورد شمس و زمان اولین دیدارش با ایشان سروده و گفت: مرا بربود.
احمد رحمتبر در ۱ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۱۸ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب چهارم در فواید خاموشی » حکایت شمارهٔ ۱۲:
در برخی نسخ، به جای نعیب، نعیق آمده است. نمونه آن در همین گنجینه گنجور نیز یافت میشود.
نعیب و نعیق هر دو به معنی صدای کلاغ هستند، اولی با گردن کشیده و دومی بدون گردن کشیده.
محمد سلماسی زاده در ۱ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۰۷:۰۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۸۵:
در بیت :
بس جهد میکردم که من آیینهٔ نیکی شوم
تو حکم میکردی که من خمخانهٔ سیکی شوم
مراد تسلیم حکم او شدن و فراتر رفتن از نقش های نیک و بد است ( یکی بودن نقش ها وقتی به قلم نقاش نگاه کنیم ) و اصالت داشتن مستی هوشیارانه بر نقشهای نیک و بد است و مراد از سیکی آنچنان که در دهخدا آمده :
سیکی .[ سی / ی َ ] (ص نسبی ، اِ) شرابی است که چندی آن را بجوشانند که چهار دانگش رفته و دو دانگش مانده باشد و در اصل سه یکی بوده ترکیب داده سیکی گفته اند. (آنندراج ) (انجمن آرا). شرابی که چندان جوشانند تا چهار دانگش رفته و دو دانگش مانده باشد در اصل سه یکی بوده ترکیب داده سیکی کرده اند و به عربی مثلث خوانند. (فرهنگ رشیدی ).
راحی احمدی در ۱ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۰۴:۱۱ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲:
بیت سوم. معنیش میشه
چشمهای تو با دل من که مثل کبوتراست انس گرفته اند
تو که مثل پرنده باز هستی رو با خودم دوست کرده ام
یاسان در ۱ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۲۶ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » ابیات پراکندهٔ نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » تکه ۲۹:
این همه اینجا پیام گذاشتن که این شعر از رابعه قزداری است و نه از ابوسعید. حال آنکه کمتر دقت کردهاند که عنوان این بخش شعرهایی است که «ابوسعید از دیگر شاعران روایت کرده است» و نه شعرهای ابوسعید ابوالخیر. چنان که میدانید ابوسعید در حکایات و بیانات و آثارش اشعاری از دیگر شاعران و پیشینیان ذکر کرده. هم ضمن حکایت و هم جداگانه. بنابراین اگر ملاک، منابع و کتب و روایات مکتوب باشند باید در بخش ابوسعید ابوالخیر ذکر شوند و گمان میکنم گنجور کار درستی کرده است.
ابوالقاسم افشاری در ۱ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۰۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۶۴:
سلام و وقت بخیر دوستان اگر برای کسی ممکن است اشعار فوق را معنی و تفسیر کند ممنون و سپاسگزار خواهم بود، واژه (مقذری) بیت اول را درفرهنگ فارسی ندیدم .
امیر عباس طیبی در ۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۵۱ در پاسخ به دوست دربارهٔ فرخی سیستانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۱۷ - در مدح امیر ابو یعقوب یوسف سپاهسالار گوید:
درود بر شما. فاعلاتن بنا بر اختیار شاعری آمده. وقتی رکن ابتدایی وزنی فعلاتن باشد، شاعر این اختیار را دارد که به جای آن فاعلاتن بیاورد.
که تو را با من ار مناظره ایست
من به باغ آمدم به باغ خراممثلا در این بیت مصرع اول فعلاتن است و مصرع دوم فاعلاتن. اصل وزن فعلاتن است.
غزل ارغوان در ۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۲۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۲۹:
آقای وحید تاج به رهبری آقای آرش فولادوند این اشعار رو در کنسرتی اجرا کردند و واقعا زیبا و کم نظیر است ...
پیشنهاد میکنم در یوتیوب سرچ کنید و از دیدنش لذت ببرید
رضا از کرمان در ۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۱۸ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۳۵ - در بیان آنک ما سوی الله هر چیزی آکل و ماکولست همچون آن مرغی کی قصد صید ملخ میکرد و به صید ملخ مشغول میبود و غافل بود از باز گرسنه کی از پس قفای او قصد صید او داشت اکنون ای آدمی صیاد آکل از صیاد و آکل خود آمن مباش اگر چه نمیبینیش به نظر چشم به نظر دلیل و عبرتش میبین تا چشم نیز باز شدن:
درود
هر ماکولی(قابل خوردن _خورده شونده) هرچند در جای امنی پناه گرفته وتصور میکند که در حاشیه امن است ولیکن در نهایت خورده میشود پس به درگاهی پناه ببر که به طعام نیاز ندارد
شاد باشی عزیز
رضا از کرمان در ۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۱۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۳۵ - در بیان آنک ما سوی الله هر چیزی آکل و ماکولست همچون آن مرغی کی قصد صید ملخ میکرد و به صید ملخ مشغول میبود و غافل بود از باز گرسنه کی از پس قفای او قصد صید او داشت اکنون ای آدمی صیاد آکل از صیاد و آکل خود آمن مباش اگر چه نمیبینیش به نظر چشم به نظر دلیل و عبرتش میبین تا چشم نیز باز شدن:
درود
یعنی من این میخ دام بر آوردن خواسته نامعقول خودم را از جا برمیکنم که متحمل عذاب بعدی نگردم وشقی نشوم.
در غزل شماره ۶۵۲ داریم
باری تو بهل کام خود ونور خرد گیر
کین کام تو را زود به ناکام رساند
شاد باشی عزیزم
حامد فرجی در ۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۱۱ دربارهٔ مهستی گنجوی » دیوان اشعار » رباعیات «نسخهٔ دوم» » شمارهٔ ۱۳۳:
در حالی که در روزگار ما، دولتک جعلی استالین-ساختهای که نام "آذربایجان" واقعی که در همۀ نقشه های تاریخی پیش از جعل بزرگ در 1916، همواره در جنوب رود ارس قرار داشته را دزدیده است و بر خود نهاده است، مدام برای مفاخر ملی ایران نقشۀ مصادره میکشد و برای شاعران ایرانگرا، اشعار پانترکی جعل میکند و نظر به خاک ایرانشهر نیز دارد، سخت در پی خاک پاشیدن در چشم حقیقت است؛ اشارۀ اسناد تاریخی اینچنینی به "گنجه" و "اران" و جاینام های تاریخی و اصیل اراضی ایرانشهر بزرگ باید از سوی میهندوستان و جنگجویان حقیقت، جدی گرفته شود.
برمک در ۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۰۸ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۲۲۲ - جغد جنگ:
در این چکامه این رج ها پارسی بیخته است
فغان ز جغد جنگ و مرغوای اوکه تا ابد بریده باد نای او
بریده باد نای او و تا ابد
گسسته و شکسته پر و پای او
ز من بریده یار آشنای من
کزو بریده باد آشنای او
به گوشها خروش تندر اوفتد
ز بانگ توپ و غرش و هرای او
جهان شود چو آسیا و دم به دم
به خون تازه گردد آسیای او
همی خزد چو اژدها و درچکد
به هر دلی شرنگ جانگزای او
چو پاره پاره ابرکافکند همی
تگرگ مرگ، ابر مرگزای او
نماند ایچ جانور به جای بر
نه کاخ و کوخ و مردم و سرای او
تو گفتی آنکه دوزخ اندرو دهان
گشاد و دم برون زد اژدهای او
-زهی کبوتر سپید آشتی
که دل برد سرود جانفزای او
برین چکامه آفرین کند کسی
که پارسی شناسد و بهای او
برخی واژگان
مرغوا ، مرغوا از واژه مرغ/مرو همان شاخه بزرگ جانوران است که بیشینه انان پرنده اند
ابد / اپد ا+پد ، پد/پاد/ پای/پی سر و پای دو سوی چیزهاست و اندامی است در جانوران که تن بر آن استوار است پیشوند ا در پهلوی به چم نا است اپد بی پایانی است و اسر بی سری و این دو واژ در پهلوی بسیار امده
۳- توپ ، توفان و توفند و توپیدن و تفگ/تفنگ و تف و دف و لاف(موج و سیل) از ان امده همچنان توپ واژی قبطی بچم گوی است
رضا از کرمان در ۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۰۴ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۳۵ - در بیان آنک ما سوی الله هر چیزی آکل و ماکولست همچون آن مرغی کی قصد صید ملخ میکرد و به صید ملخ مشغول میبود و غافل بود از باز گرسنه کی از پس قفای او قصد صید او داشت اکنون ای آدمی صیاد آکل از صیاد و آکل خود آمن مباش اگر چه نمیبینیش به نظر چشم به نظر دلیل و عبرتش میبین تا چشم نیز باز شدن:
درود
فجار جمع کلمه فاجر به معنی تبهکاران است
قصه فجار عزیزم قصه خاصی نیست وهمون نقل حکایتی است که مولانا داره یادآوری میکنه که ما از عاقبت کار این تبهکاران ومرگ همسایگان(جارجمع جیران) ونزدیکان باید عبرت بگیریم ببینید خداوند که در هر لحضه قرین توست چگونه هریک از تبهکاران را بدون هیچ وسیله محسوسی هلاک میکند
ستد باشی
رضا از کرمان در ۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۷:۴۵ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۳۶ - صفت کشتن خلیل علیهالسلام زاغ را کی آن اشارت به قمع کدام صفت بود از صفات مذمومهٔ مهلکه در مرید:
درود
در دعاهایت از خداوند بجز خواستن وصل به آستان او ولقای حضرت حق چیز دیگری را خواستن ،گرچه برایت منافعی داشته باشد ودر گمان تو برایت سود فراوان دارد ولی یک نقیصه است و داری سرمایه عمرت را هدر میدهی
رضا از کرمان در ۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۰۱ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۳۶ - صفت کشتن خلیل علیهالسلام زاغ را کی آن اشارت به قمع کدام صفت بود از صفات مذمومهٔ مهلکه در مرید:
درود برشما
در حضور شیر روبه شانگی تقریبا مترادف این ضرب المثل است ( جلوی قاضی ملق بازی )
میگه خصوصاً عمر طولانی که در تحصیل کمالات روح نباشد به چه کار می آید فیلم بازی نکن جلوی قاضی ملق بازی در حضور خیر الماکرین ، مکاری این طول عمرو تاخیر در اجل بجز واپس رفتن ثمری برایت ندارد.
در دفتر دوم:
با دل وبا اهل دل بیگانگی
با شهان تزویر وروبهشانگی
همچنین دیوان شمس:
چو شیر مست بیرون جه نه اول دان ونه آخر
که آید ننگ شیران را ز روبه شانگی کردن
شاد باشی
سعید در ۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۵۶ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۲۰:
با سلام .برای جمله اول حکایت عزیزان را ارجاع میدهم به سند باد نامه ظهیری سمرقندی که به لطف گنجوریان عزیز موجود شده است :
مثل الملک الذی یعمر خزانته من اموال رعیته کمثل من یطین سطح بیته بما یقتلع من اساس بنیانه و روزگار این بیت فرو خواند:
از رعیت شهی که مایه ربود
بن دیوار کند و بام اندود
سعید در ۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۲۱ در پاسخ به منصور پویان دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۱ - حکایت بقال و طوطی و روغن ریختن طوطی در دکان:
قیاس مع الفارق.
افشین بلالایی در ۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۱۰ در پاسخ به Roya دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۷:
همون عبارت «بگه» درست و به معنی پگاه و صبح زود هستش
بگاه
لغتنامه دهخدا
بگاه . [ ب ِ ] (ق مرکب ) پگاه . بوقت . (ناظم الاطباء). بوقت و زود.(رشیدی ). معنی ترکیبی آن بروقت است زود و شتاب . (آنندراج ). و بگ
مهتاب در ۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۵۴ دربارهٔ قاسم انوار » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۱۸:
سلام. نمیدونم بیت چهارم چه جوری خونده میشه:
اصل این جمله...
برمک در ۱ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۱۶ در پاسخ به محسن ، ۲ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۲۲: