گنجور

حاشیه‌ها

جواد در ‫۱۲ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۰۴ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۸ - جرس کاروان:

زندگی پر سوز و گداز این شاعر عاشق پیشه بسیار درس آموز و پر رمز و راز است. این غزل را شهریار در سوگ مرگ ناگهانی و درآور لاله دختر خدمتکار منزل محل سکونت خود سرود که پس از مرگ وی متوجه عمق عشق او به خود شده بود و در تاوان این بی خبری و غفلت این شعر را سروده است.

ناشناس در ‫۱۲ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۱۱ دربارهٔ اقبال لاهوری » جاویدنامه » بخش ۵۶ - حرکت به کاخ سلاطین مشرق:

با سلام به نظرمی آید چندبیت پایانی شعر حذف شده است لطفا اضافه کنیدباتشکر

آیدا در ‫۱۲ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۴:۴۷ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۷۰ - از زبان اهل خراسان به خاقان سمرقند رکن‌الدین قلج طمغاج خان پسرخواندهٔ سلطان سنجر:

لطفا این واژه در بیت 28 درست شود : به خدایی که بیفراخت به "فرقت" افسر

مجید ب در ‫۱۲ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۴:۴۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱۴ - خاریدن روستایی در تاریکی شیر را به ظن آنک گاو اوست:

در بیت چهارم بجای از٫ ار ( مخفف اگر ) معنی و مفهوم مولانا را بهتر می رساند و صحیح است. از یک اشتباه چاپی است.

دکتر ترابی در ‫۱۲ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۵۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۱:

افرین بر تیز بینی جناب یوسفی ، چه بخفته شعر را از معنا می اندازد. در خفا نمی بایدمان نوشید که نیک نامی ننگ ماست.
ما در خانه بروی غیر ببستیم از همه .......

دکتر ترابی در ‫۱۲ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۴۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۶:

حدیث عشق است و نظر و محو شدن در معبودو انکه عبور از این ورطه کار مردان است و نه آدمی صورتان تا بدانجا که:
حتا اگر برمن شمشیر هم بکشی دشمنیی باتو نخواهم داشت دشمن انکس خواهم بود که میان من و تیغ تو سپر شود.
هر کسی را نتوان گفت که صاحب نظر است
عشق بازی دگر و نفس پرستی دگر است و...

دکتر ترابی در ‫۱۲ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۴۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳:

گیسویت عنبرینه‌ی گردن تمام بود.........مصرع نخست از بیت نهم

دکتر ترابی در ‫۱۲ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۳۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰:

قسم گرچه امروزه خوردنی است! قسم میخوریم ، اما سوگند است که خوردنی است و قسم یاد کردنی و چون استاد سخن فرموده اند گفتنی هم می تواند باشد.

دکتر ترابی در ‫۱۲ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۲۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱:

آتش روی تو زین گونه ( این گونه؟) که در خلق افتاد...........
جنبش سرو تو پنداری کز باد صباست؟
نه، که از ناله‌ی (نغمه؟)مرغان چمن در طرب است

.M.FAHIM در ‫۱۲ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۱۲ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۸۷:

ممنون صفحهء گنجو که این گنجینه بزرگ را به دسترس عزیزان قرار داده است
اشتباه تایپی که صحیح آن چننین است
**
دارم ز سیر گلشن اسباب در نظر
رنگی‌ که شعله می‌زندم آب در نظر

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۱۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۷:

فریبا جان با درود به شما البته انگلیسی ناکاستومندی نوشته اید ولی به گمانم بیشترمان اینجا به فارسی نوشتن بنازیم و ببرازیم . صقال معنای صیقلی می دهد و همان صقال گویا درست است .

رسته در ‫۱۲ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۴۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۷۲:

پرسیده‌اند که:‌ حَرَمدان درست است یا حُرُمدان؟
در لغتنامهٔ پایانی دیوان شمس ج 7 نسخهٔ فرورانفر حُرُمدان نوشته شده است به معنی:
کیسهٔ چرمی که به کمر می‌بسته‌اند و پول و نقد و غیره را در آن می‌ریخته‌اند، همیان.
این واژه در آثار مولوی در ده مورد آمده است:
1) بود درویشی درون کشتی‌ای // ساخته از رخت مردی پشتی‌ای
یاوه شد همیان زر او خفته بود // جمله را جستند و او را هم نمود
کین فقیر خفته را جوییم هم // کرد بیدارش ز غم صاحب‌درم
که درین کشتی حرمدان گم شدست // جمله را جستیم نتوانی تو رست
مثنوی دفتر دوم
2) چونک حق و باطلی آمیختند // نقد و قلب اندر حرمدان ریختند
پس محک می‌بایدش بگزیده‌ای // در حقایق امتحانها دیده‌ای
مثنوی دفتر دوم

3) هله در ده می بگزیده که مهمان تو‌ام // ز پریشانی زلف تو پریشان توأم
تلخ و شیرین لب ما را ز حرم بیرون آر // نقد ده نقد، که عبّاس حرمدان توأم
آنچ دادی و بدیدی که بدان زنده شدم // مردهٔ جرعهٔ آن چشمهٔ حیوان توأم
(عباس = گدای سمج = عباس دوسی)
ترجیعات دیوان شمس
4) زین فتنه و غوغایی آتش زده هر جایی // وز آتش و دود ما برخاسته ایوانی
با این همه سلطانی آن خصم مسلمانی // بربود به قهر از من در راه حرمدانی
بگشاد حرمدانم بربود دل و جانم // آن کس که به پیش او جانی به یکی نانی
غزل 2574

5) گر چه که صد شرط کنی بی‌همه شرطی بدهی // ز آنک تو بس بی‌طمعی زر به حرمدان نبری

6) عشق تو گفت ای کیا در حرم ما بیا // تا نکند هیچ دزد قصد حرمدان تو
غزل 2244

غزل 2455
7) ایمنیم از دزد و مکر راه زن // زانک چون زر در حرمدان توییم
غزل 1673
8) کاسهٔ ارزاق پیاپی شده‌ست // کیسهٔ اقبال حرمدان ماست
غزل 504
9)
حکایتی آورده اند، که پادشاهی بود و او را بنده‌ای بود خاص و مقرب عظیم چون آن بنده قصد سرای پادشاه کردی اهل حاجت قصه‌ها ونامه‌ها بدو دادندی که بر پادشاه عرض دار، او آنرا در چرمدان کردی ، چون در خدمت پادشاه رسیدی تاب جمال او برنتافتی ، پیش پادشاه مدهوش افتادی ، پادشاه در کیسه و جیب و چرمدان او نظرکردی به طریق عشقبازی که این بنده ٔ مدهوش من چه دارد، آن نامه ها را بیافتی و حاجات جمله را بر ظهر آن ثبت کردی و باز در چرمدان او نهادی ، کارهای جمله را بی آنک او عرض دارد برآوردی .... (فیه مافیه).

10 همین غزل مورد بحث
دل سوی تبریز رفت در هوس شمس دین // رو و رو ای دل بجو، زر به حرمدان خویش
که با داستانی که در فیه مافیه آمده است همخوانی دارد. تعداد زیادی از داستان‌های فیه مافیه و مثنوی در مقالات شمس هم آمده است از روی آن می‌توان دریافت که بیشتر داستان‌ها خاطراتی بوده‌اند که مولوی از روزهای همصجبتی با شمس به یاد داشته است و در آثارش آن‌ها را بسط داده است.
گاه مولوی از جناس بین حرم و حرمدان ایهامی آفریده است ( مورد‌های 3 و 4 و 6)، یعنی از حُرُمدان معنی پنهانی حَرَم و یا حَرَمدان را القاء کرده‌ است.
در ادبیات عرب هم همین واژهٔ حرمدان به همین معنی آمده است، در قاموس‌ها گفته شده است که این واژه معرب واژهٔ فارسی چَرمْدان است و دوگونه تلفظ از آن را ضبط کرده‌اند : حُرُمدان ، حُرَمدان.

فریدون در ‫۱۲ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۵۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹:

این کسانی که میگویند حافظ بچه باز بود از دیدگاه خود میگویند و این حقیقت نیست. مولانا میگوید
پیش چشمت داشتی شیشهٔ کبود
زان سبب عالم کبودت می‌نمود
این بزرگان دارای اخلاق عالی بودنند و این تحمت ها نا گوار است

عباس در ‫۱۲ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۱۸ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » ترکیبات » شرح پریشانی:

مصرع دوم این بیت باید اصلاح شود
آنکه بر جانم از او دم بدم آزاری هست
میتوان یافت که از من به دلش باری هست
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

mojdeh در ‫۱۲ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۱۸ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » مسمطات » سعدی:

عاللللللللللللللللللللللللللللللللییییییییییییییییییییییییی:))) مرسی از زحمتاتتتتتونننننننننننننننننننننننننن:)))

محمد در ‫۱۲ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۰۲ دربارهٔ سیف فرغانی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۷۹:

خیلی زیبا بود

عباس در ‫۱۲ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۱۲ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » ترکیبات » گلهٔ یار دل‌آزار:

مکن آن نوع که آزرده شوم از خویت

عباس در ‫۱۲ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۱۱ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » ترکیبات » گلهٔ یار دل‌آزار:

دست شما درد نکنه - خیلی خوشحال شدم که سایت رو پیدا کردم تشکر فراوان

علی در ‫۱۲ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۰۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۱۸ - کشته شدن سهراب بر دست رستم، شناختن پسر از مهره و بازداشتن پدر از خودکشی:

شکاریم یکسر همه پیش مرگ، سری زیر تاج و سری زیر ترگ... ابیاتی از این قطعه را بنام سوگ سهراب ناصر عبدالهی عزیز به شکل زیبایی اجرا کرده.

امیر در ‫۱۲ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۷:۵۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۷۲:

باسلام. در سایت واژه کلمه حرمدان را با فتح "ح" و "ر" آورده است. درحالی که دکتر سروش به ضم "ح" و "ر" قرائت می کند. کدام درست است؟

۱
…
۴۹۷۳
۴۹۷۴
۴۹۷۵
۴۹۷۶
۴۹۷۷
…
۵۸۴۲