گنجور

حاشیه‌ها

حمید اکبر در ‫۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۰:۳۵ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب چهارم در تواضع » بخش ۲۵ - حکایت امیرالمؤمنین علی (ع) و سیرت پاک او:

رسول خدا صل الله علیه و آله فرمود : من شهر علم هستم و علی باب آن ... امیرالمومنین سلام الله علیه : بارها فرمودند : سَلُونِی قَبْلَ أَنْ لَا تَسْأَلُونِی و لَنْ تَسألوا بَعدی مِثلی ... به خدا سوگند از هر آنچه سؤال کنید، پاسخ می‌دهم. از کتاب خدا بپرسید که به خدا قسم من به تمام آیات قرآن آگاهم که در شب نازل شدند یا روز؛ در زمین هموار نازل شده یا در کوه./ ابن عساکر، تاریخ دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۲۷، ص۱۰۰ / -- به راستی علم اولین و آخرین نزد من است. من برای اهل تورات، بر طبق تورات، برای اهل انجیل بر طبق انجیل و برای اهل قرآن بر طبق قرآن فتوا می‌دهم./صدوق، الامالی، ۱۳۷۶ش، ص۳۴۱. .... با این تفاسیر که آیه تطهیر بر ایشان نازل شده و دارای عصمت تام هست ... این شعر سعدی چه چیزی را میرساند !!؟؟ اشعری بودن او ... غرض ورزی او ...

مهدی از بوشهر در ‫۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۰:۱۱ در پاسخ به امین مروتی دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۲۵:

درود / بهره بردم و مطالب بسیار مفید بود با اینحال در دو مورد نظری غیر شما دارم .

۱. بیت ۱۳ یکی از معانی راح شراب است که با کلمه ساقی همخوانی دارد پس: 

ساقی آدم کُش اگر مرابکشد من نیز خوشحالم 

هدیه او به من شراب است و بخشش من به او روح و جان است 

۲. بیت آخر ایهام دارد و علاوه بر برداشت شما بگمان من با توجه به کلمه ضیا می تواند اشاره به حسام‌الدین باشد نه خود مولانا 

یوسف شیردلپور در ‫۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۰۵:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۲:

با عرض ادب خدمت همه عزیزان گنجوری ودست اندارکاران برنامه وسایت پربار گنجور وتشکر از همه
در مورد این بیت
طرازِ پیرهنِ زَرکشم مبین چون شمع

که سوزهاست نهانی درونِ پیرهنم، طراز یا تراز، در این بیت منظور کراوات است و البته آنگونه که من شنیدم و درجایی هم خواندم که ابداع و شروع کراوات در ایران باستان بوده بعدها مانند خیلی از رسومات دیگر رواج پیدا کرده است، طراز یا کراوات فقط هم بخاطر زیبایی نبوده ونیست در واقع تراز بدن است، بدین سان که وقتی کسی کراوات می‌بندد باید طوری بماند یا بنشیند که کراوات انحنا یا چروک نداشته باشد چون در غیر این صورت یعنی درست ننشسته  وچون معمولاً کسانی که متمول یا مرفه بودند از کراوات اسفاده میکرده اند لباس های زربفت هم با نوارهای رنگین مزین میکردند ، بنابراین شاعر میفرمایند حتی اون شخصی که چنین لباس رنگارنگ و کراواتی هم هست درون خود و در ضمیر خود غمی دارد که پنهان است
طرازِ پیرهنِ زَرکشم مبین چون شمع

که سوزهاست نهانی درونِ پیرهنم🌹🌹💐💛💛💚 

امیر رحیمی در ‫۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۰۰:۰۶ دربارهٔ نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب الاسد و الثور » بخش ۴۴ - سرانجام دمنه:

فایل صوتی در نرم افزار بله

https://ble.ir/kelile

علی کامرانیان در ‫۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۲۲:۲۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۸ - دریافتن آن ولی رنج را و عرض کردن رنج او را پیش پادشاه:

درود خداوندگارِ زیبا و بینا بر آن باد که خبر از درمانِ دردِ دردمندان می دهد... 

vafa در ‫۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۲۰:۵۴ دربارهٔ رودکی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۰:

درودها. کسی اطلاع داره چرا در هجای هشتم هر دو مصرع اول و دوم، اختیار استفاده شده و هجاهای بلند به کوتاه تغییر کردن بدون اینکه از اختیار زبانی تغییر کمیت مصوت‌ها استفاده بشه؟

آرشید در ‫۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۹:۵۵ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » تک‌بیتهای برگزیده » تک‌بیت شمارهٔ ۶۰۷:

اولین بار با صدای حبیب محبیان این بیت را شنیدم 

آرش جوادی در ‫۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۵:۳۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۵:

اگر دانی که دنیا غم نیارزد

به روی دوستان خوش باش و خرم

غنیمت دان اگر دانی که هر روز

ز عمر مانده روزی میشود کم

سید حازم سادات در ‫۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۲۱:۰۱ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۸۱۷:

زییاا 💙 

سید حازم سادات در ‫۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۲۱:۰۰ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۹۴۷:

زییاا 💙 

سید حازم سادات در ‫۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۲۱:۰۰ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۹۴۱:

زییاا 💙 

سید حازم سادات در ‫۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۲۰:۵۹ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۹۳۹:

زیباا 🩵 

agareza sad در ‫۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۸:۲۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۴:

یعنی تا زمانی که استاد شجریان این غزل سعدی در خصوص برگ تنهایی با محمد موسوی اجرا نکرده بود کسی نمی‌دانست ارزش این شاهکار سعدی را

حسین مویدی در ‫۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۲:۴۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۶۹ - داستان تخت طاقدیس: از ساخت جهن برزین برای فریدون تا شکستن اسکندر و بازسازی پرویز:

همان تخت به دوازده لخت بود جهانی سراسر همه تخت بود

به نظر می رسد در هم ریختگی باعث شکست در وزن شده است . شاید :

همان تخت بیش از دو ده لخت بود 

جهانی سراسر همه تخت بود 

بختیار دانشانی در ‫۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۱:۱۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۱:

سلام. اجرای این شعر به آواز سیداحمدخان ساوه‌ای و تار درویش خان موجود است. پوزش بابت نوشتن این مورد در حاشیه‌ها، معرفی ترانه در نظرم پیچیده بود.

Zahed Parsa در ‫۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۰:۵۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۴۰:

آقای شفیق سیه پوش این شعر رو بسیار زیبا اجرا کرده... سبک راک

عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۰۷:۵۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸:

در متن نُشاب ثبت شده بود اما نَشاب صحیح است به معنی تیرانداز بر وزن فَعّال اسم مبالغه است مثل خَبّاز و نَجّار

اصلاح شد

نُشاب به معنی تیرها است 

کاظم رمضانیان در ‫۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۲۳:۱۸ دربارهٔ شیخ بهایی » کشکول » دفتر چهارم - قسمت دوم » بخش سوم - قسمت دوم:

این قسمت از این قطعه از شیخ بهایی نیست:

رفتم بر اسب تا  به جرمش بکشم

گفتا که نخست بشنو این عذر خوشم

 

من گاو زمینم که جهان بردارم؟

یا چرخ چهارمم که خورشید کشم 

 

مربوط به امیر معزی نیشابوری شاعر درباری قرن ششم هجری است که فی‌البداهه شعری را در زمان زمین خوردن سلطان سنجر سلجوقی حین بازی چوگان سرود و هم جان اسب را نجات داد و هم اسب به او هبه شد:

شاها ادبی کن فلک بد خو را

کاسیب رسانید رخ نیکو را

 

گر گوی خطا کرد، به چوگانش زن

ور اسب خطا کرد، به من بخش او را

 

 

با شنیدن این ابیات خشم شاه فروکش کرد و خندان شد و اسب را به او بخشید.

 

معزی بلافاصله این رباعی دیگر را گفت:

 

 

رفتم بر اسب تا که زارش بکشم

 

گفتا: بشنو نخست این عذر خوشم

 

من گاو زمینم که جهان بر گیرم؟

 

یا چرخ چهارمم که خورشید کشم

 

 

 

دکتر حافظ رهنورد در ‫۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۲۳:۱۴ در پاسخ به سعید حبیب زاده دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۱:

بیتی که اشاره کردید در تمام نسخه‌ها و شرح دیوان‌ها همان عقل است.

اما نکته‌ی جالب‌تر در این بیت این است که معمولن برای صفت هیچ‌کاره باید از فعل ربطی" است" استفاده کند؛ یعنی بگوید هیچ‌کاره است. اما برای ایجاد ایهام معنایی که یکی از شگرد‌های خواجه است از فعل ربطی منفی استفاده می‌کند. انگار که در یک معنا بخواهد بگوید که هیچ‌کاره‌ی هیچ‌کاره هم نیست.

کاظم رمضانیان در ‫۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۲۲:۳۱ دربارهٔ امیر معزی » رباعیات » شمارهٔ ۴:

حاضر جوابی امیرمعزی در برابر سلطان سنجر

 

سلطان سنجر در میدان به چوگان بازی مشغول بود. ناگهان اتفاقی افتاد و سلطان از اسب به زمین افتاد و مجروح شد، معزی که در آن جا حضور داشت، بالبداهه این رباعی را ساخت:

شاها ادبی کن فلک بد خو را

کآسیب رسانید رخ نیکو را

 

گر گوی خطا کرد، به چوگانش زن

ور اسب خطا کرد، به من بخش او را

 

با شنیدن این ابیات خشم شاه فروکش کرد و خندان شد و اسب را به او بخشید.

 

معزی بلافاصله این رباعی دیگر را گفت:

 

رفتم بر اسب تا که زارش بکشم

گفتا: بشنو نخست این عذر خوشم

 

من گاو زمینم که جهان بر گیرم؟

یا چرخ چهارمم که خورشید کشم

۱
…
۲۵
۲۶
۲۷
۲۸
۲۹
…
۵۸۲۲